بـــيانــات هـــامّـة وعــــاجــلة

العربية  فارسى  اردو  English  Français  Español  Türk  Deutsh  Italiano  русский  Melayu  Kurdî  Kiswahili

The Awaited Mahdi is calling to the global peace among the human populations

The fact of Planet-X, the planet of chastisement from the decisive Book as a reminder to the possessors of understanding-minds

A brief word about The Insolent (Antichrist) the Liar Messiah

Donald Trump is an enemy to the original American people, and an enemy to all Muslim and Christian people and their Governments, and an enemy to human populations altogether except the human satans the extremest ones in satan’s party

عــــاجل: تحذيرٌ ونذيرٌ لكافة البشر

تذكيـرٌ من محكم الذّكر لصُنّاع القرار من المسلمين

الإمام المهديّ يعلن غرّة الصيام الشرعيّة لعامكم هذا 1439 بناء على ثبوت هلال رمضان شرعاً

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يحذّر الذين يخالفون أمر الله ورسوله من غضب الله ومقته وعذابه

سوف تدرك الشمس القمر أكبر وأكبر في هلال رمضان لعامكم هذا 1439 تصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكُبر وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني

إعلان مفاجأةٌ كبرى إلى كافة البشر لمن شاء منهم أن يتقدّم أو يتأخّر، والأمر لله الواحد القهار

النتائج 1 إلى 5 من 5

الموضوع: پاسخ‌های امام به ابوفراس الزهرانی

  1. ترتيب المشاركة ورابطها: #1  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 297548   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,743

    افتراضي پاسخ‌های امام به ابوفراس الزهرانی

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - 04 - 1431 هـ
    22 - 03 - 2010 مـ

    ۲-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
    07:42 مساءً
    ________


    ( پاسخ امام به أبي فراس الزهراني )
    همانا که علمی که از نزد خدا عطا شده حجت و برهان آشکار است...

    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمين
    محمد الهادي الامين عليه الصلاة والسلام
    وعلى نسائه الاطهار امهات المؤمنين
    وعلى اصحابه الغر الميامين رضوان ربي عليه اجمعين
    خدا شما را حفظ کند؛ من برخی از مواضع شما را در پایگاهتان خواندم که نشان می‌دهد از روی علم و آگاهی
    استوالبته حکم با خداوند است که او داناترین است. بعضی ملاحظات وجود دارد که نیاز داریم به آنها پاسخ دهید....

    اول این که می‌گویید در رؤیا دیده‌اید توسط مجموعه‌ای از آل بیت احاطه شده بودید وعلی (کرم الله وجهه) درمیان‌شان بود و در آخر بر پیامبر مصطفى عليه الصلاة
    والسلام سلام کردید آیا در اعماق قلب‌تان احساس می‌کنی پاسخی قانع کننده ب
    ه خواننده خواه از نزدیکان شما باشد یا دور، داده‌ای

    دوم این که: از کجا دریافتید نام آن کوکب سقر است... و موعد ظهور آن کی خواهد بود؟ خدا شما را حفظ کند
    سوم این که: مهدی در آخر الزمان می‌آید یا در زمان ما والبته حکم با خداوند است واو داناترین است...ما از گذشتگان و مشایخ شنیده‌ایم و خود من از شیخ"الکشک" شنیده ام که او ( مهدی منتظر ) علوم دینی را در مدینه می خواند و سپس به مکه می رود. و نام او (مهدی ) نام نبی علیه الصلاة و السلام است؛ پاسخ شما چیست خدا حفظتان کند؟
    چهارم این که آیا مهدی مانند شما که بخشی را برای بیعت گذاشته‌اید؛ احتیاج به بیعت علنی دارد؛ آیا این برای یقین حاصل کردن است یا امری دیگر؟
    پنجم این که: حکم کسی که در حال حاضر به شما یقین نیاورد چیست؛ چون اشخاص زیادی ادعای مهدویت کرده‌اند. لا حول ولا قوة الا بالله....
    ششم این که: خدا شما را حفظ کند استدلال شما درمورد این که اصحاب کهف سه نفر هستند و این آیه که در مورد آنها از احدی سؤال مکن؛ نافی ذکر عدم سؤال کردن درمورد آنها نیست؟
    در غیر این صورت حبیب محمد صلی الله علیه و سلم از آنها خبر دار شده و برای ما نقل شده-پاسخ شما چیست ؟ چرا آنها را تبیین کردید؟
    هفتم این که: نوشتار شما درمورد زمین مفروشه و یأجوج و مأجوج و مکان آنها
    وعکس‌های خیالی که بعضی از برادران برای روشن شدن آن گذاشته‌اند و یکی از اعضا-که خدا جزای خیر به او بدهد- در پاسخ نوشته که اینها تصورات امریکایی و خیالی است.

    آیا زمین توخالی و مجوف است و آیا این توخالی بودن تا الآن کشف نشده در حالی که ما در قرنی زندگی میذکنیم که تصاویر ماهواره‌ای و گوگل ارت متحرک قادر به یافتن دقیق تحرکات ارتشی در تمام کشورها هستند ولی جستجوگران از ترس امریکا با پشت‌کار و صراحت در پی یافتن آن برنیامده‌اند... خدا حفظتان کند ما می خواهیم بدانیم شما چطور از آن باخبر شده و پیدایش کرده‌اید.
    از این که نوشته‌ای امت را چند پاره و دسته دسته نشوند وتحت یک پرچم و دین واحد گرد آیند بدون این که میان‌شان تنازع و تفاخر طایفی و قبیله‌ای باشد و این که همگی خداوند واحد قهار را عبادت کنند نه غیر او را و از سنت حبیب علیه الصلآت و السلام پیروی کنند خیلی خوشم آمد.. ولی چطور از وحی قرآن به آنها ( فرق مسلمین ) جواب داده و آنها را برخطا می‌دانی
    وآخر این که: درمورد کسانی که به آل بیت رسول علیه الصلاة و السلام ایراد گرفته و به آنها طعنه می‌زنند چه نظری داری؛ همسران او و اصحابش. حکم چنین کسانی از نظر قرآن و سنت چیست..
    و ای امام چطور تو را بشناسیم. ما از تعداد زیادی از اعضا شنیده‌ایم شما حاضر نیستید به صورت ویدیو یا صوت ظاهر شوید تا زمان
    تمکین فرا رسد... پس انصارتان چطورشما را بشناسند که بر هدایت قران و سنت پیامبر هستید

    وجزاكم الله كل خير

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار والتابعين الأنصار للحقّ إلى يوم الدين..
    برادر گرامی سلام خدا برشما باد؛ سلام برما و بندگان صالح خداوند سلام بر رسولان الهی و الحمدلله رب العالمین...

    برادر گرامی برکت خدا برتو باد از خردمندان باش که در بیان حق آیات کتاب تدبر می‌کنند؛ سخن صوابی که ذکری برای خردمندان و حکم نهایی و جدا کننده حق از باطل است و هزلیات نیست.
    . اما در مورد رؤیا؛ هرچقدر به شما گفته باشم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فتوا داده که من مهدی منتظرم؛ رؤیا برای شما حجت نیست و شایسته نیست احکام دین و مسایل مربوط به هدایت مسلمانان را بر اساس رؤیا قرار دهید؛ تا به این وسیله شیاطین با استفاده از رؤیا دینتان را عوض نکنند و در آن تغییر ایجاد ننمایند. همانا که رؤیا مختص صاحب آن است وسزاوار شما و مهدی منتظر نیست که بر اساس رؤیا احکام شرعی را برای امت تعیین کند. برای همین نمی‌خواهم با رؤیایی که از جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دیدم –با وجود کثرت آنها- با شما محاجه کنم. بیایید تا از پروردگار عالمیان به شما یاد دهم حجت حق چیست. جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می‌کنید؛ بر اساس کتاب خدا حجت"علم " است تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا} صدق الله العظيم [الأنعام:148].
    {
    بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيدو نشانش دهید}

    چون علمی که از جانب خدا باشد حجت و برهان آشکار است و سزاوار نیست مردم بگویند اگر خدا می‌خواست ما از صراط مستقیم منحرف نمی‌شدیم و اگر خدا بخواهد ما را هدایت می‌کند وهیچ چیز را با او شریک نمی‌گیریم چون خداوند بر هر کاری قادر است. این سخن منطقی و عقلانی نیست. بله حجت بالغه از آن خداوند است و اگر بخواهد با قدرت خود همگان را هدایت می‌فرماید. این گونه نیست که خداوند از چنین کاری ناتوان باشد و اگر بخواهد با
    قدرت فرمانش: کن فیکون چنین می‌کند. اما پروردگار با رساله و پیام علمی از نزد خود برای مردم حجت آورده است، خداوندی که رسولان را با آن برانگیخت تا مردم بعد از رساله علمی از نزد پروردگارشان؛در برابر خدا حجت نداشته باشند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].

    {پیامبرانى كه بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا پس از [آمدن] این پیامبران، براى مردم در مقابل خدا [بهانه و] حجّتى باقى نماند. و خداوند همواره شكست‌ناپذیر و حكیم است.}
    وبه همین دلیل در روز ملاقات با خداوند؛ حجت کسانی که می‌گویند:״اگر خدا می‌خواست ما را هدایت می‌کرد و اگر خدا می‌خواست ما شرک نمی‌آوردیم" پذیرفته نیست. خداوند با رساله و پیام علمی خود در برابر آنان حجت اقامه کرده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّىٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا ۗ قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿١٤٨﴾ قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {مشركان خواهند گفت: اگر خدا مى‌خواست، ما و پدرانمان مشرك نمى‌شديم و چيزى را حرام نمى‌كرديم. همچنين كسانى كه پيش از آنها بودند پيامبران را تكذيب كردند و خشم و عذاب ما را چشيدند. بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمینهای نابجا می‌زنید.» (۱۴۸) بگو: خاص خداست دليل محكم و رسا-حجت بالغه-، اگر مى‌خواست همه شما را هدايت مى‌كرد. (۱۴۹)}

    به این ترتیب رؤیا برای مردم حجت نیست وهم چنین نمی‌توان بدون علمی که از نزد خدا آمده و عقل و منطق آن را بپذیرد؛ از روی ظن از چیزی پیروی کرد بلکه حجت در برابر مردم ؛ علمی است که عقل و منطق را قانع و ساکت کند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ} صدق الله العظيم.
    { بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمینهای نابجا می‌زنید.»}
    ای علمای امت اسلام که معتقد به برانگیخته شدن مهدی منتظرهستید؛ خداوند از قبل به شما فتوا داده است که حجت "علم حقی" است که از نزد پروردگار عالمیان آمده است. حال سؤالی که مطرح می‌شود این است: آیا ناصر محمد یمانی را با علمی که عقل و منطق را ساکت ‌کند بر خود مهیمن می‌یابید؟ اگر تعقل کنید؛ خواهید دید ناصر محمد یمانی با علمی که از نزد رب العالمین و از آیات محکم قرآن عظیم است، با شما مجادله می‌کند. لذا حجت ناصر محمد یمانی علم حقی است که از نزد پروردگار عالمیان آمده است. اما شما از علوم ظنی پیروی می‌کنید که احتمال دارد حق باشند یا باطل و دروغ. اما خداوند به شما فتوا داده است که ظن و گمان جای حق را نمی‌گیرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {و بیشترِ آنان، جز از گمان پیروى نمى‌کنند. قطعاً گمان به هیچ وجه کسی را ازحقیقت بى‌نیاز نمى‌کند. همانا خداوند به آنچه مردم انجام مى‌دهند، آگاه است.}
    پس سزاوار مهدی منتظر نیست با علوم ظنی که احتمال حق یا باطل بودن دارد با شما محاجه و هدایت‌تان کند؛ پناه برخدا که از جاهلان باشیم. بلکه شما شاهدید که ناصر محمد یمانی با آیات بینه و ام الکتاب؛ آیاتی که از محکمات قرآن هستند با شما محاجه می‌کند؛ آیاتی که تنها فاسقان از آنها روگردانده و از آن چه که مخالف آنهاست پیروی می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم[البقرة].

    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    ولی متأسفانه پاسخ شیعیان اثنی عشری به مهدی منتظر که با آیات بینه از محکمات ذکر با آنان محاجه می‌کند
    ؛ چیزی جز این نیست که:" قرآن وجه‌های مختلف دارد" و پاسخ اهل سنت و جماعت این است که:" تأویل آن را جز خداوند کسی نمی‌داند"! چرا که شیعه و سنی می‌خواهند به بهانه این که تأویل قرآن را تنها خدا می‌داند؛ از روایات و احادیث پیروی کنند. برای همین است که مهدی منتظر به تمام بشریت فتوا می‌دهد که شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت با گفتن این که:" تأویل قرآن را تنها خدا می‌داند" به خداوند بهتان و افترای بزرگی زده‌اند؛ تا جایی که هم خود گمراه شده‌اند و هم امت‌شان را گمراه کرده‌اند. پس ثابت خواهیم کرد که به خدا بهتان زده‌اند و ما راست می‌گوییم. خداوند در آیات محکم کتابش قرآن عظیم به آنان فتوا نداده که تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند؛ بلکه خبر خداوند به آنان چنین است:

    همانا که برخی از آیات قرآن از متشابهات هستند و تأویل آنها را تنها خدا می‌داند و آن را به برخی از راسخین در علم کتاب که خود بخواهد؛ می آموزد و این آیات در قرآن بسیار اندک هستند و تقریبا ده درصد آیات را دربرمی‌گیرند. خداوند این آیات را حجت بر امت قرار نداده است و دستور نداده از ظاهر این آیات پیروی کنند. چون این دست آیات تأویلی غیر از ظاهر آیه دارند وتأویل‌شان را کسی جز خدا نمی‌داند. لذا خداوند به مردم فرمان می‌دهد از آیات محکمی پیروی کنید که برای عالم و جاهلی که زبان عربی مبین را بدانند روشن و ظاهر وباطن آنها یک‌سان است؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس کتاب –ام الکتاب- قرار داده است. به همین دلیل وقتی هرگاه حدیث یا روایتی آمد که مخالف این آیات بود؛ فرمان خدا این است که به ریسمان الهی قرآن عظیم تمسک جسته و به آن پای‌بند باشید و هرچه که مخالف آیات بینه و محکم باشد را پشت سر بیندازید. اگر از فرمان خداوند پیروی کرده و احادیث و روآیات را به آیات محکم و بینه عرضه کنید و وقتی دیدید حدیث یا روایتی برخلاف یکی از آیات بینه است آن را کنارگذاشتید؛ منافقان قادر نخواهند بود شما را از صراط مستقیم دور کنند؛ کسانی که به ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دهند و کفرشان را پنهان می‌سازند.
    ولی شما هم با این گفته: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]، به خدا افترا زده‌اید. متأسفانه کسانی که کوکورانه از علمای‌شان پیروی می‌کنند؛ وقتی علمای شیعه و سنی از قرآن عظیم فتوا آورده و به آنان می‌گویند: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]،قانع می‌شوند که تأویل قرآن را تنها خدا می‌داند! و از تدبر در آن رو می‌گردانند و می‌گویند روآیات و احادیثی که از عترت آل بیت- بنا بر گفته شیعیان- و صحابه به صورت عام-بنا به گفته اهل سنت- به ما رسیده؛ کفایت می‌کند و همگی از تدبر در آیاتی که برای عالم و جاهل‌تان بینه است رو می‌گردانید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    ولی مهدی منتظر از شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت این سؤال را می‌کند: آیا ممکن است در سخنان خداوند سبحان تناقض وجود داشته باشد؟ جواب همگی آنها روشن است. خواهند گفت:" سبحان الله العظیم او برتر از این است.چطور ممکن است سخنان خداوند تناقض داشته باشند او صادق و راست‌گوست! و چه کسی راست‌گوتر از خداوند است؟" مهدی منتظر در پاسخ می‌گوید: پس بیایید تا به فتوایی که از قرآن عظیم درمورد این فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ}
    صدق الله العظيم

    {و تأویل آن را جز خداوند؛ کسی نمی‌داند}
    و هم چنین این فرموده :
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    داده‌اید؛ بنگریم. بر اساس فتوای شما کلام خداوند متناقض است در حالی که او پاک و منزه ازچنین امری است این سرکشی بزرگی است!چطور ممکن است خداوند بفرماید:

    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    سپس سخنی متناقض بیاورد:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم
    {و تأویل آن را جز خداوند؛ کسی نمی‌داند}؟
    سپس می‌اندیشید که با فتوایی که از قرآن داده‌اید:"تأویل آن را جز خدا کسی نمی‌داند" به خداوند افترا زده‌اید. سپس به فتوای خداوند در آیات محکم کتابش رجوع کرده ودرخواهید یافت که خداوند نفرموده است که تأویل قرآن را کسی جز خدا نمی‌داند؛ بلکه این فتوا فقط مختص آیات متشابه قرآن است و مقصود خداوند آیات ام الکتاب محکم که برای عالم و جاهل‌تان روشن و بینه هستند، نیست؛ آیاتی که تنها فاسقان از آنچه که در آن آمده است رومی‌گردانند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن کتاب، آیات محکم است آنها اصل و اساس کتاب اند، و بخشی دیگر آیات متشابه است ولی کسانی که در قلوبشان انحراف است برای فتنه انگیزی و طلب تفسیرِ از آیات متشابهش پیروی می کنند، و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا نمی داند. و استواران در دانش [راسخون فی العلم] می گویند: ما به آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و جز صاحبان خرد متذکّر نمی شوند.}
    آیا نمی‌بینید به دلیل فتوای باطل‌تان هم باعث گمراهی خودتان شده‌اید و هم امت‌تان را به گمراهی کشانده‌اید؟ و مهدی منتظر هم نمی‌تواند شما را نجات داده و هدایت‌تان کند؛ مگر این که به حکمیت براساس کلام محکم خداوند بازگردید که در آیات محکم و بینه و آیات ام الکتابش آمده‌اند و این آیات را با تمام مطالبی که در احادیث و روآیات آمده است مقایسه کنید و اگرچیزی برخلاف یکی از آیات محکم کتاب بود، به حبل الله قرآن عظیم چنگ زده و آن چه که مخالف آیات محکم آن است پشت سر رها کنید؛ چون حدیثی که مخالف آیات محکم کتاب باشد، نه از نزد خدا و رسولش بلکه از طاغوت شیطان رجیم است که از زبان اولیایش تقل شده است؛ از شیاطین بشر که تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکرشان را از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پنهان می‌کردند؛ کما این که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم درمورد مکر آنان به شما فتوا داده و می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامى که منافقان نزد تو آیند، می‌گویند: «گواهى مى‌دهیم که تو پیامبر خدا هستى!» و خدا مى‌داند که تو پیامبرش هستى و خدا گواهی مى‌دهد که منافقان دروغگویند. (۱) سوگندهاى خود را سپر ساختند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند. به راستى بسیار بد می‌کنند. (۲)}

    سپس خداوند شما را از روش آنها برای بازداشتن مردم از راه خدا باخبر می‌کند که همانا افترا زدن به رسول خدا در احادیث سنت نبوی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و وکیل بودن خدا کافی است(۸۱)}
    سبحان الله! شما می‌بینید خداوند به رسولش فرمان نمی‌دهد؛ آنها را رسوا کرده و طردشان کند؛ بلکه به ایشان امر می‌نماید آنها را رها کرده و از آنان روگرداند. علت این است که خداوند می‌خواهد روشن شود چه کسانی از قرآن پیروی می‌کنند و چه کسانی قرآن را پشت سر رها کرده و از احادیثی در سنت پیروی می‌کنند که مخالف آیات محکم کتاب است؛ چرا که خداوند فرمان خواهد داد تا به قرآن رجوع رده و در آیات محکم و بینه کتاب اندیشه کنند. خداوند به شما فتوا داده است اگر دیدی در سنت نبوی احادیثی است که برخلاف آیات بینه و محکم کتابند؛ این حدیث از نزد خدا نیست؛ مادامی که حدیث برخلاف ایه‌ای از آیات محکم کتاب باشد- از خدا نیست-.چون محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نه در کتاب و نه در سنت از روی هوی سخن نمی‌گوید؛‌ آیا تقوا نکرده و درکلام محفوظ از تحریف خداوند که در کتاب آمده است اندیشه نمی‌کنید! خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقرآن ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و آنان كه سرباز زنند، ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده‌ايم. (۸۰) و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و وکیل بودن خدا کافی است (۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویندو اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(۸۳)}

    چرا از فضل و رحمت خدا که همانا برانگیختن امام مهدی است تا شما را از فتنه مسیح کذاب شیطان رجیم نجات دهد؛ رو می‌گردانید؟ ای جماعت اهل سنت و شیعه؛ راه نجات شما چیست؟ شما به مطالبی که در روایات و احادیث آمده ومخالف آیات محکم کتاب است تمسک جسته و مسلمانان و مردم عالم را از تصدیق کردن مهدی منتظر حق پروردگارتان بازداشته‌اید تا زمانی که عذاب دردناک را به چشم ببینید؛ مگر کسانی از شما که مورد رحم پروردگارم قرار گیرند و برای‌شان روشن شود ناصر محمد یمانی به حق سخن گفته و بی شک و تردید مردم را به سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند؛ اینان خردمند هستند چون درمورد حجت ناصر محمد یمانی و برهان علمی که برای علمای امت می‌آورد، تدبر و اندیشه می‌کنند. اگر برهان علمی ناصر محمد یمانی از کلام خدا باشد؛ درمی‌یابند ناصر محمد یمانی با آیات محکم و بینه‌ای برای علمای مسلمین حجت می‌آورد که تنها فاسقان نسبت به آن کافر می‌شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    ولذا مهدی منتظر راست گفته است؛ چون می‌دانند اگر حجت ناصر محمد یمانی را تکذیب کنند؛ خدا و رسولش را تکذیب کرده‌اند و می‌گویند:" پناه برخدا از این که از فاسقالنی باشیم که آیات بینه کتاب را تکذیب می‌کنند". تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    وقتی کسی تصمیم گرفت از امام حق پروردگارش پیروی کند؛ خداوند بر هدایتش می‌افزاید. والله اگرازحال آنان باخبر باشید...وقتی دربیان ناصر محمد یمانی تدبر می‌کنند تا به جایی می‌رسند که از آیات محکم قرآن برهان علمی می‌آورد؛ پوست‌شان به لرزه می‌افتد و با ذکر پروردگارشان؛ قلب‌شان نرم شده و سپس به خاطر درک حقیقت؛اشک ازچشمان‌شان جاری می‌شود؛ اینها کسانی هستند که خداوند آنان را نسبت به قرآن عظیم نابینا نکرده است. اما کسانی که از روایاتی که نزد خود دارند خرسند بوده در برهان علمی ناصر محمد یمانی تدبر نمی‌کنند؛ برهانی که از آیات محکم قرآن عظیم آورده می‌شود؛ اینان کورشده-وقادر به درک قرآن نمی‌شوند- و نسبت به حق آمده از نزد پروردگارشان بصیرت پیدا نمی‌کنند. چون اساساً یا مانند شیعیان به روایات آل بیت و یا مانند اهل سنت به روایات منقول از صحابه اعتصام جسته‌اند و آیات محکم این قرآن را مهجور گذاشته و سخن‌شان فقط این است که:" این روایات و احادیث از افراد مورد اطمینان-ثقات- نقل شده است". پس امام مهدی به اینان می‌گوید: هیهات هیهات ای جماعتی که به روایاتی که برخلاف آیات محکم کتابند متمسک هستید و حجت‌تان این است که از ثقات نقل شده‌ند؛ آیا از دید شما اینها از کلام خدا در آیات محکمش درست‌تر هستند؟! چون این روایات برخلاف آیات محکم کتابند... علت روگرداندن شما از دعوت مهدی منتظرحق پروردگارتان همین است؛ چون شما می‌دانید اگر به حکمیت کلام خدا در آیات قرآن عظیم که محفوظ از تحریف است پاسخ دهید؛ با بسیاری از روایات و احادیث شما،مخالف خواهد بود. همگی احادیثی که برخلاف آیات محکم قرآن هستند از سوی شیطان رجیم وارد-سنت- شده‌اند. حدیث شیطان رجیم می‌خواهد شما را از پیروی از فرموده خداوند تعالی در آیات محکم که برای عالم و جاهل‌تان بینه و روشن هستند؛ باز دارد؛ آیا از خدا پروا نکرده و تقوا پیشه نمی‌کنید؟ شما از دروغ‌‌هایی که به خداوند؛ رسول الله، آل بیت رسول و صحابه مکرم نسبت داده شده، پیروی کردید؛ تا جایی که بعد ازایمان به این قرآن، نسبت بدان کافر گردید؛ چه کسی شما را از عذاب روز عقیم-بی مانند- حفظ خواهد کرد؟
    ای جماعت انصار پیشگام برگزیده؛ ای بازدیدکنندگانی که به دنبال حق هستید؛ شاهد حق نسبت به علمای امت و خودتان باشید؛ امام مهدی در برابر شما حجت اقامه کرد وعلم حقی را برایتان استخراج کرد که بی هیچ شک و تردیدی از نزد پروردگار عالمیان است؛ چرا که حجت امام مهدی حق پروردگارتان؛ برهان علمی از نزد پروردگار عالمیان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿١٤٨﴾ قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمینهای نابجا می‌زنید.» (۱۴۸) بگو: دليل محكم و رسا-حجت بالغه- خاص خداست. اگر مى‌خواست همه شما را هدايت مى‌كرد. (۱۴۹)}
    و ازآن جا که ناصر محمد یمانی علم را از کتاب خداوند و از ایات محکم آن که برای عالم و جاهل روشن و بینه هستند؛ برایتان استخراج می‌کند؛ پس دربرابرتان به حق حجت خدا را اقامه کرده و حجت بالغه از آن خداوند است نه افترا زنندگانی که مطالبی را بیان می‌کنند که برخلاف کلام خدا در آیات محکم و روشن کتابش است.
    ای پرسش‌گر! می‌بینم از مهدی منتظر می‌خواهی به اختصار پاسخ دهد؛ پس مهدی منتظر در پاسخ می‌گوید: ای مردم از خدا بترسید؛ من مأمورم که قرآن عظیم را به تفصیل برایتان بیان کنم و با آن با شما به سختی جهاد نمایم؛ همان طور که جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم چنین می‌کرد. پس هرکس که هدایت شود؛ به نفع خودش است و هرکس گمراه شود بر گردن خود اوست و هرکس بعد از بیعت کردن؛ از پیروی از ناصر محمد یمانی بازگردد؛ به گذشته خو رو کرده و بیعتش را شکسته است و عهدی نزد خدا ندارد؛ بعد از قرآن عظیم؛ می‌خواهد از چه چیزی پیروی کند؟ بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست...
    و فتوا خواهم داد کسانی که از پیروی از ناصر محمد یمانی دست بردارند؛ بعد از ارتداد قلبشان خاشع نشده و از چشمان‌شان اشک جاری نمی‌شود تا یا جان بدهند یا به مسیر ارشاد و هدایت بازگشته و در پیشگاه پروردگارشان استغفار و انابه کنند تا بار دیگر قلب‌شان را هدایت کند؛ تا زمانی که خداوند ایشان را به مسیر پیروی از ناصر محمد یمانی بازگرداند؛ در این صورت خواهند دید خداوند کارشان را به سامان می‌رساند و قلب‌های‌شان نرم شده و نفسشان مطمئن می‌گردد تا از شاکران گردند. از آن جا که ساده ترین چیزها باعث فتنه بعضی از انصار می‌شود؛ اگر برای امام مهدی به صورت خصوصی نامه‌ای بنویسد یا در صفحات پایگاه به صورت علنی نوشته و بگوید" ای امام می‌خواهم فلان موضوع را برایم روشن کنی؛ پیش خودم شک کرده‌ام" و سپس امام مهدی ناصر محمد یمانی چیزی می‌نویسد که باعث اطمینانش شده و القای شیطان در نفسش از بین می‌رود.
    ای جماعت انصار؛ مگر به شما نگفتم خداوندهر یک از شما را که بخواهد؛ -مانند رسولانش -مبتلا می‌کند؟ بعد از پیروی و بیعت؛ شیطان در نفسشان شک نسبت به حقیقت را القا می‌کند. برخی از آنان به درگاه خدا انابه می‌کنند تا قلب‌شان را هدایت کند و آیات خود را برایشان روشن سازد؛ پس در بیانات دیگر امام مهدی ناصر محمد یمانی چیزی را پیدا می‌کنند که شک را از میان می‌برد و یا برای امام مهدی نامه نوشته و به او می‌گویند:" اماما مرا ببخش. می‌خواهم قلبم اطمینان پیدا کند؛ چیزی باعث شکم شده است". آن گاه برای امام مهدی ناصر محمد یمانی روشن می‌شود بعد از بیعت و پیروی –از امام- شیطان از چه چیزی برای القای تشکیک نسبت به حق استفاده کرده است .وقتی به امام ناصر محمد یمانی خبر دهد چه چیزی باعث شکش شده است؛ به اذن خدا به او وعده می‌دهم؛ وعده‌ای راستین که از نزد پرورگار عالمیان حق را برایش می‌آورم و دانش و تفاصیل بیشتری از آیات محکم کتاب خدا دراختیارش می‌گذارم تا خداوند القای شیطان را که بعد از تمنا و آروزیش –برای پیروی از حق- و بعد از آنکه حق را یافته و بیعت کرد- وارد قلبش شده بود - از قلبش ببرد. این چیزی نیست که به خاطرش شرم وحیا کنید؛ حتی برای انبیاء نیز اتفاق افتاده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّـهُ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٥٢﴾ لِّيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الحج].
    { هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه تمنا و آرزومی‌کرد ( تمنای پیروی از حق)، شیطان در آن القا(ی شبهه) می‌نمود.؛ امّا خداوند القائات شیطان را می‌نوشت ، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲) تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در دلهایشان بیماری است، و آنها که سنگدلند؛ و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) }

    همانا که می‌خواستیم انصار را متوجه این امر کنیم تا بدانند هرکس که بعد از رسیدن به حقی که به دنبالش بود و بعد از رسیدن ؛با آن بیعت کرد و پیروآن شد؛ اما شیطان درتمنا و آرزویش شک القا کرد و باعث شد به خاطر چیزی دچار شک و تردید شود؛ حیا نکند در-آگاهی از- دین حیا جایی ندارد. عزیزان قلبی من؛ برای من نامه‌ای فرستاده و بخواهید توضیح بیشتری بدهم تا القای شیطان از نفس‌تان برود و سپس خداوند آیاتش را استوار کرده و از محکمات کتاب آن را برایش روشن می‌سازد و القای شیطان از قلبش رفته و طائف شیطان می‌رود و بصیرت پیدا می‌کند.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5101 من الموضوع: ردود الإمام على أبي فراس الزهراني: العلم من الله هو الحُجّة والبرهان المبين ..



    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - 04 - 1431 هـ
    22 - 03 - 2010 مـ
    07:42 مساءً
    ________



    ( ردود الإمام على أبي فراس الزهراني )
    العلم من الله هو الحُجّة والبرهان المبيــن ..


    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمين
    محمد الهادي الامين عليه الصلاة والسلام
    وعلى نسائه الاطهار امهات المؤمنين
    وعلى اصحابه الغر الميامين رضوان ربي عليه اجمعين

    لقد قرأة عدة مواضيع لكم حفظكم الله في منتداكم
    تدل على علم وتروي والله بذلك احكم واعلم
    ولنا بعض الملاحظات التي نحتاج منكم
    الاجابة عنها ....

    اولا:-تقولون انكم رئيتم رويا انكم محاطين بمجموعة من ال البيت وكان من بينهم
    علي كرم الله وجهه واخيرا سلمتم على المصطفى عليه الصلاة
    والسلام...... هل في قرارة نفسك تحس انك قد اعطية اجابة مقنعة حفظكم الله
    للمتلقي ......سواء اكان منكم قريب ام بعيد.....

    ثانيا:-كيف علمتم ان اسم الكوكب هو سقر....ومتى سوف يكون موعد ظهوره حفظكم الله...
    ثالثا:-المهدي في اخر الزمان ...او في وقتنا الحاظر والله بذلك احكم واعلم.....قد سمعنا من الاثر
    ومن عدة مشايخ ...وانا شخصيا سمعتها من الشيخ (الكشك) انه يتعلم في المدينة
    المنوره علوم الدين ثم ينتقل الى مكه واسمه على اسم النبي عليه الصلاة والسلام...
    فماذا ترد حفظكم الله....
    رابعا:- هل المهدي يحتاج من بيعه علنيه مثلكم ان جعلتم البيعه في موقعكم نافذة ثابته
    بمعنى لليقين ام ماذا....
    خامسا:-ماحكم من لم يقتنع بك في الوقت الحاظر نظرا لظهور اكثر من شخص ادعى المهدية ولا حول ولا قوة الا بالله......
    سادسا:-استدلالكم حفظكم الله عن اصحاب الكهف بأنهم ثلاثه(والايه ...ولاتستفت فيهم احدا)
    نافيه عن ذكر الاستفتاء عنهم الا كان اخبر بهم الحبيب محمد صلى الله عليه وسلم ونقلة لنا...
    فماهو ردكم عن ذلك....ولماذا تبينهم
    سابعا:- ذكركم عن الارض المفروشه وجوج ومأجوج ومكانهم وتبيين بعض الاخوه ببعض التصورات التي وجدة عضو مشارك يرد جزاه الله كل خير (بأنها تصورات امريكيه) كصور تشبيهية ...
    فهل الارض مجوفه....او بها تجويف ولم تكتشف الى الان ونحن في هذا القرن الذي به تصوير من الاقمار
    الصناعية اضافة علة قوقل ايرث المتحرك الذي يكشف ادق التفاصيل لتحرك الجنود في اي دوله
    ولم يتطرق له الباحثون بقوه وطلاقه خوفا من امريكا...اذا نريد ان نعرف منكم حفظكم الله
    كيف استدليتم انتم عليها....
    اعجبة كثيرا بما تكتبه عن لم شتات الامه الممزقه تحت رداء واحد ودين واحد بدون تنازع وتناحر طائفي
    وكلهم يعبد الواحد القهار دون غيره وعلى سنة الحبيب عليه الصلاة والسلام
    ولكن كيف ترد من وحي القران لهم بأنهم مخطئين ..

    وفي الختام
    اجبني فيمن يطعن في ال بيت الرسول عليه الصلاة والسلام
    ازواجه.......اصحابه.....ماهو الحكم عليه من القران والسنة..
    وكيف نعرفكم ايها الامام
    اذ قرأة لكم اكثر من رد من اكثر من عضو انكم لا تقبلون الضهور التصويري او الصوتي
    حتى موعد التمكين ,,,,اذا كيف يعرفكم انصاركم علة هدي القرأن وسنة الحبيب
    وجزاكم الله كل خير
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار والتابعين الأنصار للحقّ إلى يوم الدين..

    سلامُ الله عليكم أخي الكريم، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    أخي الكريم بارك الله فيك فكن من أولي الألباب المتدبِّرين للبيان الحقّ لآيات الكتاب بالقول الصواب ذكرى لأولي الألباب والحكم الفصل وما هو بالهزل.

    وأما بالنسبة للرؤيا فمهما قلتُ لكم أنّ محمداً رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - أفتاني بأني المهديّ المنتظَر فلم يجعل الرؤيا الحجّة عليكم ولا ينبغي لكم أن تبنوا أحكام الدين وهدى المسلمين على الرؤيا وذلك حتى لا يُبدِّل الشياطين دينكم عن طريق الأحلام تبديلاً، وإنما الرؤيا تخصّ صاحبها ولا ينبغي لكم ولا للمهديّ المنتظَر أن نبني عليها أحكاماً شرعيّةً للأُمّة، ولذلك لا أريد أن أُحاجّكم بالرؤيا لجدّي محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - برغم كثرتها، وتعالوا لنعلّمكم بالحجّة الحقّ من عند ربّ العالمين. والجواب تجدونه في محكم الكتاب أنّ الحجّة في كتاب الله هي (العلم)، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا} صدق الله العظيم [الأنعام:148].

    وذلك لأنّ العلم من الله هو الحجّة والبرهان المبين، ولا ينبغي للناس أن يقولوا لو شاء الله ما ضللنا عن الصراط المستقيم ولو شاء الله لهدانا وما أشركنا به شيئاً لأنّ الله على كلّ شيءٍ قدير، فليس ذلك قول المنطق والعقل، ونعم إنّ لله الحجّة البالغة ولو شاء لهداكم أجمعين بقدرته فلن يُعجز الله ذلك لو جعل الهدى بأمر القدرة: كن فيكون، ولكن الله أقام الحجّة على الناس برسالة العلم من عنده الذي يبعث بها رسله حتى لا تكون للناس حجّةٌ على الله من بعد رسالة العلم من عنده. وقال تعالى: {رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ولذلك لن يقبل الله حجّة - يوم لقائه - الذين يقولون: "لو شاء الله لهدانا ولو شاء الله لما أشركنا"، ولكن الله أقام عليهم الحجّة برسالة العلم من عنده. وقال الله تعالى: {سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّىٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا ۗ قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿١٤٨﴾ قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    إذاً الحجّة على الناس ليست الرؤيا، وليس اتّباع الظنّ بغير علمٍ من الله يقبله العقل والمنطق؛ بل الحجّة على الناس هي العلم المُلجم للعقل والمنطق. ولذلك قال الله تعالى: {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ} صدق الله العظيم.

    ويا معشر علماء أمّة الإسلام يا من يعتقدون ببعث المهديّ المنتظَر، لقد أفتاكم الله أنّ الحجّة هي العلم الحقّ من ربّ العالمين، والسؤال الذي يطرح نفسه: فهل وجدتم أنّ ناصر محمد اليمانيّ يهيمن عليكم بالعلم المُلجم للعقل والمنطق؟ فإن كنتم تعقلون فسوف تجدون أنّ ناصر محمد اليمانيّ يجادلكم بالعلم من ربّ العالمين من محكم القرآن العظيم؛ إذاً أصبحت حُجّة ناصر محمد اليمانيّ هي العلم الحقّ من ربّ العالمين، وأمّا أنتم فتتبعون العلم الظنّي الذي يحتمل الحقّ ويحتمل أنه باطلٌ مُفترى، ولكن الله أفتاكم أنّ الظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً في قول الله تعالى: {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    إذاً لا ينبغي للمهديّ المنتظَر أن يحاجّكم فيهديكم بالعلم الظنّي الذي يحتمل الصحّ ويحتمل الخطأ، وأعوذُ بالله أن أكون من الجاهلين؛ بل تجدون أن الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ يُحاجُّكم بآياتٍ بيّناتٍ من آيات أمّ الكتاب المحكمات هُنّ أمّ الكتاب وما يكفر بها فيتبع ما خالفها إلّا الفاسقون، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولكن للأسف ما كان ردّ الشيعة الاثني عشر على المهديّ المنتظَر الذي يحاجّهم بآياتٍ بيّناتٍ من محكم الذِّكر إلّا أن قالوا: "بل القرآن له أوجهٌ مُتعددة"! وأمّا أهل السُنّة والجماعة فيقولون: "وما يعلم تأويله إلّا الله"! وذلك لأنّ الشيعة والسُنّة لا يريدون إلّا أن يتّبعوا الروايات والأحاديث بحُجّة أنّ القرآن لا يعلم تأويله إلّا الله، ولذلك يُفتي المهديّ المنتظَر كافة البشر أنّ الشيعة الاثني عشر وأهل السُنّة والجماعة قد افتروا على الله زوراً وبهتاناً كبيراً بقولهم: "إنّ القرآن لا يعلم تأويله إلّا الله" حتى أضلّوا أنفسهم وأضلّوا أُمّتهم، ولسوف نثبت افتراءهم على الله وإنّا لصادقون، وذلك لأنّ الله لم يفتِهم بذلك في محكم كتابه أنّ القرآن لا يعلم تأويله إلّا الله بل أخبرهم الله:

    إنّ من القرآن آياتٍ متشابهاتٍ لا يعلم تأويلهنّ إلّا الله ويُعلِّم بتأويلهنّ من يشاء من الراسخين في علم الكتاب وهنّ قليلٌ في القرآن لَسْنَ إلّا بنسبة ما يقارب العشرة في المائة، ولم يجعلهنّ الله الحجّة على الأُمّة ولم يأمرهم باتّباع ظاهرهنّ، وذلك لأن لهنّ تأويلاً غير ظاهرهنّ لذلك لا يعلم بتأويلهنّ إلّا الله، ولذلك أمركم الله أن تتبعوا الآيات المحكمات البيّنات لعالِمكم وجاهلكم لكلّ ذي لسانٍ عربيٍ مبينٍ ظاهرهنّ كباطنهنّ وجعلهنّ الله هُنّ أمّ الكتاب، وذلك حتى إذا جاء ما يخالف لأيِّ آيةٍ منهنّ من الأحاديث والروايات فأمركم الله أن تعتصموا بحبل القرآن العظيم وتنبذوا ما خالف لمحكم آياته البيّنات وراء ظهوركم، ولكن لو اتّبعتم أمر الله فعَرَضتم الأحاديث والروايات على الآيات المُحكمات البيّنات ومن ثمّ ما وجدتم من الأحاديث والروايات جاء مخالفاً لإحدى الآيات البيّنات لما استطاع المنافقون الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر أن يُضلّوكم عن الصراط المستقيم.

    ولكنّكم كذلك افتريتم أنتم على الله بقولكم: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]، وللأسف إنّ الذين يتّبعون علماءهم بالاتّباع الأعمى حين يفتي علماء الشيعة والسُنّة عن القرآن العظيم ويقولون لهم: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم، ومن ثمّ يقتنعون أن القرآن لا يعلم بتأويله إلّا الله! ومن ثمّ يُعرضون عن تدبّره وقالوا حسبنا الروايات والأحاديث عن عترة آل البيت كما يقول الشيعة أو عن الصحابة بشكلٍ عامٍّ كما يقول السُنّة، وأعرضوا جميعاً عن تدبّر آيات الكتاب البيّنات لعالمكم وجاهلكم، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولكن المهديّ المنتظَر يوجّه إلى الشيعة الاثني عشر والسُنّة والجماعة سؤالاً وهو كما يلي: فهل يمكن أن يتناقض الله سبحانه في كلامه؟ ومعلومٌ جوابهم جميعاً وسيقولون: "سبحان الله العظيم وتعالى علواً كبيراً فكيف يتناقض الله في كلامه وهو الصادق! ومن أصدق من الله قيلاً؟". ومن ثمّ يردّ عليهم المهديّ المنتظَر: إذاً تعالوا لننظر في فتواكم عن القرآن العظيم في قول الله تعالى: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم، وفي قول الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم. وأصبح حسب فتواكم أن الله مُتناقضٌ في كلامه سبحانه وتعالى علواً كبيراً! فكيف يقول: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم، ثمّ يقول قولاً مُناقِضاً: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم؟

    ومن ثُمّ تتفكّرون أنكم قد افتريتم على الله بفتواكم عن القرآن أنه لا يعلم تأويله إلّا الله ومن ثمّ ترجعون لفتوى الله في محكم كتابه وسوف تجدون أنه لم يقل ذلك أنه لا يعلم تأويل القرآن إلّا الله؛ بل فتوى الله تخصّ المُتشابه من القرآن فقط، ولم يقصد آيات أمّ الكتاب المحكمات البيّنات لعالمكم وجاهلكم لا يُعرض عمّا جاء فيها إلّا الفاسقون. وقال الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    أفلا ترون أنكم أضللتم أنفسكم وأضللتم أمّتكم بسبب فتواكم الباطلة فأصبح المهديّ المنتظَر لا يستطيع إنقاذكم وهداكم حتى ترجعوا إلى الاحتكام إلى كلام الله المُحكم في آياته المُحكمات البيّنات هُنّ أمّ الكتاب فتقوموا بالمُقارنة بينهنّ وبين جميع ما جاء في الأحاديث والروايات، وما وجدتم منها خالف لأيّ آيةٍ محكمةٍ في الكتاب فاعتصموا بحبل الله القرآن العظيم وذروا ما خالف لمحكمه وراء ظهوركم لأن الحديث المُخالف لمحكم الكتاب قد جاءكم من عند غير الله ورسوله؛ أيْ من عند الطاغوت الشيطان الرجيم على لسان أوليائه من شياطين البشر الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر عن رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - كما أفتاكم الله بمكرهم في مُحكم القرآن العظيم في قول الله تعالى: {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].

    ومن ثمّ علَّمكم الله كيفيّة طريقة صدّهم عن سبيل الله أنه بالافتراء على رسوله في أحاديث السُنّة النّبويّة. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ويا سبحان ربّي! فأنتم تجدون أنّ الله لم يأمر رسوله بكشف أمرهم وطردهم؛ بل أمره أن يتركهم ويُعرض عنهم وذلك لكي يعلم الله الذين يتّبعون القرآن ممّن يذرونه وراء ظهورهم فيتّبعون الأحاديث في السُنّة التي تأتي مخالفةً لآيات الكتاب المُحكمات وذلك لأن الله سوف يأمركم أن ترجعوا إلى القرآن فتتدبّرون آيات الكتاب المُحكمات البيّنات، وأفتاكم الله أن ما وجدتموه من الأحاديث في السُنّة النّبويّة قد جاء مخالفاً لمحكم آيات الكتاب البيّنات فإنّ ذلك الحديث في السُنّة من عند غير الله ما دام جاء مخالفاً لآيةٍ محكمةٍ من آيات أمّ الكتاب، وذلك لأن محمداً رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ما ينطق عن الهوى لا في الكتاب ولا في السُنّة، أفلا تتقون فتتدبّرون كلام الله المحفوظ من التحريف في الكتاب! وقال الله تعالى: {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فلماذا تُعرضون عن فضل الله عليكم ورحمته ببعث الإمام المهديّ لينقذكم من فتنة المسيح الكذّاب الشيطان الرجيم؟ فكيف السبيل لإنقاذكم يا معشر السُنّة والشيعة؟ فأنتم بتمسُّككم لما خالف لمحكم كتاب الله في الروايات والأحاديث قد صدَدْتم المسلمين والعالمين أن يُصدِّقوا المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم حتى تروا العذاب الأليم إلّا من رحم ربّي منكم وتبيّن له أن ناصر محمد اليمانيّ ينطق بالحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ لا شكَّ ولا ريب، وأولئك هم أولو الألباب وذلك لأنهم تفكّروا وتدبّروا في حُجّة ناصر محمد اليمانيّ وسلطان علمه الذي يحاجّ به علماء الأُمّة، فإذا سلطان علم ناصر محمد اليمانيّ هو كلام الله لأنهم وجدوا ناصر محمد اليمانيّ يحاجّ علماء المسلمين بآياتٍ مُحكماتٍ بيّناتٍ لا يكفر بها إلّا الفاسقون، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولذلك صدَّقوا المهديّ المنتظَر لأنهم علموا أنهم لو كذّبوا بحُجّة ناصر محمد اليمانيّ أنّهم كذّبوا الله ورسوله وقالوا: "نعوذُ بالله أن نكون من الفاسقين المكذِّبين بآيات الكتاب البيّنات"، تصديقاً لقول الله: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم.

    ومن قرّر الاتّباع للإمام الحقّ من ربّهم ومن ثمّ زادهم الله هُدًى إلى هداهم، فوالله لو تطَّلعون على بعضٍ منهم وهو يتدبّر بيان ناصر محمد اليمانيّ حتى إذا جاء سلطان علم البيان من محكم القرآن تقشعرّ جلودهم فتلين قلوبهم بذكر ربّهم ومن ثمّ تفيض أعينهم من الدمع ممّا عرفوا من الحقّ أولئك لم يجعل الله القرآن عليهم عمًى، وأمّا الذين فرحوا بما عندهم من العلم في الروايات ولم يتدبّروا في سلطان علم ناصر محمد اليمانيّ من محكم القرآن العظيم فأولئك هو عليهم عمًى ولن يبصروا الحقّ من ربّهم لأنهم أصلاً معتصمون بالروايات عن آل البيت كما يفعل الشيعة أو عن الصحابة كما يفعل السُنّة واتخذوا محكم هذا القرآن مهجوراً وما كان قولهم إلا أن قالوا: "إنّ هذه الأحاديث والروايات وردت عن أُناسٍ ثقات". ومن ثمّ يقول لهم الإمام المهديّ: هيهات هيهات يا معشر المعتصمين بالروايات المخالفة لآيات الكتاب المُحكمات بحُجّة أنها وردت عن أُناسٍ ثقاتٍ فهل هي أصدق في نظركم من كلام الله في آيات الكتاب المُحكمات وذلك لأنهنّ يخالفن آيات الكتاب المُحكمات؟ وذلك هو سبب إعراضكم عن دعوة الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم، وذلك لأنكم تعلمون أنكم إذا استجبتم للاحتكام إلى كلام الله في القرآن العظيم المحفوظ من التحريف فسوف يخالفكم لكثيرٍ من رواياتكم والأحاديث الواردة من عند الشيطان كلّ ما خالف منها لمحكم القرآن العظيم، فذلك حديث شيطانٍ رجيمٍ يريد أن يصدّكم عن اتّباع قول الله تعالى في محكم آياته البيّنات هُنّ أمّ الكتاب لعالِمكم وجاهلكم، أفلا تتقون؟ فقد اتّبعتم المُفترين على رسول الله وآل بيته وصحابته المكرَّمين حتى ردوكم من بعد إيمانكم بهذا القرآن كافرين، فمن يُجِيركُم من عذاب يومٍ عقيمٍ؟

    ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار، ويا معشر الباحثين عن الحقّ من الزوّار، كونوا شهداء بالحقّ على علمائكم وعلى أنفسكم فقد أقام الإمام المهديّ عليكم الحُجّة فاستخرج لكم العلمَ الحقَّ من ربّ العالمين لا شكَّ ولا ريبَ وذلك لأنّ حُجّة الإمام المهديّ الحقّ من ربّكم هو سلطان العلم من ربّ العالمين، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿١٤٨﴾ قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وبما أنّ ناصر محمد اليمانيّ استخرج لكم العلم من كتاب الله من آيات الكتاب المُحكمات البيّنات لعالِمكم وجاهلكم فقد أقام عليكم حُجّة الله بالحقّ فلِلَّه الحجّة البالغة وليست للمفترين لما يخالف لكلام الله في محكم آياته البيّنات.

    ويا أيّها السائل، إني أراك تريد ردّاً مُختصراً من المهديّ المنتظَر، ومن ثمّ يردّ عليكم المهديّ المنتظَر وأقول: يا قوم اتقوا الله فإنّي مأمورٌ أن أُفصِّل لكم القرآن العظيم تفصيلاً وأجاهدكم به جهاداً كبيراً كما كان يفعل جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، فمن اهتدى فلنفسه ومن ضلّ فعليها ومن نكث بيعته فارتدّ عن اتّباع ناصر محمد اليمانيّ فقد انقلب على عقبيه ونكث عهده فلا عهد له عند الله فما يريد أن يتّبع من بعد القرآن العظيم؟ وما بعد الحقّ إلّا الضلال.

    ولسوف أُفتي من ارتدّ عن اتّباع ناصر محمد اليمانيّ أنه لن يخشع قلبه ولن تدمع عينه من بعد الارتداد حتى تزهق أنفسهم أو يستعيدون رشدهم ويستغفرون ربّهم وينيبون إليه مرةً أخرى ليهدي قلوبهم، حتى إذا هداهم إلى اتّباع ناصر محمد اليمانيّ فسوف يجدون أنّ الله أصلح بالهم وألان قلوبهم وطمأن أنفسهم ليكونوا من الشاكرين، وذلك لأنّ من الأنصار من يكون سبب فتنته من أبسط شيءٍ ولو أنّه راسل الإمام المهديّ على الخاص أو في صفحة الموقع العامّة وقال: "أيّها الإمام إني أريد أن تُبيّن لي الشيء الفلانيّ فقد أثار الريبة في نفسي". ومن ثمّ يأتيه من الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ ما يُطَمْئِن قلبَه ويُذهِب عنه ما ألقاه الشيطان في نفسه.

    ويا معشر الأنصار، ألم نُفتِكم أنّ الله سوف يبتلي من يشاء منكم كما ابتلى رسله فيُلقي الشيطانُ في أنفسهم الشكَّ في الحقّ من بعد أن اتَّبع وبايع فمنهم من يُنيب إلى ربّه فيهدي قلبه ويبيّن له آياته فيجد ما يُذهب الشكّ في بيانٍ آخرَ للإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ، أو يراسل الإمام المهديّ ويقول له: "اعذرني إمامي فإني أريد أن يطمئنّ قلبي فقد أثار شكّي شيءٌ ما". ومن ثمّ يُبيِّن للإمام ناصر محمد اليمانيّ ما هو هذا الشيء الذي استغلّه الشيطان ليشكّكه في الحقّ من بعد أن اتّبع وبايع حتى إذا أَخبر عن سبب شكّه إلى الإمام ناصر محمد اليمانيّ فإني أعِده بإذن الله وعداً غير مكذوبٍ أن آتيه بالحقّ من ربّ العالمين فأزيده علماً وتفصيلاً من محكم كتاب الله حتى يُذهب الله ما ألقاه الشيطان في قلبه من بعد تحقيق الأمنية فوجد الحقّ واتّبع وبايع، وهذا شيءٌ لا حياء فيه فقد حدث حتى للأنبياء. وقال الله تعالى: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّـهُ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٥٢﴾ لِّيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الحج].

    وإنّما أردنا أن نُنبِّه الأنصار بذلك ليكونوا على علمٍ فمَن ألقى في أُمنيِّتِهِ الشيطانُ الشكَّ من بعد أن تحقَّق له الحقّ الذي كان يبحث عنه فاتّبع وبايع ومن ثمّ ألقى الشيطانُ في أمنيِّتِهِ الشكَّ بسبب شيءٍ ما من بعد أن اتّبع و بايع فلا حياء في الدين يا أحباب قلب الإمام المهديّ فليراسلنا ليطلب مني أن نزيده علماً ونُحكِم له الحقّ من آيات الكتاب حتى يذهب ما ألقاه الشيطان في نفسه، ومن ثُمّ يُحكِم الله له آياته ونبيِّنها له في محكم كتابه فيذهب ما ألقاه الشيطان في قلبه فيذهب طائف الشيطان فإذا هم مُبصرون.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _________________


  2. ترتيب المشاركة ورابطها: #2  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 297898   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,743

    افتراضي


    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    08 - 04 - 1431 هـ
    24 - 03 - 2010 مـ

    ۴-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
    01:00 صباحاً
    _________



    ای جماعت انصار با ابوفراس حق‌جو که از بهترین مردمان است مهربانی ومدارا کنید ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين الحقّ من ربّ العالمين، ولا أفرّق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين الإمام الناصر لهم أجمعين..

    انصار پیشگام برگزیده عزیزم در دوران گفتگو قبل از ظهور؛ با میهمانتان ابو فراس مهربانی و مدارا کنید و امیدواریم خداوند او را از بهترین مردمان قرار دهد؛ و بهترین مردم؛ برگزیدگانی هستند که به دنبال حق می‌گردند؛ حقی که عقل و منطق با حجت مبرهن آن قانع می‌شود و سپس از آن پیروی می‌کنند. اینها خردمند و از بهترين جنبندگان چون از عقل خود استفاده می‌کنند. اما بدترین جنبندگان کسانی هستند که عقلشان را به کار نمی‌گیرند و خدا هم آنان را هدایت نمی‌کند چون خیری برای خود و امتشان ندارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿٢١﴾ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّـهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّـهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّـهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٤﴾ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
    { بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند. (۲۲) و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، به گوش آنها می‌رساند؛ ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند. (۲۳) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید! (۲۴) و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! (۲۵)}
    ابوفراس از بهترین انسان‌ها باش؛ همانا که بهترین انسان‌ها کسانی هستند که از عقل خود استفاده می‌کنند؛ اینان هم برای خودشان خیر دارند و هم برای امت‌شان.ولی بدترین انسانها کسانی هستند که اهل تعقل نیستند و لذا خیری در آنان نیست. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّـهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّـهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾}
    صدق الله العظيم [الأنفال].

    { بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند. (۲۲) و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، به گوش آنها می‌رساند؛ ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند. (۲۳)}
    ای ابوفراس با برهان مبین از آیات محکم قرآن عظیم؛ توضیحات بیشتری برایت می‌دهیم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّـهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و هنگامى که از شما پیمان گرفتیم، خون‌ یکدیگر را نریزید و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، پس شما [به این پیمان] اقرار کردید و خود بر آن گواهی می‌دهید. (۸۴) امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید. ولى اگر همانان به صورت اسیران نزد شما آیند، بازخریدشان مى‌کنید [تا آزادشان سازید] در حالى که بیرون­راندن آنها [نیز] بر شما حرام بود. آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‌آورید و به برخى دیگر کافر مى‌شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سوی سخت‌ترین عذاب روانه شوند و خداوند هرگز از آنچه انجام مى‌دهید، غافل نیست. (۸۵) آنها کسانى هستند که زندگى دنیا را به بهاى [از دست دادن] آخرت خریده‌اند، از این رو از عذاب آنها کاسته نمى‌شود و آنها یارى نخواهند شد. (۸۶)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}
    صدق الله العظيم.

    { و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، پس شما [به این پیمان] اقرار کردید و خود بر آن گواهی می‌دهید. (۸۴) امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید}
    در فرموده خداوند تعالى تدبر کن:
    {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ} صدق الله العظيم.
    { و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید}
    وسؤالی که مطرح می‌شود این است: مقصود خداوند از این که می‌فرماید:
    {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ} صدق الله العظيم
    چیست؟ آیا مقصود از (انفسکم) خودتان است یا منظور این است که یکدیگر را از دیارشان بیرون نرانند؟ ولی آنها با فرمانی که خداود به ایشان داده بود مخالفت کردند ولذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ} صدق الله العظيم.
    {امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید}
    ای مردم؛ این از آیات محکم وبینه است که از خلال آن می‌توانم متشابه را برایتان بیان کنم و ثابت نمایم کلام خدا:"انفسکم" از متشابهات است و مقصود خداوند یکدیگر است و از آن جا که این آیه از آیات محکم است؛ برایتان روشن می‌شود امام مهدی تنها با بیان حق قرآن عظیم با شما سخن می‌گوید. پس در این آیه تدبر کنید؛ درخواهید یافت قصد خداوند از {أَنْفُسَكُمْ} یعنی یکدیگر. و خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّـهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و هنگامى که از شما پیمان گرفتیم، خون‌ یکدیگر را نریزید و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، پس شما [به این پیمان] اقرار کردید و خود بر آن گواهی می‌دهید. (۸۴) امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید. ولى اگر همانان به صورت اسیران نزد شما آیند، بازخریدشان مى‌کنید [تا آزادشان سازید] در حالى که بیرون­راندن آنها [نیز] بر شما حرام بود. آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‌آورید و به برخى دیگر کافر مى‌شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سوی سخت‌ترین عذاب روانه شوند و خداوند هرگز از آنچه انجام مى‌دهید، غافل نیست. (۸۵) آنها کسانى هستند که زندگى دنیا را به بهاى [از دست دادن] آخرت خریده‌اند، از این رو از عذاب آنها کاسته نمى‌شود و آنها یارى نخواهند شد. (۸۶)}
    ای ابوفراس؛ ای جاعت حق جویان! آیا می‌خواهید راه این که چگونه حین بیان قرآن، به جز حق چیزی به خدا نسبت ندهید را به شما نشان دهم؟ برای کسی که خداوند به او بصیرت دیدن حق را بدهد؛ کار بسیارسهل و ساده‌ای است. برایتان مثالی می‌آورم که درمورد دلیل گمراه شدن شیعیان درامر عصمت مطلق انبیاء و مرسلین و ائمه برگزیده خداوند است، تا آن جا که کارشان به مبالغه ناحق درمورد آنان کشیده شده و با مبالغه ناحق در حق آل بیت؛ گرفتار شرک شده‌اند. علت گمراهی آنان کلمه متشابه "الظالمین" در این فرموده خداوند تعالی است:

    {وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿١٢٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و هنگامى که پروردگارِ ابراهیم، او را با حوادث گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده‌ی آزمایش برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و کلمه متشابه در این فرموده خداوند تعالی آمده است:

    {قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}
    گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و تشابه در کلمه : { الظَّالِمِينَ } است. شیعیان گمان کردند مقصود ظلم "گناه کردن" است وعقیده آنان در باره عصمت رسولان و ائمه از خطا بر همین اساس است. می‌گویند: شایسته کسی که خدا او را به عنوان رسول یا امامی کریم برمی‌گزیند نیست که ابدا مرتکب گناهی شود! و آن گاه شیعیان با این برهان از متشابهات قرآن است محاجه می کنند :
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    پس شیعه می‌گوید:" به این ترتیب ائمه و رسولان خدا تا روز قیامت از ارتکاب گناه در دنیا مصون و معصوم هستند}! سبحان الله؛ پاک و منزه است پروردگاری که تنها اوست که به هیچ وجه گناه نمی‌کند! ولی ابو فراس؛ اگر به برهان شیعه در مورد عصمت و انبیاء و ائمه در این فرموده خدا بنگرید:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    حق‌جویان متحیر و سرگردان می‌مانند؛ ولی امام مهدی حیرت آنها را برطرف می کند و حق آمده از نزد پروردگارش را به صورت مفصل توضیح می‌دهد.
    ابو فراس؛ بیا تا برایت روشن کنم چطور می‌توانید آیه محکم را از متشابه تمیز دهید تا بدانید آیا درآیه: تشابهی وجود دارد یا از محکمات است. ابو فراس برای کسی که خداوند معلم اوست و به حق به او الهام می‌کند؛ این امر بسیار ساده است تا دریابید برهان شیعه در این آیه از متشابهات است یا محکمات؛ باید به آیات محکم و بینه کتاب رجوع کنی؛ اگر دیدی در آیات محکم کتاب؛ رسول یا امامی در حق خود به صورت واضح و روشن و بدون هیچ شک و تردید مرتکب ظلم شده است؛ در می‌یابی در این فرموده خداوند تعالی متشابه وجود دارد :
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و تشابه در این کلام خداست: {الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    برای اثبات درستی این امر؛ قرآن عظیم را جستجو می‌کنیم تا ببینیم ایا کسی از انبیاء و مرسلین در حق خود ظلم کرده است؟ فتوای پروردگار عالمیان را از زبان نبی الله یونس پیدا می‌کنیم:
    {وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {و ذاالنون [= یونس‌] وقتی که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ در آن ظلمتها صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ظالمان بودم! }

    وهمین طور در سخنان نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام چنین فتوایی را پیدا می‌کنید ومی‌بینید اعتراف می‌کند با کشتن به ناحق یک نفس؛ مرتکب گناه شده و به خود ظلم کرده است؛ اما نبی الله موسی توبه کرده و به درگاه خدا انابه می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {«پروردگارا! من به خویشتن ظلم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!}
    پس به این نتیجه می‌رسید که رسولان از "ظلم گناه کردن" مصون و معصوم نیستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [النمل].
    {... رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}
    واین آیات محکم برای عالم و جاهل شما بینه وروشن است و خداوند آنها را محتاج تاویل نگذاشته چون ظاهر و باطن آنها یک‌سان است. خداوند به شما فتوا می‌دهد بندگان برگزیده خدا از انبیاء و رسولان و ائمه مکرم را معصوم قرار نداده و از ارتکاب ظلم" گناه کردن" مصون نیستند و پروردگار من دربرابر کسی که توبه و انابه کند؛ غفور است. ولی ابوفراس وقتی شما به فرموده خداوند تعالی رجوع کنید که می‌فرماید:

    {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {«پروردگارا! من به خویشتن ظلم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!}
    به نظر می‌رسد در کلام خدا تناقض وجود دارد...سبحانه و تعالی علوا کبیرا. پاک ومنزه است پروردگارم از این که حتی یک کلمه متناقض بیان کند؛ بلکه این کلمه متشابه است که آن را مخالف آیات محکم می‌یابید و وقتی آیه محکم و آیه دیگری که کلمه متشابه در آن وجود دارد را درکنار هم می‌گذارید؛ آنها را درست برعکس می‌یابید. مثل این آیات:
    {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾}.
    {... رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}

    و فرموده خداوند تعالى:
    {وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ ۖ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {و به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد؛ ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند؛ یکی از طرف‌داران او بود و دیگری از دشمنانش، آن که از طرف‌داران او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود؛ موسی مشت بر او زد و کار او را ساخت موسی گفت: «این از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‌کننده آشکاری است» (۱۵) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است! (۱۶) عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!» (۱۷)}
    اگر ظاهر متشابه آیه را درنظر بگیرید؛ می‌بینید ظاهر آن با فتوای خداوند در آیات محکم کتابش که می‌فرماید او قطعا کسی را که به خود ظلم کند؛ برنمی‌گزیند؛ اختلاف دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و تشابه دقیقا در این فرموده خداوند تعالی است: {الظَّالِمِينَ}، و شیعه گمان کرده مقصود خداوند ظلم "گناه کردن" است. آنها با ندانسته به خدا نسبت دادن؛ اشتباه کرده‌اند و مقصود خداوند در این آیه ظلم "شرک آوردن" است:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.[البقرة124]
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    هرکس گمان می‌کند مقصود خداوند ظلم " گناه کردن" است آیات محکم و بینه خدا در کمین اوست که می‌فرماید:
    {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾}.
    {... رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}

    و واقعا می‌بینید رسولانی هستند که مرتکب گناه شده و درحق خود ظلم کردند سپس:
    {ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم
    {سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}
    لذا ای مردم! مقصود خداوند در این فرموده؛ ظلم"گناه کردن" نیست؛ بلکه مقصود ظلم "شرک آوردن" است:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.[البقرة124]
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [لقمان:13].
    { همانا که شرک گناهی بسیار بزرگ است}
    و برشماست که میان ظلم "شرک آوردن" و ظلم "گناه کردن " فرق بگذارید؛ هرکس که گناه کند؛ به خدا شرک نیاورده است؛‌آیا نبی الله موسی با کشتن ناحق یک نفس به خدا شرک آورد؟ به هیچ وجه. مقصود خداوند ظلم "گناه کردن" است و اگر کسی توبه و انابه کند؛ پروردگارم غفور و رحیم است. اما جای شرک درقلب است و اخلاص برای خدا هم جایگاهش قلبی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
    {روزى که مال و فرزندان سودى ندارند، (۸۸) مگر کسى که با قلب پاک،(از شرک) به سوى خدا آید.» (۸۹)
    یعنی قلبی که از شرک به خدا پاک است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {کسانى که ایمان آوردند و ایمانشان را به ظلم ( شرک ) نیالودند، آنانند که برایشان ایمنى [از عذاب] است و آنان هدایت‌یافتگانند.»}
    وخداوند از میان اینان انبیاء و رسولان و ائمه را برمی‌گزیند تا مردم را از شرک آوردن به خدا برحذر دارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [لقمان:13].
    { همانا که شرک گناهی بسیار بزرگ است}
    آیا ناصر محمد یمانی را از کسانی می بینید که به خدا شرک آورده باشد؟ حاشالله رب العالمین.... و خداوند میان و من و شما به حق شاهد است و این روشی است که با آن می‌توانید بین آیات محکم از آیات متشابه، تفاوت قایل شوید.
    از آن جا که من امام مهدی حق پروردگارتان هستم؛ خداوند علم محکمات و تأویل متشابهات را به من عنایت فرموده و کتاب خدا را به تفصیل برایتان بیان می‌کنم؛ باشد که هدایت گردید. هرکس از قرآن عظیم با من مجادله کند؛ فرقی ندارد از محکمات باشد یا متشابه؛ من به حق بر او غلبه می‌کنم تا کسانی که از حق پیروی می‌کنند در قلب‌شان حرجی از اعتراف به حق و تسلیم مطلق دربرابر آن احساس نکنند. اینها هستند که هم برای خود و هم برای امت خیر داشته و از بهترین انسآنها و نیکوترین افریده‌های خداوند هستند. اما کسانی که تعصب و غرور آنان را به گناه می‌کشاند؛ با این که برایشان روشن می‌شود ناصر محمد یمانی بی شک و تردید به حق سخن گفته و راه راست را نشان می‌دهد، اما حاضر نمی‌شوند به حق اعتراف کنند و شهادت دهند او مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان است که ایشان را با قرآن مجید به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند...
    مهدی منتظر ناصر محمد یمانی از حق جویان سؤالی دارد؛ اگر این قرآن عظیم؛ افترایی بود که محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم زده بود و ما ایشان را تصدیق کرده و پیروی می‌کردیم؛ چون آن را به حق از پروردگار عالمیان می‌دیدیم و عقل‌مان به آن اعتراف کرده و قلب‌مان با آن اطمینان می یافت؛ اگر افترا به خدا بود و ما پیرو آن می‌شدیم؛ آیا خداوند ما را به خاطر پیروی از او مورد محاسبه قرار می‌داد؟ و جواب: به هیچ وجه؛ بلکه خداوند کسی را مورد بازخواست قرار می‌داد که می‌گفت از سوی پروردگار عالمیان به او وحی می‌شود یعنی محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرِمُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [هود].
    {مى‌گویند: «او، آن را بر خداوند افترا بسته است.» بگو: اگر من چیزى را به دروغ به خداوند نسبت داده‌ام، پس کیفرش بر عهده‌ى خودم خواهد بود. و من از جرم شما مبرا هستم.»}

    لذا ازکسی که مردم را دعوت می‌کنند پذیرفته نیست که جز با علمی که از نزد خدا آمده باشد و عقل و منطق آن را بپذیرد با مردم محاجه کند. پس اگر با برهان بینه از نزد پروردگارتان برای‌تان حجت آورده شد؛ برهانی که عقل و منطق آن را می‌پذیرد؛ و شما از آن پیروی کردید؛ اگر افترا باشد گناه بر عهده کسی است که دروغ گفته است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَىٰ وَلْيَدْعُ رَبَّهُ ۖ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ ﴿٢٦﴾ وَقَالَ مُوسَىٰ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿٢٧﴾ وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّـهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ ۖ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ ۖ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ ۖ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [غافر].
    {و فرعون گفت: «بگذارید تا من موسى را بکشم و او پروردگارش را بخواند، مى‌ترسم که او دین شما را تغییر دهد، یا در این سرزمین فساد کند.» (۲۶) و موسى گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى‌برم از [شرّ] هر متکبّرى که به روز حساب ایمان ندارد.» (۲۷) و مردى باایمان از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان مى‌داشت، گفت: «آیا مى‌خواهید مردى را که مى‌گوید: پروردگار من خداوند است، بکشید؟! در حالى که او از سوی پروردگارتان با دلایل روشن نزد شما آمده است. اگر او دروغگو باشد، دروغش به زیان خود اوست؛ ولى اگر راستگو باشد، بعضى از آنچه را که به شما وعده مى‌دهد، بر سرتان خواهد آمد. خداوند کسى را که اسراف‌کار [و] بسیار دروغگوست، هدایت نمى‌کند. (۲۸)}

    لذا ای مردم! اگر ناصر محمد یمانی دروغ بگوید و مهدی منتظر نباشد و شما از او پیروی کنید؛ گناه دروغش بر عهده خود اوست و خداوند هیچ شما را مورد بازخواست و محاسبه قرار نمی‌دهد؛ چون شما حق را تصدیق کرده و از آن پیروی کرده‌‌اید؛ چرا که او با آیات بینه پروردگار با شما محاجه کرده و این برهان‌ها را از آیات محکم قرآن عظیم می‌آورد؛ لذا ای مردم چرا در مورد "حق" دچار شک و تردید می‌شوید؟ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ کسانی از شما که بصیرت داشته باشند؛ می‌بینند این بدون شک و تردید بیان حق قرآن عظیم است. اما کسانی که کورند و توان دیدن آن را ندارند، از خدا پروا نمایند و به نفس خود مراجعه کنند که آیا آمده‌اند تا مردم را از دعوت ناصر محمد یمانی بازدارند؟ چون با روایات و احادیثی که دارند قانع شده‌اند ولو این که مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد و می‌گویند:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} [آل عمران:7]،
    {تأویل آن را تنها خدا می‌داند}
    و سپس به چیزی که برخلاف قرآنی که به زبان عربی مبین است می‌آویزند. اینان قادر به دین –حق- نبوده و کور شده‌اند و به هیچ وجه هدایت نمی‌شوند تا عذاب روز عقیم را ببینند.
    ای امت اسلام؛ ای حجاج بیت الله الحرام؛ قسم به خداوندی که بر فراز عرش عظیم است؛ من از آن رو از عذاب روز عقیم بر شما بیمناکم که به یقین می‌دانم امام مهدی منتظرحق پروردگارتان هستم و لعنت خدا بر دروغ‌گویان و افترا زنندگانی باد که بر حق نیستند؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟
    ای امت اسلام؛ در وضع خطرناکی قرار گرفته‌اید؛ به شما و علمایتان نصیحت می‌کنم همگی به سوی خدا بگریزید و از درگاه او با زاری بخواهید که:
    ای خداوند حیّ و قیوم؛ تو می‌دانی چقدر امت‌ها ؛ نسل از بعد نسل منتظر برانگیخته شدن امام مهدی منتظر بودند. پس اگر ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است و او را در امت و نسل ما برانگیختی؛ به ما توفیق بده تا شکرگزار این نعمت باشیم ؛ نعمت برانگیخته شدن امام ناصر محمد یمانی، خلیفه خدا امام مهدی؛ امام انبیاء اصحاب کهف و امام رسول الله مسیح عیسی بن مریم- صلى الله عليه وعلى أمِّه وآل عمران وسلّم تسليماً - که فضل و رحمت بزرگ تو بر امت‌هاست.
    آیا این فضل، عظیم نیست؟ ای مردم اگر می‌دانستید چقدر مهدی منتظر از نزد پروردگارش خداوند علی و عظیم مورد تکریم قرار گرفته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم].
    {آیا انسان، به هر چه آرزو دارد، مى‌رسد؟ (۲۴) پس آخرت و دنیا براى خداوند است. (۲۵)}

    نظر به این که امام مهدی به آخرت و دنیا اهمیتی نمی‌دهد؛ بلکه آنچه برایش اهمیت دارد این است که خداوند در نفسش راضی باشد تا ان جایی که اگر ملکوت آخرت و دنیا به او عطا شود تا از تحقق نعیم اعظم بگذرد؛ گرفتارعمیق‌ترین حزن و اندوهی می‌شود که یک مخلوق در تمام عالم وجود ممکن است گرفتارش شود و به شدت گریه خواهد کرد؛ بلکه فریاد حسرت و زاری او بیش از فریاد حسرت و زاری فرعون و شیطان رجیم خواهد بود و می گوید: پروردگارا مرا برای چه آفریدی؟ آیا مرا آفریده‌ای تا ملکوت آخرت و دنیا را به من عطا کنی؟ پس پاسخ پروردگار عالمیان از آیات محکم کتابش می‌آید:
    {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
    {جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت}
    سپس امام مهدی می‌گوید: ایا این حق است که رضوان نفس تو را وسیله‌ای برای رسیدن به دنیا و آخرت قرار دهیم؟ و پاسخ پروردگار عالمیان در آیات محکم کتابش می‌آید که می‌فرماید:

    {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم].
    {آیا انسان، به هر چه آرزو دارد، مى‌رسد؟ (۲۴) پس آخرت و دنیا براى خداوند است. (۲۵)}

    و راز مهدی منتظر که شما از قدراو آگاه نبوده و از سرّش بی خبرید در این نهفته است؛ این فضل و رحمت خدا بر تمام آفریده‌ایش است و این برتری و تفضیل تنها باعث تواضع و فروتنی بیشتر او شده است و خدا را آن گونه که باید عبادت می‌کند. او به مردم نگفته من را به جای خدا عبادت کنید؛ از این که چیزی بگویم که سزاوار من نیست به خدایی پناه می‌برم که میان و من و قلبم حایل می‌شود. بلکه من از مردم دعوت می‌کنم که آن چه را که من عبادت می کنم؛ عبادت کنند و از ربانیّون بوده و خداوند را بدون گرفتن شریک عبادت کرده و دین خود را برایش خالص گردانند؛ تا جایی که به آنان فتوا می‌دهد رضوان خدا را وسیله رسیدن به بهشت کوچکتر خدا نکنند؛‌ آیا انسان با کوهی از طلای خالص یک درهم می‌خرد؟ چون کوه طلا خیلی بیشتر از درهم است؛ تفاوت بزرگی میان این دو وجود دارد ... بالاترین وصف و برترین آنها از آن خداوند است(لله المثل الأعلی). ای برادران؛ رضوان الله نعیم اعظم است پس چگونه می‌توانیم از آن به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن نعیم کوچک یعنی بهشت و حورالعین استفاده کنیم؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَدَ اللَّـهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته)؛ و رضوان الهی، که (از همه اینها) بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
    ای دوست‌داران پروردگار؛ بیایید تا دریابید –رضوان خداوند- به حق بسیار بزرگ‌تر است؛ تصور کنید وقتی خداوند شما را وارد بهشت می‌کند و از نعیم و حورالعین و باِ‌غها و درختان گوناگون از هر جنس و قصرهای باشکوه و نعیم بزرگ آن بهره برده واز آنها خرسندید و هرچه که بخواهید برایتان هست و در زمانی که شما به نعمت‌هایی که خداوند از فضل خود عطا نموده شادمان و خرسندید؛ یکی از شما به ملایکه مقرب خداوند بگوید: آیا خداوند از ما راضی است و عذابمان نمی‌کند؟ و او در جواب بگوید: اگر خدا از شما راضی نبود؛ با بهشت خود شما را راضی نمی‌کرد. بعد یکی از شما بگوید: ای بنده مقرب پروردگار؛ ما از عطای خداوند در بهشت که از روی فضلش و در برابر عبادت عاری از شرکش به ما شده خرسندیم. خداوند به وعده خود عمل نمود و آن چه که پروردگار وعده داده بود؛ به حق پیدا کردیم. ولی آیا خداوند سبحان هم مسرور است؟ ما اهل بهشت که مسرور و خرسندیم. در جواب به او گفته شود: به هیچ وجه؛ خداوند مدت زمان طولانی است که مسرور نیست؛ از زمانی که بندگانش در حق خود ظلم کردند و خدا آنان را به جهنم فرستاد...برای همین خداوند برای بندگانی که درحق خود ظلم کرده‌اند حزین و متحسر است. بعد یکی از شما بگوید: چرا خداوند برای بندگانی که در آتش جای دارند حزین و متحسر است؛ او که هیچ ظلمی به آنان نکرده؛ آنها خودشان در حق خود ظلم کردند؟آن بنده خداوند درجواب شما می‌گوید: این به خاطر صفت ارحم الراحمین بودن خداست. سپس أم بشری و خالد یا یکی دیگر از پرسش‌گران می‌گوید: آیا خداوند برای تمام امت‌هایی که در حق خود ظلم کرده و رسولان الهی را تکذیب کردند؛ متحسر است؟! مهدی منتظر عبدالنعیم اعظم ناصر محمد یمانی در پاسخشان می‌گوید: خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس]
    {حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه‌ی آنان نزد ما احضار مى‌شوند. (۳۲)}
    آن گاه دوست‌داران خداوند می‌گویند: امام مهدی؛ حال که چنین است؛ فایده بهشت خدا و قصرها و حوریان بهشتی و پسران جاودانه-جوان آن چیست؛ در حالی که پروردگار و حبیب قلبهای ما در نفس خود متحسر و برای بندگانی که در حق خود ظلم کرده‌اند حزین است؟ راه چاره این که پروردگار و حبیب اعظم قلب ما مسرور و خرسند باشد نه متحسر و حزین چیست؟ امام مهدی به آنان می‌گوید: تا زمانی که تمام بندگان خداوند مشمول رحمت او نشوند؛ خداوند سبحان مسرور خرسند نمی‌شود؛ بندگانی که همگی امتی واحد در صراط مستقیم باشند. زندگی خود را برای تحقق این هدف بگذارید و این تمام هدف و آرزوی شما در زندگیتان باشد. اگر چنین کردید؛ زندگی‌تان برای خدا و برای تحقق نعیم رضوان نفس خدا بر بندگانش خواهد شد؛ و سپس خداوند این خواسته و هدف را برای‌تان محقق خواهد کرد همانا که خداوند به هر کاری است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا ۗ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّىٰ يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ} صدق الله العظيم [الرعد:31].
    {آیا آنها که ایمان آورده‌اند نمی‌دانند که اگر خدا بخواهد همه مردم را هدایت می‌کند و پیوسته بلاهای کوبنده‌ای(قارعه) بر کافران بخاطر اعمالشان وارد می‌شود، و یا به نزدیکی خانه آنها فرود می‌آید، تا وعده (نهایی) خدا فرا رسد؛ به یقین خداوند در وعد؛ خود تخلّف نمی‌کند}
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5102 من الموضوع: ردود الإمام على أبي فراس الزهراني: العلم من الله هو الحُجّة والبرهان المبين ..


    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    08 - 04 - 1431 هـ
    24 - 03 - 2010 مـ
    01:00 صباحاً
    _________



    يا معشر الأنصار ارْفقوا بالباحث عن الحقّ أبي فراس من خيار الناس ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين الحقّ من ربّ العالمين، ولا أفرّق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين الإمام الناصر لهم أجمعين..

    ويا أحباب قلبي في حبّ ربّي الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور، ارفقوا بضيفكم أبي فراس ونرجو من الله أن يجعله من خيار الناس، وخيار الناس هم الأخيار الذين يبحثون عن الحقّ المقنع للعقل والمنطق بالحجّة الداحضة ومن ثمّ يتّبعونه وأولئك هم أولو الألباب ومن خيار الدّوابّ الذين يعقلون، وأمّا أشرّ الدّواب فهم الذين لا يعقلون ولم يهدِهم الله لأنهم لا خير فيهم لأنفسهم ولا لأمّتهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿٢١﴾ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّـهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّـهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّـهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٤﴾ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].

    ويا أبا فراس كُن من خيار الناس، ألا وإنّ خيار الناس هم الذين يعقلون؛ أولئك فيهم الخير لأنفسهم ولأمّتهم، وأمّا أشرّ الناس فهم أشرّ الناس لأنهم لا يعقلون ولذلك لا خير فيهم. ولذلك قال الله تعالى: {إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّـهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّـهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].

    ويا أبا فراس وسوف نزيدك بالبرهان المبين من محكم القرآن العظيم. وقال الله تعالى: {وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّـهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    فانظروا لقول الله تعالى: {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ} صدق الله العظيم. فتدبّروا في قول الله تعالى: {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ} صدق الله العظيم.

    والسؤال الذي يطرح نفسه: فهل يقصد بقوله تعالى: {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ} صدق الله العظيم. فهل يقصد ذات أنفسهم أم أنه يقصد لا يُخرج بعضُكم بعضاً من ديارهم؟ ولكنهم خالفوا أمر الله إليهم، ولذلك قال الله تعالى: {ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ} صدق الله العظيم.

    ويا قوم إن هذه من المحكمات البيّنات أستطيع أن أُبيّن من خلالها بيان المُتشابه فأُثبت من خلالها أنه يقصد بقوله أنفسكم في المتشابه أيْ بعضكم بعضاً، وبما أن هذه الآية من المحكمات يتبيّن لكم أنّ الإمام المهديّ لا ينطق إلّا بالبيان الحقّ للقرآن العظيم فتدبّروا هذه الآية وسوف تعلمون أنه حقاً يقصد في موضع بقوله:
    {أَنْفُسَكُمْ} أيْ بعضكم بعضاً. وقال الله تعالى:
    {وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّـهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ويا أبا فراس ويا معشر الباحثين عن الحقّ، أفلا أدلّكم ما تفعلون إن شئتم أن لا تقولوا على الله بالبيان للقرآن إلّا الحقّ؟ فإنّ الأمر بسيطٌ وسهلٌ لمن بصّره الله بالحقّ، وأضرب لك على ذلك مثلاً عن سبب ضلال الشيعة في عقيدة العصمة المطلقة عن الخطأ للأنبياء والمرسلين والأئمّة المصطفين حتى بالغوا فيهم بغير الحقّ وتسبَّب ذلك في شرك المبالغين في آل البيت بغير الحقّ، وسبب ضلالهم هي كلمة الظالمين المتشابهة في قول الله تعالى: {وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿١٢٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وكلمة التشابه في هذه الآية جاءت في قول الله تعالى: {قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}، والتشابه بالضبط هو في كلمة {الظَّالِمِينَ}، فظنَّ الشيعة أنه يقصد الظالمين بالخطيئة، وعلى ذلك تأسَّست عقيدتهم في عصمة الرسل والأئمة من الخطيئة، وقالوا: إنه لا ينبغي لمن اصطفاه الله رسولاً أو إماماً كريماً أن يخطئ أبداً! ومن ثمّ ترى الشيعة يحاجّون بهذا البرهان في مُتشابه القرآن في قول الله تعالى: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.

    ومن ثمّ قالت الشيعة: "إذاً الأئمة والرسل معصومون من الخطأ في الحياة الدنيا إلى يوم الدين"! ويا سبحان ربّي الذي هو الوحيد الذي لم يخطئ أبداً! ولكن يا أبا فراس لو تنظرون إلى برهان الشيعة على عصمة الأنبياء والأئمة بقول الله تعالى: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم، فهنا يكون الباحث عن الحقّ في حيرةٍ، ولكن الإمام المهديّ سيُذهب حيرتَه ثمّ يُفصِّل له الحقَّ من ربّه تفصيلاً.

    ويا أبا فراس؛ تعالوا لأعلمكم كيف تستطيعون أن تميّزوا بين الآية المحكمة والآية المتشابهة حتى تعلموا علم اليقين هل في هذه الآية تشابهٌ أم إنها من الآيات المحكمات؟ فالأمر بسيطٌ جداً يا أبا فراس لمن علّمه الله فألهمه بالحقّ فحتى تعلموا هل برهان الشيعة في هذه الآية هو من المتشابه أم إنها محكَمة، فعليك أن ترجع إلى الآيات المحكمات البيّنات في كتاب الله فإن وجدت رسولاً أو إماماً ظلم نفسه ظُلماً واضحاً وبيِّناً في محكم الكتاب لا شكَّ ولا ريبَ فعند ذلك تعلم أنه يوجد هناك تشابهٌ في قول الله تعالى: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم، والتشابه هو في قول الله تعالى: {الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.

    فتعالوا إلى التطبيق للتصديق، ونقوم بالبحث سوياً في القرآن العظيم؛ هل قَطُّ أخطأ أحد الأنبياء والمرسلين فظلم نفسه؟ ومن ثمّ تجدون الفتوى من ربّ العالمين على لسان نبيّ الله يونس: {وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    وكذلك تجدون الفتوى في قول نبيّ الله موسى عليه الصلاة والسلام فتعلمون خطيئته واعترافه بظلمه لنفسه بقتل نفسٍ بغير الحقّ، ولكن نبيَّ الله موسى تابَ وأنابَ إلى ربّه. وقال الله تعالى: {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [القصص].

    ومن ثمّ تخرجون بنتيجةٍ أن المرسلين ليسوا بمعصومين من ظلم الخطيئة، تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    وهذه آياتٌ محكماتٌ بيّناتٌ لعالِمكم وجاهلكم ولم يجعلهنّ الله بحاجةٍ للتأويل نظراً لأن ظاهرهنّ كباطنهنّ يفتيكم الله أنّ عباد الله المصطفين من الأنبياء والمرسلين والأئمة المكرمين لم يجعلهم الله معصومين من ظلم الخطيئة وربّي غفارٌ لمن تاب وأناب، ولكنّكم يا أبا فراس حين ترجعون لقول الله تعالى: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم؛ ستجدون وكأن في الكلام تناقضاً، سبحانه وتعالى علواً كبيراً أن يتناقض في كلمةٍ واحدةٍ! بل ذلك هو الكلام المُتشابه تجدونه يخالف للمحكم فتجدون منه العكس تماماً حين تضعون آيةً محكمةً وأخرى متشابهةً كما يلي: {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾}.

    وقال الله تعالى: {وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ ۖ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [القصص].

    حتى إذا جئتم لظاهر المُتشابه فسوف تجدون ظاهره اختلف عن فتوى الله في الآيات المحكمات وكأنّه قال إنّه لن يصطفي مَن ظلم نفسه قطّ. وقال الله تعالى: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم. والتشابه بالضبط وقع في قول الله تعالى: {الظَّالِمِينَ}، فظنّ الشيعة أنه يقصد ظُلم الخطيئة وإنهم لخاطئون بقولهم على الله ما لا يعلمون، بل يقصد ظُلم الشرك بقول الله تعالى: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:124].

    فمن يزعم أنه يقصد ظلم الخطيئة فسوف تكون له آيات الكتاب المحكمات البيّنات لَبِالمرصاد في قوله تعالى: {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم.

    وفعلاً تجدون أنّ من المرسلين من أخطأ وظلم نفسه بارتكاب الخطيئة {ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم، إذاً يا قوم إنه لا يقصد ظلم الخطيئة بل يقصد ظلم الشرك في قول الله تعالى: {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [لقمان:13].

    ولا بدّ لكم أن تفرّقوا بين ظلم الشرك وظلم الخطيئة فليس من أخطأ أنه أشرك بالله، فهل تجدون نبيّ الله موسى كان مشركاً بقتله نفساً بغير الحقّ؟ كلا بل ذلك هو ظلم الخطيئة ومن تاب وأناب فسيجد ربّي غفوراً رحيماً، وأما الشرك فمحلُّه القلب والإخلاص لله محلُّه في القلب. وقال الله تعالى: {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

    أيْ قلب سليم من الشرك بالله، تصديقاً لقول الله تعالى: {الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    فأولئك يصطفي منهم الأنبياء والرسل والأئمة لكي يحذِّرون الناس من الشرك بالله، تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [لقمان:13].

    ولذلك؛ فهل ترون ناصر محمد اليمانيّ من المشركين بالله؟ وحاشا لله ربّ العالمين، وكفى بالله شهيداً بيني وبينكم بالحقّ، وبذلك تستطيعون أن تفرِّقوا بين الآيات المحكمات وبين المُتشابهات.

    وبما أنني الإمام المهديّ الحقّ من ربّكم آتاني الله عِلم المحكم وتأويل المتشابه وأفصِّل لكم كتاب الله تفصيلاً لعلكم تهتدون، فمن ذا الذي يجادلني من القرآن العظيم سواء محكمه أو متشابهه إلّا غلبته بالحقّ حتى لا يجد الذين يتّبعون الحقّ في صدورهم حرجاً من الاعتراف بالحقّ ويسلِّموا تسليماً، فأولئك فيهم خيرٌ لأنفسهم ولأمّتهم وهم صفوة البشريّة وخير البريّة، وأمّا الذين تأخذهم العزّة بالإثم ولم يعترفوا بالحقّ من بعد ما تبيّن لهم أن ناصر محمد اليمانيّ ينطق بالحقّ لا شكَّ ولا ريبَ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ ومن ثمّ يشهدون أنه حقاً المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّ العالمين فيتّبعونه ليهديهم بالقرآن المجيد إلى صراط العزيز الحميد.

    وثَمَّةَ سؤالٌ من المهديّ المنتظَر إلى الباحثين عن الحقّ، فهل لو أنّ هذا القرآن العظيم افتراه محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم ونحن صدّقناه واتّبعناه لأننا نرى أنه حقاً من ربّ العالمين أقرَّته عقولنا واطمأنَّت إليه قلوبنا، فهل يا ترى لو كان مفترىً على الله ونحن اتّبعناه؛ فهل سوف يحاسبنا الله على اتّباعه؟ والجواب: كلا؛ بل يُحاسب الله الذي قال أنه أوحي إليه من ربّ العالمين وهو محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، تصديقاً لقول الله تعالى: {أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرِمُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [هود].

    وذلك لأن ليس المطلوب من الدّاعية إلّا أن يحاجّ الناس بعلمٍ من عند الله يقبله العقل والمنطق، فإذا أقام عليكم الحجّة بالبيّنات من ربّكم الذي يقبلها العقل والمنطق فاتّبعوه وإن كان مُفترِياً فعليه كذبه. وقال الله تعالى: {وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَىٰ وَلْيَدْعُ رَبَّهُ ۖ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ ﴿٢٦﴾ وَقَالَ مُوسَىٰ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿٢٧﴾ وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّـهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ ۖ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ ۖ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ ۖ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [غافر].

    إذاً يا قوم؛ إن يكُ ناصر محمد اليمانيّ كاذباً وليس المهديّ المنتظَر وأنتم اتّبعتموه فعليه كذبه ولن يحاسبكم الله على ذلك شيئاً وذلك لأنكم إنما صدقتم بالحقّ واتّبعتموه كونه يُحاجّكم بآياتٍ بيّناتٍ من ربّكم؛ بل يأتي بها من محكم القرآن العظيم، فلِمَ الشك في الحقّ يا قوم؟ فوالله الذي لا إله غيره إنّ المُبصرين منكم يرون أنه البيان الحقّ للقرآن العظيم لا شكَّ ولا ريب، وأما الذين يكون عليهم عمىً فليتّقوا الله ويرجعوا إلى أنفسهم؛ هل جاءوا ليصدّوا عن دعوة ناصر محمد اليمانيّ كونهم مقتنعين بما بين أيديهم من العلم من الروايات والأحاديث مهما كانت مخالفةً لمحكم القرآن العظيم ويقولون: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} [آل عمران:7]، ومن ثُمّ يستمسكون بما خالف لمحكم القرآن العربيّ المبين؟ أولئك يكون عليهم عمىً ولن يهتدوا أبداً حتى يروا عذاب يومٍ عقيمٍ.

    ويا أمّة الإسلام يا حُجّاج بيت الله الحرام؛ أقسمُ بالله المستوي على العرش العظيم أني لا أخشى عليكم عذاب يومٍ عقيمٍ إلّا لأنّي أعلم عِلم اليقين أنّي الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم ولعنة الله على الكاذبين المُفترين ما ليس لهم بحقّ، أفلا تتقون؟

    ويا علماء أمّة الإسلام لقد أصبح وضعكم خطير، ويا أمّة الإسلام أنصحكم بالفرار وعلماءكم إلى الله جميعاً فتجأرون إليه وتقولون:
    يا حيّ يا قيوم إنك تعلم كم ينتظر الأمم لبعث الإمام المهديّ المنتظَر جيلاً بعد جيلٍ فإن كان ناصر محمد اليمانيّ هو حقاً المهديّ المنتظَر قد بعثته في أمّتنا وجيلنا ربّنا فأوزعنا أن نشكر نعمتك التي أنعمت علينا ببعث فضل الله العظيم ورحمته للأمم خليفة الله الإمام المهديّ إمام الأنبياء من أصحاب الكهف وإمام رسول الله المسيح عيسى ابن مريم - صلى الله عليه وعلى أمِّه وآل عمران وسلّم تسليماً - الإمام ناصر محمد اليمانيّ.

    أليس ذلك فضلٌ عظيم؟ ويا قوم لو تعلمون ما أعظم التكريم للمهديّ المنتظَر من ربّه الله العلي العظيم، تصديقاً لقول الله تعالى: {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    ونظراً لأن الإمام المهديّ لم يهتمّ بالآخرة والأولى؛ بل اهتم أن يكون الله هو راضياً في نفسه لدرجة أن الله لو يؤتيه ملكوت الآخرة والأولى تعويضاً له عن تحقيق النعيم الأعظم لحزِن أعظم حزنٍ قد حزنه مخلوقٌ في الوجود كُلّه وبكى بُكاءً كثيراً؛ بل وسوف يدعو ثبوراً كثيراً أعظم من دعاء الثبور من فرعون والشيطان الرجيم، ويقول: لمَ خلقتني يا إلهي؟ فهل خلقتني لكي تؤتيني ملكوت الدنيا والآخرة؟ ومن ثمّ يأتي الردّ من ربّ العالمين في محكم الكتاب: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].

    ثُمّ يقول الإمام المهديّ: فهل الحقّ أن نتخذ رضوان نفسك ربّي وسيلةً للفوز بالآخرة والأولى؟ ومن ثمّ يأتي الردّ من ربّ العالمين في محكم كتابه: {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    وفي ذلك سرّ المهديّ المنتظَر الذي تجهلون قدره ولا تُحيطون بسرّه، ذلك فضل الله ورحمته على خلقه أجمعين ولم يزِده هذا التفضيل إلّا تواضعاً وذلاً وعَبَدَ الله كما ينبغي أن يعبد ولم يقُل للناس اعبدوني من دون الله وأعوذُ بربّي الذي يحول بيني وبين قلبي أن أقول ما ليس لي بحقّ؛ بل أدعو الناس إلى عبادة ما أعبد فيكونون ربّانيين يعبدون الله وحده لا شريك له مخلصين له الدين لدرجة أنه يُفتيهم أن لا يتخذوا رضوان الله وسيلةً لتحقيق النعيم الأصغر، فهل يمكن أن يشتري الإنسان درهماً بجبلٍ من الذهب الخالص، وذلك لأن الجبل أعظم وأكبر من الدرهم بفارقٍ عظيمٍ ولله المثل الأعلى؟ فكذلك يا إخواني إنّ رضوان الله هو النعيم الأعظم فكيف نتخذه وسيلةً لتحقيق النعيم الأصغر نعيم الجنّة والحور العين؟ وقال الله تعالى: {وَعَدَ اللَّـهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة].

    وتعالوا يا أحباب ربّي لتعلموا أنه حقاً أكبر، فتصوروا حين يدخلكم الله جنّته وفرحتم بالنعيم والحور العين وجناتٍ من كل الثمرات وقصورٍ فاخراتٍ ونعيمٍ عظيمٍ ولكم فيها ما تدعون وأثناء ما أنتم فرحين بما آتاكم الله من فضله ومن ثمّ قال أحدكم لملائكة الله المُقربين: فهل الله رضي عنّا ولن يعذّبنا؟ ثمّ يقول لكم: لو لم يكن الله رضي عنكم لما أرضاكم بجنّته، ومن ثمّ يقول أحدكم: ويا أيّها العبد المُقرَّب من ربّه لقد فرحنا بما أعطانا الله من فضله في جنّته مقابل عبادته وحده لا شريك له فأصدقَنا بما وعدَنا فوجدْنا ما وعدَنا ربُّنا حقاً، ولكن هل الله سبحانه هو فرحٌ مسرورٌ فنحن فرحون مسرورون نحنُ أهل الجنّة؟ ومن ثمّ يقول لكم: كلا ما قَطُّ عرف السعادة منذ أمدٍ بعيدٍ منذ أن ظلم عباده أنفسهم فأدخلهم ناره ولذلك فهو مُتحسّرٌ وحزينٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم. ثمّ يقول أحدكم: ولِمَ يحزن الله ويتحسّر على عباده الذين في النار فهو لم يظلمهم شيئاً بل ظلموا أنفسهم؟ ومن ثمّ يردّ عليكم عبد الله ويقول: ذلك بسبب صفته أنه أرحم الراحمين. ومن ثمّ تقول أم بشرى وخالد أو أحد السائلين: وهل يتحسّر الله على كافة الأمم الذين ظلموا أنفسهم فكذَّبوا برسل ربهم؟! ومن ثمّ يردّ عليهم المهديّ المنتظَر عبد النعيم الأعظم ناصر محمد اليمانيّ وأقول: قال الله تعالى:
    {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس]

    ومن ثمّ يقول أحباب الله: إذاً فما الفائدة أيّها الإمام المهديّ من جنّة الله وقصورها وحورها والولدان المخلّدين فيها وربّنا حبيب قلوبنا متحسرٌ في نفسه وحزينٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم؟ فما هو الحلّ حتى يكون ربُّنا حبيب قلوبنا الأعظم فرحاً مسروراً وليس حزيناً مُتحسِّراً؟ ومن ثمّ يقول لهم الإمام المهديّ: لن يكون الله سبحانه فرحاً مسروراً حتى يُدخل عباده جميعاً في رحمته فيكونون أمّةً واحدةً على صراطٍ مستقيمٍ، فلتكن حياتكم من أجل تحقيق ذلك، واجعلوا ذلك هو هدفكم وكُلّ أمنيتكم في الحياة فإن فعلتم فقد أصبح محياكم لله ومن أجل الله لتحقيق نعيم رضوان نفس الله على عباده، ثمّ يُحقِّق الله لكم ذلك إنّ الله على كلّ شيءٍ قديرٌ، تصديقاً لقول الله تعالى: {أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا ۗ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّىٰ يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ} صدق الله العظيم [الرعد:31].

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _______________


  3. ترتيب المشاركة ورابطها: #3  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 297902   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,743

    افتراضي

    -3-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 04 - 1431 هــ
    27 - 03 - 2010 مـ

    ۷-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
    12:02 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ


    خداوند در آیات محکم قرآن علم نجوم و افلاک را به تفصیل بیان نموده است...

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الانبياء والمُرسلين جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم والتابعين للحق إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    سلام خدا بر ابوفراس زهرانی از حافظان قرآن ؛ خدا تو را حفظ نموده وبه راه راست هدایت فرماید. و سؤالت از امام ناصر محمد یمانی که : آیا به علوم فلکی احاطه داری؟ امام مهدی ناصرمحمد یمانی درپاسخ می‌گوید: البته که چنین است. خداوند علم فلک را به من آموخته است ولی این دانش برگرفته ازکتاب‌های نوشته انسان نیست؛بلکه از آیات محکم ذکر و از محکمات قرآن عظیم برای‌تان برهان می‌آورم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنين والحساب وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً } صدق الله العظيم [الإسراء: 12]
    {ما شب و روز را دو نشانه خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا فضل پروردگارتان را بطلبید و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم.}
    اگر دانشمندان علم فلک دچار اشتباه و خطا شوند؛ قادر به گمراه کردن امام مهدی نخواهند بود. من از امیال آنان پیروی نمی کنم بلکه با آیات محکم آنچه که درست باشد را تصدیق و آنچه را که باطل باشد باز هم با آیات محکم ذکر باطل می‌کنم. ابوفراس که از مردمان نیک هستی بر اساس فرموده حق خداوند تعالی:
    { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنين والحساب وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً } صدق الله العظيم [الإسراء: 12]
    {ما شب و روز را دو نشانه قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا فضل پروردگارتان را بطلبید و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم.}
    ابوفراس خردمند؛ درمورد حساب شبانه روز؛ آنچه که در کتاب پیدا می‌کنم این است که آغاز شبانه روز از لحظه پنهان شدن خورشید در پس حجاب و سپس گسترش تاریکی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَآَيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ (37) وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (38) وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ (39) لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (40) } صدق الله العظيم [يس]
    {شب نيز برايشان نشانی ديگر است كه روز را از آن برمی‌کنیم و همه در تاريكى فرو مى‌روند. (۳۷) و خورشید که پیوسته بسوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست. (۳۸) و برای ماه منزلگاه‌هایی قرار دادیم، (و هنگامی که این منازل را طی کرد) سرانجام به حالت اول خود(محاق) باز می آید. (۳۹) نه خورشید را سزاست که به ماه ملحق شود(برسد)، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند. (۴۰)}
    و خداوند دراین آیات محکم برای شما آغازحساب را براساس حرکت زمین و خورشید و ماه روشن می‌نماید. خداوند به شما خبر می‌دهد که براساس حساب زمان دقیق آغاز شبانه روز؛ غروب خورشید و آغاز شبی است که متعلق به شبانه روز جدید است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَآَيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ } صدق الله العظيم [يس: 37]
    {شب نيز برايشان نشانی ديگر است كه روز را از آن برمی‌کنیم و همه در تاريكى فرو مى‌روند.}
    لذا شب دقیقاً بعد از غروب آفتاب و پنهان شدن آن درپس حجاب آغاز می‌شود واز نظر"وقت "(نه از نظر حرکت ذاتی ؛ چون در حرکت ذاتی روز جلوتر از شب است که ان‌شاءالله آن را به تفصیل بیان خواهیم کرد) شبانه روز با آغاز شب؛ شروع می‌شود . برای اینکه مطالب را با هم قاطی نکنی بدان که در حال حاضرما درمورد حساب أوقات معین شده(حساب الموقوت) صحبت می‌کنیم و اینکه حساب شبانه روز از چه لحظه‌ای است و فرموده خداوند تعالی را برایت می‌آوریم:
    { وَآَيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ } صدق الله العظيم [يس: 37]
    { شب نيز برايشان نشانی ديگر است كه روز را از آن برمی‌کنیم و همه در تاريكى فرو مى‌روند.}
    به این ترتیب از نظر حساب وقت در کتاب؛ شبانه روز دقیقاً با نماز مغرب آغاز می‌شود و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً } صدق الله العظيم [الأعراف: 142]
    {و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد.}
    پس از آیات محکم کتاب حق برایتان روشن شد و دانستید که حساب ایام با شب -یعنی غروب خورشید- آغاز می‌شود و تا غروب خورشید بعد ادامه می‌یابد و می‌شود یک شبانه روز؛ چون از نظر حساب؛ شبانه روز ۲۴ ساعت است و از نظر حساب در کتاب؛ شبانه روز با غروب آفتاب و پنهان شدن آن پشت حجاب آغاز می‌گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَآَيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ } صدق الله العظيم [يس: 37]
    {شب نيز برايشان نشانی ديگر است كه روز را از آن برمی‌کنیم و همه در تاريكى فرو مى‌روند.}
    و از آنجا که نماز تکلیفی است که در زمانی معین باید انجام شود( کتاب موقوت)؛ حال برای شما سهل و آسان است که دریابید کدام نماز "نماز وسطی"است؛ همان نمازی که خداوند توصیه کرده از آن مراقبت کنید، چرا که پروردگار می‌دانست که بسیاری از مسلمانان آن را از دست می‌دهند. دقیقاً برایتان روشن شد آغاز شبانه روز و حساب ایام از چه لحظه‌ای است. شبانه روز جدید لحظه دخول شب و پنهان شدن خورشید پشت حجاب است پس برایتان روشن و واضح شد که این بیان حق است که اولین نماز در شبانه روز نماز مغرب است و سپس نماز عشاء و بعد نماز صبح و ظهر و عصر. وقت نماز عصر با پنهان شدن خورشید در حجاب تمام شده و زمان آغاز نماز درشبانه روز جدید فرا می‌رسد که با نماز مغرب شروع می‌شود و الی آخر...پس بیا تا ببینیم "نماز وسطی" بی شک و تردید کدام نماز است:
    ۱-مغرب
    ۲-عشاء
    ۳-صبح
    ۴-ظهر
    ۵-عصر
    پس برای ابوفراس که از مردمان نیک است روشن شد که همانا نماز صبح بی شک و تردید نماز وسطی است و همین نماز است که خداوند فرمان داده درآن برای دعای قنوت برخیزید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ } صدق الله العظيم [البقرة: 238]
    {بر نمازها مواظبت و توجه کامل داشته باشید و به خصوص نماز وسطی (صبح) و درحال قنوت برای خدا قیام کنید}
    واین "نماز مشهود" است چون درموعد انجام آن معقبات (ملائکه‌ای که مأمور روز و شب هستند)گرد آمده و فرشتگان شب؛ أمور را تحویل فرشتگان روز می‌دهند. این تحویل درست در موعد نماز وسطی که نماز صبح است صورت می‌گیرد . به همین دلیل این نماز "مشهود" است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا } صدق الله العظيم [الإاسراء: 78]
    {نماز را از زوال خورشید (زرد شدن رنگ خورشید) تا نهایت تاریکی شب برپا دار؛ و همچنین قرآن فجر [= نماز صبح‌] را؛ چرا که قرآن فجرمشهود است}
    ولی آنان که تصور کرده‌اند نماز وسطی؛ نماز عصر است، ندانسته به خداوندنسبت داده‌اند. خداوند آنها را عفو کرده و هدایت نماید؛ این سخنان از روی ظن است و می‌دانید ظن و گمان جای حق را نمی‌گیرد.اینها چون فکر می‌کنند نماز صبح اولین نمازاست؛ لذا گمان کرده‌اند نماز عصر نماز وسطی است :
    ۱-صبح
    ۲-ظهر
    ۳-عصر
    ۴-مغرب
    ۵-عشاء.
    اما آنها موعد نمازها را به هم ریخته‌اند چون سه نماز از نمازهای روزانه -یعنی نماز صبح و ظهر وعصر- را که مربوط به شبانه روز گذشته است و هم چنین دونماز را که مربوط به شبانه روز جدید است- یعنی نماز مغرب و عشأ- با هم اورده و به همین دلیل بر اساس محاسبات‌شان نماز عصر نماز وسطی می‌شود. این از روی اجتهاد ظنی است و خود می‌دانند ممکن است درست باشد یا غلط. اما ابو فراس شما می‌دانید خداوند فتوا داده که ظن شما را از حقیقت بی‌نیاز نمی‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا } صدق الله العظيم [النجم: 28]
    {تنها از گمان بی‌پایه پیروی می‌کنند با اینکه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌کند}
    اما من امام مهدی به حق فتوا می‌دهم که فتوای اجتهادی در دین خدا حرام است؛ این چنین فتواهایی می‌توانند درست باشند یا غلط. حال به شما یاد می‌دهم اجتهاد حقیقی کدام است: اجتهاد یعنی به دنبال علم حق بودن؛ تا اینکه خداوند فرد را به سوی برهان علمی منیری هدایت کند که بی شک و تردید از پروردگار عالمیان است. و راز اینکه امام مهدی با برهان علمی حق بر تمام علمای امت مهیمن می‌گردد نیز در همین امر نهفته است. ابوفراس تو نمی‌توانی با فتوایی مردم را قانع کنی که احتمال صحت یا خطا در آن است چون چنین فتواهایی یقینی نبوده و از روی ظن و گمان هستند چراکه برای آنها برهان علمی محکم نداری تا بتوانی با آن مجادله کنندگان را به حق خاموش سازی. لذا اجتهاد-حقیقی- یعنی به دنبال حق بگردی و زمانی که خداوند بداند شما حریص هستید تا جز حق به خداوند نسبت ندهید؛ به وعده حق خود در آیات محکم کتابش عمل کرده و فتوای حق را به شما نشان می‌دهد:

    { وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ } صدق الله العظيم [البقرة: 282]
    {و از خدا بترسید و خداوند به شما می‌آموزد، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.}
    چون خداوند می‌بیند تو مجتهدانه به دنبال حق می‌گردی و چیزی جز حق نمی‌خواهی و اکراه داری به خداوند نسبت ناحق دهی؛ اینجاست که خداوند به وعده خود در آیات محکم کتابش عمل نموده و پژوهشگر حق جو را به راه حق و درسا هدایت می‌نماید:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا } صدق الله العظيم [العنكبوت: 69]
    {و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛}.
    یعنی اگرکسی که به دنبال حق باشد و جز حق چیزی نخواهد؛ برعهده‌ی حق است که آنها را به راه حق هدایت نماید ودانشی به ایشان عطا نماید که بی شک وتردید از نزد خداوند حکیم و علیم است. ولی ابوفراس علمای امت به این دلیل شتباه کرده و گمراه شده‌اند که قاعده و ناموس اجتهاد را نمی‌دانند. قاعده اجتهاد در کتاب این است که آن قدر به دنبال حق بگردی تا خداوند با علم و هدایت و کتاب منیر تو را به سوی حق راهنمایی کند و سپس تو مردم را براساس بصیرتی که از نزد پروردگارت آمده به سوی حق هدایت نمایی. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ } صدق الله العظيم [يوسف: 108]
    {بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»}
    ولی عزیز من ابوفراس؛ متأسفانه علمای امت مردم را به سوی چیزی دعوت می‌کنند که هنوز برای آن درحال اجتهاد بوده و به دلیلی علمی که گفتگوکنندگان را قانع کند؛ دست نیافته‌اند.چون دانش آنها از روی ظن و گمان است و امکان صحت یا خطا در آن هست. این بصیرت آمده از نزد پروردگار نیست چون علوم دینی باید یقینی باشند نه ظنی. چون علوم دینی برهان مبین دعوت شما به سوی خداوند است و باید این دعوت بر پایه بصیرتی باشد که بی شک و تردید از سوی خدا آمده باشد. نه اینکه شما برای مردم فتوا بدهید و بعد بگویید؛ الله اعلم؛ اگرخطا باشد؛ اشتباه از من است! هیهات هیهات....
    بلکه این شیطان است که فرمان می‌دهد چیزی را که نمی‌دانید آیا حق است و از جانب پروردگار عالمیان آمده؛ به خدا نسبت دهید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169) } صدق الله العظيم [البقرة]
    { ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    چرا که اگر شما ندانسته و از روی ظن- که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- به خداوند نسبت دهید و بگویید این حلال است و این حرام؛ بدون اینکه علمی روشن و بینه از پروردگار عالمیان داشته باشید؛ این ظن است و ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. چرا که اگر چیزی را حرام کنید که خداوند حرام نکرده باشد و یا حرام خدا را حلال کنید؛ به خداوند نسبت دروغ داده و چیزی را گفته‌اید که خداوند نفرموده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ } صدق الله العظيم [النحل: 116]
    {و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید}
    لذا درکتاب خدا از روی ظن و گمان فتوایی دادن بر شما حرام شده است فتوایی که احتمال دارد درست باشد یا غلط و برای آن برهان روشنی از نزد خدا وجود نداشته باشد. اینکه ندانسته و بدون یقین به خداوند نسبت دهید؛ فرمان الهی نیست. این فرمان شیطان است که امر می‌کند بدون اینکه اهمیتی بدهید؛ ندانسته به خداوند نسبت دهید؛ حال چه فتوا حق باشد یا خطا؛ چنین کاری فرمان شیطان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169) } صدق الله العظيم [البقرة]
    {او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    ابوفراس؛ والله که اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی تابع امر شیطان بود و ندانسته به خدا نسبت می‌داد؛ چطور می توانست حتی یک عالم از علمای امت را شکست دهد؟ اما راز هیمنه‌ی امام ناصر محمد یمانی در این است که از فرمان خداوند رحمن پیروی کرده و ندانسته به خدا نسبت نمی‌دهد. برای همین هم نمی‌بینی که امام مهدی ناصرمحمد یمانی با علوم ظنی که احتمال دارد درست باشند یا غلط؛ برای مردم حجت آورده و بعد بگوید: والله اعلم؛ اگر خطا باشد؛ اشتباه از من بوده! اگر چنین بود؛ چگونه می‌توانستم در برابر علمای امت حجت اقامه کنم و چگونه می‌توانستم درموارد اختلافات با حکم حق آنان را قانع نمایم درحالی که حکم ظنی احتمال درست و غلط بودن دارد. پناه برخدا که از جاهلان باشم.
    ممکن است جناب شیخ ابوفراس زهرانی بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" برادرمن؛ علما از انبیا نیستند که خدا به آنها وحی کند؛ لذا آنان با اجتهاد فتوا می‌دهند و برای همین هم می‌بینی به فتوای خود یقین ندارند. برای همین قسم نمی‌خورند که جز حق نمی‌گویند؛ بلکه اعتراف می‌کنند که ممکن است فتوایشان درست باشد یا غلط؛ پس راه درست و حقی که باید از آن پیروی کرد و به خدا ندانسته نسبت نداد؛ کدام است؟" پس امام مهدی درمورد راه حق به او فتوا می‌دهد تا نه خودشان گمراه شوند و نه امت‌‌شان را گمراه نمایند. آنان حق ندارند کورکورانه از گذشتگان پیروی نمایند و هرکاری که آنها می‌کردند انجام دهند چون شاید اسلاف‌شان درمورد مسئله‌ای به خطا رفته باشند واینکه فرزندان‌شان نمی‌دانستند این راه درست نیست در پیشگاه پروردگار حجت نبوده و نفعی برای‌شان ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ } صدق الله العظيم [الأعراف: 173]
    {یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ (172) أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ (173) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(174) } صدق الله العظيم [الأعراف]
    {وزمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!» (۱۷۳) این گونه، آیات را توضیح می‌دهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند (۱۷۴)}
    وبرای همین خداوند به کسانی که در طلب علم هستند فرمان می دهد از عقل خود استفاده کرده وقبل از پیروی؛ در مورد برهان فرد دعوت کننده، تدبر و تفکر نمایند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا } صدق الله العظيم [الإسراء: 36]
    {از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند}
    چرا که عقل ومنطق همیشه با حق موافق است و وقتی در مورد برهان علمی فرد دعوت کننده تدبر شود؛ اگر برهان‌ از جانب خدا باشد؛ حتماً عقل در برابرآن سرفرود آورده و کاملاً تسلیم می‌شود. برای همین هم خداوند به کسانی که ازقرآنی رومی‌گردانند که محمد رسول الله آورده و ذکری برای عالمیان است؛ می‌فرماید که اگر کسی از آنها بخواهد راه راست را درپیش گیرد:
    { قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ } صدق الله العظيم [سبأ: 46]
    {بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و همنشین شما [= محمّد] هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است}
    وبرای همین امت‌ها بعد از اینکه فرصت از دستشان رفت؛ می‌فهمند علت گمراه و دورشدن از مسیر هدایت پروردگارشان این بوده است که کورکورانه از پیشینیان پیروی کرده و درمورد حجت کسی که آنها را به سوی راه حق پروردگارشان دعوت می‌کرده؛ تدبر نکرده‌اند. برای همین فتوا می‌دهند علت گمراهی از حق این بوده که از عقل‌شان استفاده نکردند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ } صدق الله العظيم [المًلك: 10]
    {و مى‌گويند: اگر ما گوش می‌کردیم يا عقل خود را به کار می‌گرفتیم، اهل اين آتش سوزنده نمى‌بوديم.}
    و برای همین اگر ابوفراس عقلش را بکار گیرد و در بیانات امام ناصر محمد یمانی از قرآن تدبر کند؛ درمی‌یابد که عقلش با بیان امام ناصر محمد یمانی از قرآن موافق است و آن را بهترین تأویل و هدایت کننده‌ترین مسیر می‌بیند و اینکه او به حق با برهان علمی از آیات محکم قرآن عظیم- که احتمال تشکیک و ایراد در آن نیست- مردم را به سوی حق دعوت می‌کند و راه راست را نشان می‌دهد؛ مگر کسی که نسبت به حکم قرآن عظیم کافر شود که در این صورت خداوند او را گرفتار عذاب دردناکی خواهد کرد.
    برادر گرامی ابوفراس؛ از مردمان خوب باش وعقل خود را تکذیب مکن؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی را تکذیب مکن؛ چون عقل تو در هیچ موردی با بیانات امام مهدی مخالف نیست؛ چرا که اگر از بصیرت استفاده شود؛ فرد هیچ وقت نابینا نخواهد شد و همانا که قلب‌هایی که در سینه‌هاست کور می‌شوند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ } صدق الله العظيم [الحج: 46]
    {پس بی گمان بصیرت نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}
    و لذا می‌بینید در تمامی امت‌ها تنها کسانی مسیر هدایت را درپیش می‌گیرند که از عقل خود استفاده کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَبَشِّرْ‌ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
    { به بندگان بشارت ده(۱۷)همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.}
    و لذا امام مهدی منتظر به تمام بشریت اعلان می‌نماید که در دوران گفتگو قبل از ظهور؛ کسی مهدی منتظر را تصدیق نکرده و نخواهد کرد مگر خردمندان. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ } صدق الله العظيم [الرعد: 19]
    {پس آیا کسی که می‌داند که آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است حق است همانند کسی خواهد بود که نابینا است؟! تنها خردمندان متذکر می‌شوند}
    امام مهدی عقل ابوفراس را بین امام مهدی و ابوفراس داور و حَکَم می‌کند. ابوفراس اگر دیدی عقل و منطق برهان علمی ناصر محمد یمانی را نمی‌پذیرد؛ بدان که ناصر محمد یمانی درگمراهی آشکار است. و اگر دیدی عقل و منطق برهان علمی امام ناصر محمد یمانی را می‌پذیرد؛ به یقین بدان که این حق آمده از نزد پروردگارت است. خداوند عقل را حجت بر انسان قرار داده و اگر عقل انسان برود؛ اعمالش ثبت نمی‌شود؛ پس چه راهی برای نجات تو ومسلمانان و تمام مردم از یوم عقیم هست ابوفراس؟ آیا به امام مهدی کمک نمی‌کنی تا تو و امت را از فتنه مسیح کذاب نجات دهد؟

    ممکن است ابوفراس بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" ای مرد؛ در مورد فتنه مسیح کذاب ؛همانطور که معروف است ؛محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم -درمورد فتنه مسیح کذاب چنین فتوا داده است که او می‌گوید: ای آسمان ببار و آسمان می‌بارد. ای زمین برویان و زمین می‌رویاند. و مردی را از وسط نصف کرده و بین دو نیمه بدن او راه می‌رود و سپس روح را به کالبد او برگردانده و زنده‌اش می‌کند". پس کسی که خداوند او را امام مردم قرار داده درپاسخ به ابوفراس می‌گوید: سبحان الله العظیم این برتری طلبی بزرگی است!! چگونه دروغ‌هایی را باور می‌کنید که تحدی خداوند در برابر باطل و اولیای او را که در آیات محکم قرآن عظیم آمده است نفی می‌کند؟ خداوند باطل و اولیای او را به چالش می‌کشد که روح را به بدن مرده بازگردانند و خداوند فرموده است اگر آنان چنین کنند -در حالی که به جای خداوند باطل را می‌خوانند- در دعوت خود به سوی باطل-به جای خداوند- درست گفته‌اند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَلَكِنْ لَا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ(86) تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (87)صدق الله العظيم [الواقعة]
    { پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    به این ترتیب؛ افترا زنندگان؛ کاری کرده‌اند مسلمانان نسبت به تحدی خداوند در برابر اهل باطل درآیات محکم قرآن برای زنده کردن مرده؛ کافر شوند و به مراد خود هم رسیده‌اند. آنها می‌دانند چنین چیزی هرگز رخ نخواهد داد و می‌خواهند شما را بعد از ایمان آوردن؛ نسبت به آنچه که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم که آیات محکم و بینه و ام الکتاب هستند، نازل نموده کافر کنند. باطل قادر به این کار نیست و به جای خداوند ادعای ربوبیت می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ } صدق الله العظيم [سبأ: 49]
    { بگو: «حق آمد! و باطل نه نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه قادر به بازگرداندن آن}
    ای ابوفراس که از انسانهای نیک هستی؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ تا زمانی که به قاعده‌ای که در آیات محکم کتاب برای کشف احادیث و روایاتی که به دروغ به خدا ورسولش نسبت داده شده‌اند، آمده است، ایمان نیاورید؛ امام مهدی نمی‌تواند در موارد اختلاف، میان شما حکم کند.
    ولی شاید ابوفراس بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" برای نجات از فتنه‌ی احادیثی که به دروغ و با بهتان به نبی نسبت داده شده چه راهی وجود دارد؟"پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: راه آن پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست؛ و اگر در سنت چیزی برخلاف آیات محکم کتاب بود؛ در این صورت به ریسمان الهی قرآن عظیم بیاویزید و نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم است کافر شوی. که اگر چنین کنید؛ هدایت خواهید شد و اگر سرباز زنید؛ گمراه می‌شوید و وظیفه ما تنها ابلاغ بیان حق قرآن عظیم برای عالمیانی است که بخواهند به راه راست هدایت شود. چرا که بصیرت امام مهدی بی شک و تردید،همان بصیرتی است که جدش محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - از نزد پروردگار عالمیان آورده است. و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ } صدق الله العظيم [النمل: 92]
    { و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد ؛ بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»}
    چون آیات محکم قرآن عظیم؛ برهان آشکار برای دعوت تمامی مردم به سوی خداوند است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا (174) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا (175)} صدق الله العظيم [النساء]
    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راست، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    لذا ریسمانی که خداوند فرمان داده تا به آن پایبند مانده و نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم آن است کافرشوید؛ قرآن عظیم است. فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید:
    { فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا }صدق الله العظيم [النساء: 175]
    { امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راست، به سوی خودش هدایت می‌کند}
    مقصود خداوند از التزام به قرآن؛ این نیست که تنها به قرآن پای‌بند بوده و سنت حق نبوی را رها کنید؛ سنت حق نبوی بیان و تشریح بیشتر قرآن است و اگر چنین کنید از فرموده خداوند تعالی سرباز زده‌اید که:
    { وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ } صدق الله العظيم [النحل: 44]
    {و ما این ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند!}
    مقصود از بیان قرآن؛ سنت نبوی حق است که چیزی نیست جز بیان و توضیح بیشتر قرآن عظیم برای مردم. ولی افتراهایی که به نبي - صلى الله عليه وآله وسلم - نسبت داده می‌شود برخلاف آیات بینه و محکم - آیات ام الکتاب- هستند و بعد از تطبیق قاعده کشف احادیث دروغ ؛ به یقین خواهید دانست این حدیث در سنت نبوی از خدا ورسول او- صلى الله عليه وآله وسلم - نیست، بلکه این حدیث نبوی که برخلاف آیات محکم قرآن است از نزد خدا نیست.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (80) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82) وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا (83) } صدق الله العظيم [النساء]
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (80)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(83)}
    برادر گرامی ابوفراس؛ اگر در این آیات بینه تدبر کنید به نکات زیر می‌رسید:
    ۱-قرآن و سنت بیان هردو از نزد خدا آمده‌اند.
    ۲- قرآن از تحربف محفوظ است ولی سنت بیان از تحریف مصون نیست.
    ۳-از آنجا که قرآن از تحریف محفوظ است؛ پس در مواردی که در سنت نبوی دچار اختلاف می‌شوید؛ حتما قرآن مرجع شماست.
    ۴- سپس خداوند به شما می‌آموزد قاعده کشف احادیث دروغ کدام است. حدیث دروغ با آیات بینه و محکم که آیات ام الکتاب بوده و برای عالم و جاهل شما روشن و واضح هستند؛ مغابرت دارد و برخلاف آنهاست. پس به قرآن عظیم،ریسمان الهی پای‌بند بمانید و نسبت به هرچه که برخلاف آیات محکم و ام الکتاب آن هستند کافر شوید حال چه در تورات یا انجیل باشد یا در سنت نبوی. چون خداوند قرآن عظیم را مرجع ، حکم و مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی داسنته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    { وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
    { ميانشان بر وفق آنچه خدا نازل كرده است حكم كن و از خواهشهاشان پيروى مكن و از ايشان بپرهيز كه مبادا بفريبندت تا از بعضى از چيزهايى كه خدا بر تو نازل كرده است سرباز زنى. و اگر رويگردان شدند بدان كه خدا مى‌خواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت كند، و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند. (۴۹) آيا حكم جاهليت را مى‌جويند؟ براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدا بهتر است؟ (۵۰)}
    ای اهل بصیرت؛ تدبرکنید که آیا قرآن به دلیل محفوظ بودن ازتحریف مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی نیست در حالی که خداوند وعده‌ای برای حفظ تورات و انجیل و سنت نبوی از تحریف‌ شیاطین نداده است؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

    { إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَ‌اةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ‌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّ‌بَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ‌ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّـهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُ‌وا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُ‌ونَ ﴿٤٤﴾ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُ‌وحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَ‌ةٌ لَّهُ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٤٥﴾وَقَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِ‌هِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْ‌يَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَ‌اةِ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ‌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَ‌اةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٤٦﴾ وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٤٧﴾ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْ‌عَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَ‌اتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْ‌جِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾ } صدق الله العظيم [المائدة]
    {ما تورات را كه در آن هدايت و روشنايى است، نازل كرديم. پيامبرانى كه تسليم فرمان بودند بنابر آن براى يهود حكم كردند و نيز خداشناسان و دانشمندان كه به حفظ كتاب خدا مأمور بودند و بر آن گواهى دادند، پس، از مردم مترسيد، از من بترسيد و آيات مرا به بهاى اندك مفروشيد. و هر كه بر وفق آياتى كه خدا نازل كرده است حكم نكند، كافر است. (۴۴) و در تورات بر آنان مقرر داشتيم كه نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمى را قصاصى است. و هر كه از قصاص درگذرد، گناهش را كفاره‌اى خواهد بود. و هر كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند، از ستمكاران است. (۴۵)و از پى آنها عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديق‌كننده توراتى بود كه پيش از او فرستاده بوديم و انجيل را كه تصديق‌كننده تورات پيش از او بود به او داديم كه در آن هدايت و روشنايى بود و براى پرهيزگاران هدايت و موعظه‌اى. (۴۶) و بايد كه اهل انجيل بر وفق آنچه خدا در آن كتاب نازل كرده است داورى كنند. زيرا هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از نافرمانان است. (۴۷) و اين كتاب را به راستى بر تو نازل كرديم؛ تصديق‌كننده و حاكم بر كتابهايى است كه پيش از آن بوده‌اند. پس بر وفق آنچه خدا نازل كرده است در ميانشان حكم كن و از پى خواهشهاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مى‌خواست همه شما را يك امت مى‌ساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بيازمايدتان. پس در خيرات بر يكديگر پيشى گيريد. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مى‌كرديد آگاهتان سازد. (۴۸) ميانشان بر وفق آنچه خدا نازل كرده است حكم كن و از خواهشهاشان پيروى مكن و از ايشان بپرهيز كه مبادا بفريبندت تا از بعضى از چيزهايى كه خدا بر تو نازل كرده است سرباز زنى. و اگر رويگردان شدند بدان كه خدا مى‌خواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت كند، و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند. (۴۹) آيا حكم جاهليت را مى‌جويند؟ براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدا بهتر است؟ (۵۰)}
    و اما سؤال ابوفراس:" ناصر محمد یمانی چرا فتوا می‌دهی علمای امت گمراهند؛ در حالی که آنها درمورد تو حکم به گمراهی آشکار نداده‌اند؟"امام مهدی جواب ابوفراس را مستقیم به خداوند می‌سپارد. خداوند به کسانی که با امر الهی مخالفت کرده و دین خود را فرقه فرقه و پراکنده کرده و به حبل الهی آیات محکم قرآن عظیم تمسک نجسته و نسبت به هرچه که مخالف ان است کافر نشده‌اند پاسخ داده است و ما جواب ابوفراس را مستقیم به خداوند می‌سپاریم:

    { وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } صدق الله العظيم [ال عمران: 105]
    {همانند آن كسان مباشيد كه پس از آنكه آيات روشن خدا بر آنها آشكار شد، پراكنده گشتند و با يكديگر اختلاف ورزيدند، البته براى اينان عذابى بزرگ خواهد بود.}
    ای ابوفراس؛ ای مردم؛ از خداپروا کنید. شایسته نیست که امام مهدی شیعه یا سنی باشد؛ بلکه او مسلمان حنیف است و از مشرکان نیست و مردم را بر اساس بصیرت به سوی خداوند دعوت می‌کند.من نمی‌گویم شیعه هستم و مردم را به سوی مذهب آنها دعوت نمی‌نمایم. من نمی‌گویم اهل سنت و جماعت هستم و مردم را به سوی مذاهب آنان نمی‌خوانم. بلکه مردم را با بصیرتی که از نزد پروردگارم آمده است به سوی خدا دعوت می‌کنم و می‌گویم من از مسلمین هستم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ } صدق الله العظيم [فصلّت:33]
    {گفتار چه کسی بهتر از گفتار کسی است که مردمان را به سوی خدا می‌خواند و کارهای شایسته می‌کند و اعلام می‌دارد که من از زمره‌ی مسلمانان هستم؟}
    چطور در حالی که خود شما شیعیان و اهل سنت با هم اختلاف دارید؛ می‌توانید مردم را با دین خود قانع نمایید؟چگونه می‌خواهید مردم عالم را با دین خود قانع کنید درحالی که آنها می‌دانند گروهی از شما به گروهی دیگر لعنت فرستاده و یک دیگر را تکفیر می‌کنید؟ اختلاف و تفرقه را رها کنید و به ریسمان الهی قرآن عظیم آویخته و بر سر چیزی که برخلاف آیات محکم آن است با یک دیگر مخاصمه نکنید که خداوند شما را عذاب خواهد کرد؛ آیا پروا نمی‌کنید؟
    عزیز من ابوفراس که از مردمان نیک هستی؛ شاکر باش که خداوند امام مهدی را در دوران ابوفراس برانگیخته است؛ و شاکر باش که خداوند تو را از طریق این شبکه جهانی که نعمت بزرگ خداوند برای گفتگو میان مردم عالم است؛از دعوت مهدی منتظر در دوران گفتگو قبل از ظهور آگاه کرده است.
    ابوفراس نور و ظلمت در یک جا جمع نمی‌شوند و امام مهدی؛ کسی مانند دیگر علمای مسلمین است فقط معلم او خداست و دانش او را بیش از تمام علمای امت قرار داده تا دراختلافات حکم کند و مسلمانان را به سوی وحدت فراخوانده و با وحدت پراکندگی آنان را از بین ببرد و سخن انان را یکی کرده و جلوی تفرقه دینی را گرفته و صفوف آنان را یکی کرده و شوکت‌شان را تقویت نماید و قلب‌های آنان را از شرک پاک کند. سپس وعده برپایی خلافت جهانی اسلامی را عملی نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ } صدق الله العظيم [النور: 55]
    {خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا عبادت کرده و چیزی را شریک من نکنند و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.}
    وبرای همین تلاش می‌کنیم قلب مردم را از شرک پاک سازیم تا شرط خلافت به حق محقق گردد
    { يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً }
    صدق الله العظيم.
    { آنچنان که تنها مرا عبادت کرده و چیزی را شریک من نکنند}.
    ابوفراس؛ می‌بینم که می‌خواهی مهدی منتظر به اختصار به تو پاسخ دهد؛ مهدی منتظر به تو می‌گوید: آیا اعتقاد نداری که برانگیخته شدن امام مهدی خبری بزرگ از اخبار کتاب است و بر ما واجب است حق را به تفصیل بیان کنیم تا حجتی نداشته باشند و با اقامه حجت دربرابر آنان؛ نزد خود از اینکه به حق اعتراف کرده و تسلیم آن شوند؛ احساس ناراحتی نکنند و بگویند :سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصير.
    با اینکه می‌بینید امام مهدی در برخی از بیانات به آنها سخت می‌گیرد ولی من نسبت به آنها رئوف و رحیم هستم و دلیل سخت گرفتن این است که آنها ازدعوت امام مهدی رو گردانده و حاضر نیستند به شأن خلیفه خدا در زمین اعتراف کنند و این باعث می‌شود هم خود وهم امت مسلمان و هم تمام آبادی‌های بشر گرفتار عذاب شده و خداوند خلیفه خود مهدی منتظر را در یک شب برجهانیان غالب گرداند در حالی که همگی خوار و ناتوان شده‌اند.

    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    الذليل على المؤمنين خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5103 من الموضوع: ردود الإمام على أبي فراس الزهراني: العلم من الله هو الحُجّة والبرهان المبين ..




    - 3 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 04 - 1431 هــ
    27 - 03 - 2010 مـ
    12:02 صباحاً
    ــــــــــــ



    علوم الفلك في مُحكم القرآن قد فصّلها الله تفصيلاً ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين جدي محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    سلام الله عليكم فضيلة الشيخ أبا فراس الزهراني من حَفَظَةِ القرآن العظيم حفظك الله وهداك إلى الصراط المستقيم، وسؤالك للإمام ناصر محمد اليمانيّ: هل يحيط بعلوم الفلك؟ ثمّ يردّ عليك الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: اللهم نعم قد زادني الله بسطةً في العلم الفلكيّ ولكني لا آتيكم به من كتب البشر بل آتيكم به من مُحكم الذِّكر وأفصِّله تفصيلاً من محكم القرآن العظيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]، ولن تجد الإمام المهديّ يستطيع أن يُضِلّه علماء الفلك في البشر إن أخطأوا في شيءٍ؛ فلن تجدني أتَّبع أهواءهم بل أُصدِّق بالحقّ منه بآياتٍ محكماتٍ وأُبطِل الباطل منه بآياتٍ محكماتٍ.

    ويا أبا فراس من خيار الناس وبناءً على الحقّ في قول الله تعالى: {وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]، يا أبا فراس من أولي الألباب إني أجد اليوم للحساب في الكتاب يبدأ من لحظة تواري الشمس وراء الحجاب ومن ثمّ يحلّ الظلام، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [يس].

    وفي هذه الآيات المُحكمات يبيِّن الله لكم بدء الحساب بحركة الأرض والشمس والقمر وعلّمكم الله بالتوقيت بالضبط لبدء اليوم في الحساب أنه يبدأ بغروب الشمس لدخول ليلة اليوم الجديد، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [يس].

    إذاً الليلة تبدأ بالضبط بغروب الشمس وتواريها في الحجاب، إذاً اليوم يبدأ من بدء ليلته بالنسبة للوقت وليس بالنسبة للحركة الذاتيّة وذلك لأن النهار يتقدم الليل في الحركة الذاتية نفصِّله فيما بعد إن شاء الله، وحتى لا يختلط عليك الأمر فنحن الآن نتكلّم عن الحساب الموقوت ومن أيِّ لحظةٍ يتم حساب اليوم وآتيناك بقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [يس].

    إذاً اليوم الجديد لحساب الوقت في الكتاب يبدأ من صلاة المغرب بالضبط، ولذلك قال الله تعالى: {وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً} صدق الله العظيم [الأعراف:142].

    ومن ثمّ تبيّن لكم الحقّ في محكم الكتاب أن الحساب للأيام تبدأ بالليالي أيْ (من غروب الشمس إلى غروب الشمس في الحساب هو يومٌ واحدٌ) لأن اليوم هو 24 ساعةً ويبدأ الحساب في الكتاب بغروب الشمس وراء الحجاب، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [يس].

    وبما أن الصلوات هي كتابٌ موقوتٌ فتستطيعون الآن وبكلّ يُسرٍ وسهولةٍ أن تعلموا أيَّ الصلوات هي الصلاة الوسطى التي توصّاكم الله بالحفاظ عليها لِعِلمه تعالى أنه سوف يضيِّعها كثيرٌ من المسلمين، فبما أنه تبيّن لكم بالضبط من أيِّ لحظةٍ يبدأ حساب الأيام وأنه من لحظة دخول ليلة اليوم الجديد بتواري الشمس وراء الحجاب فأصبح جليّاً في البيان الحقّ أن أوّل صلوات اليوم الجديد هي حقاً صلاة المغرب ومن ثمّ العشاء والفجر والظهر والعصر ثمّ تنتهي صلاة العصر بتواري الشمس وراء الحجاب فيدخل ميقات البدء لصلوات اليوم الجديد فتبدأ من صلاة المغرب وهكذا..

    فتعال لننظر إلى الصلاة الوسطى بالضبط لا شكَّ ولا ريبَ وهي كما يلي:
    1- المغرب
    2- العشاء
    3- الفــجر
    4- الظهر
    5- العصر

    فتبيَّن لأبي فراس من خيار الناس أن الصلاة الوسطى هي حقاً صلاة الفجر لا شكَّ ولا ريبَ وهي التي أمركم الله أن تقوموا فيها لدعاء القنوت، تصديقاً لقول الله تعالى: {حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّـهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وهي صلاةٌ مشهودةٌ يجتمع في ميقاتها المُعقِّبات فيتمُّ تسليم الخدمة من ملائكة الليل إلى ملائكة النهار، ويتم تسليم الخدمة بالضبط في ميقات الصلاة الوسطى وهي صلاة الفجر ولذلك هي مشهودةٌ، تصديقاً لقول الله تعالى: {أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ﴿٧٨﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ولكن الذين حسبوا أن الصلاة الوسطى هي صلاة العصر من الذين يقولون على الله ما لا يعلمون عفا الله عنهم وهداهم، فذلك قولٌ بالظنّ وأنتم تعلمون أن الظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً، وسبب ظنّهم أن صلاة العصر هي الصلاة الوسطى وذلك لأنهم حسبوا الصلاة الأولى هي صلاة الفجر كما يلي:
    1- الفجر
    2- الظهر
    3- العصر
    4- المغرب
    5- العشاء

    ولكنهم لخبطوا التوقيت وذلك لأنهم حسبوا ثلاث صلواتٍ من صلوات اليوم المنقضي وهي صلاة الفجر والظهر والعصر وأمّا صلاة المغرب والعشاء فحسبوها من صلوات اليوم الجديد وهذا حسب حسابهم أن الصلاة الوسطى هي العصر، وهذا علمٌ ظنِّيٌّ اجتهاداً منهم وهم يعلمون أن علمهم يحتمل الصح ويحتمل الخطأ ولكنكم تعلمون يا أبا فراس فتوى الله إليكم أن الظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا} صدق الله العظيم [يونس:36].

    ولكني الإمام المهديّ أفتي بالحقّ أنه مُحرَّمٌ في الدين الفتوى الاجتهاديّة التي تحتمل الصح وتحتمل الخطأ، ومن ثمّ أُعرِّف لكم ما هو الاجتهاد: وهو البحث عن العلم الحقّ حتى يهديه الله إليه بعلمٍ وسلطانٍ منيرٍ من ربّ العالمين لا شكَّ ولا ريب، وفي هذا سرّ هيمنة الإمام المهديّ بسلطان العلم الحقّ على كافة علماء الأُمّة.

    ويا أبا فراس إنك لن تستطيع أن تُقنع الناس بفتوى إذا كانت تحتمل الصح وتحتمل الخطأ لأنها تعتبر فتوىً ظنّيةٌ وليست يقينيَّة بسبب أنك لا تملك سلطان العلم المحكم والبيِّن حتى تُلجم به بالحقّ من يجادلك.

    إذاً الاجتهاد هو أن تبحثوا عن الحقّ فإذا علم الله أنكم حريصون أن لا تقولوا على الله إلّا الحقّ ومن ثمّ يفتيكم الله ما وعدكم بالحقّ في مُحكم كتابه: {وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّـهُ ۗ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:282]، وذلك لأن الله نظر إلى أنك مُجتهدٌ تبحث عن الحقّ ولا تريد غير الحقّ وتكره أن تقول على الله غير الحقّ، فهنا يصْدقكم الله بما وعدكم في محكم كتابه فيهدي المجتهد الباحث عن الحقّ إلى سبيل الحقّ: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا} صدق الله العظيم [العنكبوت:69]، أيْ الذين يبحثون عن الحقّ ولا يريدون إلّا الحقّ كان حقاً على الحقّ أن يهديهم إلى سبيل الحقّ لا شكَّ ولا ريبَ بعلمٍ من لدن حكيمٍ عليمٍ.

    ولكن يا أبا فراس إن خطأ علماء الأمَّة وسبب ضلالهم هو عدم فهمهم لناموس الاجتهاد، وذلك لأن ناموس الاجتهاد في الكتاب هو: أن تبحث عن الحقّ حتى إذا هداك الله إلى الحقّ بعلمٍ وهدىً من الكتاب المنير ومن ثمّ تدعو الناس إلى الحقّ على بصيرةٍ من ربّك، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [يوسف].

    ولكن للأسف يا حبيبي في الله أبو فراس الزهراني إن علماء الأمَّة يدعون الناس وهم لا يزالون مجتهدين ولم يتوصّلوا إلى علمٍ مقنعٍ لمن يحاورهم لأن علومهم ظنِّيةً تحتمل الصح وتحتمل الخطأ، وليست هذه هي البصيرة من الله؛ بل علوم الدين ينبغي أن تكون يقينيَّةً وليست ظنّيةً وذلك لأنّها البرهان المبين لدعوتكم إلى الله فلا بدَّ أن تكون الدعوة على بصيرةٍ من الله لا شكَّ ولا ريبَ وليس أنكم تُفتون الأمّة ومن ثمّ تقولون: "والله أعلم فإن أخطأت فمن نفسي"! هيهات هيهات بل ذلك من أمر الشيطان أن تقولوا على الله ما لا تعلمون أنه الحقّ من ربّ العالمين. وقال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وذلك لأنكم إذا قلتم على الله بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً فتقولون هذا حلالٌ وهذا حرامٌ بغير علمٍ بيِّنٍ من ربّ العالمين بل بقول الظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً، وذلك لأنكم إذا حرَّمتم شيئاً لم يحرِّمه الله أو أحللتم شيئاً قد حرَّمه الله فقد كذبتم على الله ما لم يقله. وقال الله تعالى: {وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـٰذَا حَلَالٌ وَهَـٰذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ ﴿١١٦﴾} صدق الله العظيم [النحل].

    إذاً أصبحت الفتوى بقول الظنّ الذي يحتمل الصح ويحتمل الخطأ بغير سلطانٍ بيّنٍ من الله محرّمةً في كتاب الله وليس من أمر الله أن تقولوا عليه ما لا تعلمون علم اليقين بل من أمر الشيطان الذي يأمركم أن تقولوا على الله ما لا تعلمون غير مبالين سواءً تكون الفتوى حقاً أم خطأً فذلك من أمر الشيطان، تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وأمر الشيطان تجده دائما يختلف فيتناقض مع أمر الله؛ بل العكس تماماً فما أحلَّه الشيطان تجده محرَّماً عند الله تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ألا والله يا أبا فراس لو كان الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ اتَّبع أمر الشيطان وقال على الله ما لم يعلم لما استطاع أن يُلجِم عالِماً واحداً من علماء الأمَّة ولكن سرّ هيمنة الإمام ناصر محمد اليمانيّ هو لأنه اتّبع أمر الرحمن ولا يقول على الله ما لم يعلم، ولذلك لن تجد الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ يُحاجُّ الناس بالعلوم الظنّية التي تحتمل الصح وتحتمل الخطأ ثمّ يقول والله أعلم فإن أخطأت فمن نفسي، إذاً لما استطعت أن أقيم الحجّة الحقّ على علماء الأمَّة ولما استطعت أن أقنعهم بالحكم الحقّ بينهم فيما كانوا فيه يختلفون ما دام حكماً ظنِّياً يحتمل الصح ويحتمل الخطأ، وأعوذُ بالله أن أكون من الجاهلين.

    ولربّما يودّ أن يقاطعني فضيلة الشيخ أبو فراس الزهراني فيقول: "يا أخي إن العلماء ليسوا بأنبياء يوحى إليهم وإنما يجتهدون بالفتوى، ولذلك لا تجدهم موقنين بفتواهم ولذلك لا تجدهم يقسمون أنهم لا ينطقون إلّا بالحقّ؛ بل تجدهم يعترفون أن فتواهم تحتمل الصح وتحتمل الخطأ، فما هو السبيل الحقّ الذي إن اتّبعوه فلن يقولوا على الله ما لا يعلمون؟". ومن ثمّ يفتيه الإمام المهديّ بالسبيل الحقّ حتى لا يضِلّوا أنفسهم ويُضِلّوا أمّتهم فلا ينبغي لهم أن يتّبعوا الاتّباع الأعمى لما وجدوا عليه أسلافهم فلعلَّهم ضلّوا "أسلافهم" في مسألةٍ وذريتهم لا يعلمون أنهم قد ضلّوا عن سواء السبيل فلن ينفعهم هذا القول بين يدي ربّهم تصديقاً لقول الله تعالى: {أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    وقال الله تعالى: {وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ولذلك أمر الله طالب العلم باستخدام العقل والتدبّر والتفكّر في سلطان الدّاعية من قبل أن يتّبعه. وقال الله تعالى: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    وذلك لأن العقل والمنطق دائماً تجده يتَّفق مع الحقّ، فإذا تفكَّروا في سلطان علم الدّاعية فإذا كان من عند الله فحتماً يجدون العقل يرضخ له ويسلّم تسليماً، ولذلك قال الله تعالى للمعرضين عن القرآن العظيم الذي جاء به محمدٌ رسول الله ذِكْر العالمين لمن يشاء منهم أن يستقيم، وقال الله تعالى: {قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ ۖ أَن تَقُومُوا لِلَّـهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [سبأ].

    ولذلك اكتشفَت الأمم بعد فوات الأوان أن سبب ضلالهم عن الهدى من ربّهم هو الاتّباع الأعمى للذين من قبلهم وعدم استخدام عقولهم بالتفكّر في حجّة من يدعوهم إلى سبيل الحقّ من ربّهم، ولذلك تجد فتواهم عن سبب ضلالهم عن الحقّ من ربّهم هو عدم استخدام العقل. وقال الله تعالى: {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الملك].

    ولذلك فإن أبا فراس حين يستخدم عقله في بيان الإمام ناصر محمد اليمانيّ للقرآن يجد أن عقله يتّفق مع بيان الإمام ناصر محمد اليمانيّ للقرآن، فيجده أحسن تأويلاً وأهدى سبيلاً وأنه حقاً يدعو إلى الحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ بسلطان العلم من محكم كتاب الله القرآن العظيم الذي لا يحتمل الطعن والتشكيك إلّا من يكفر بمحكم القرآن العظيم فيعذِّبه الله عذاباً أليماً.

    ويا أخي الكريم أبو فراس؛ كن من خيار الناس ولا تُكذِّب عقلك وتُكذِّب الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ، وذلك لأن عقلك لن يختلف مع بيان الإمام المهديّ في شيءٍ وذلك لأن الأبصار لا تعمى عن الحقّ إذا استُخدِمَت وإنما تعمى القلوب التي في الصدور، تصديقاً لقول الله تعالى: {فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَـٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ} صدق الله العظيم [الحج:46].

    ولذلك يا أبا فراس لن تجد الذين اتّبعوا الهدى من الناس في كافة الأمم إلّا الذين يعقلون، تصديقاً لقول الله: {فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    ولذلك يعلن الإمام المهديّ المنتظَر إلى كافة البشر أنهم لا ولن يُصدِّق المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور إلّا أولو الألباب، تصديقاً لقول الله: {أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الرعد].

    وقد جعل الإمام المهديّ عقل أبي فراس هو الحكم بين الإمام المهديّ وأبي فراس، فإن وجدتَ يا أبا فراس أن سلطان علم ناصر محمد اليمانيّ لا يقبله العلم والمنطق فاعلم أن ناصر محمد اليمانيّ على ضلالٍ مبينٍ، وإن وجدت سلطان علم الإمام ناصر محمد اليمانيّ يقبله العقل والمنطق فاعلم علم اليقين أنه الحقّ من ربّك وقد جعل الله الحجّة على الإنسان هو عقله فإن ذهب عقله رفع الله عنه القلم.

    فكيف السبيل لإنقاذك والمسلمين والناس أجمعين من عذاب يومٍ عقيمٍ يا أبا فراس؟ أفلا تُساعد الإمام المهديّ على إنقاذك وإنقاذ الأمَّة من فتنة المسيح الكذّاب؟ ولربّما يودّ أن يقاطعني أبو فراس ويقول: "يا رجل بالنسبة لفتنة المسيح الكذّاب فهي معروفةٌ كما أفتانا محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - أن فتنة المسيح الكذاب أن يقول: يا سماء أمطري فتمطر ويا أرض أنبتي فتنبت، ويقطع رجلاً إلى نصفين فيمرّ بين الفلقتين ثمّ يُرجع إليه روحه فينهض حياً"، ومن ثمّ يردّ على أبي فراس من جعله الله إماماً للناس، وأقول: سبحان الله العظيم وتعالى علواً كبيراً فكيف تصدِّقون الافتراء الذي ينفي تحدِّي الله في محكم القرآن العظيم إلى الباطل وأوليائِه أن يُرجعوا روح ميتٍ! وقال الله لئن فعلوا ذلك مع أنهم يدّعون الباطل من دون الله فقد صدَقوا في دعوتهم للباطل من دون الله. وقال الله تعالى: {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة].

    إذاً المُفترون قد جعلوا المسلمين يكفرون بتحدِّي الله للباطل أن يحيي ميِّتاً في مُحكم القرآن العظيم، وبلغوا مرادهم فهم يعلمون أنه لن يحدث من ذلك شيءٌ، وإنما يريدون أن يردُّوكم من بعد إيمانكم كافرين بما أنزل الله في محكم هذا القرآن العظيم في آياته المحكمات البيّنات هُنّ أمّ الكتاب وذلك لأن الباطل لا يستطيع أن يفعل ذلك وهو يدّعي الربوبيّة من دون الله، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [سبأ].

    ويا أبا فراس من خيار الناس، والله الذي لا إله غيره لا يستطيع الإمام المهديّ أن يحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون حتى تؤمنوا بالناموس في محكم كتاب الله لكشف الأحاديث والروايات المكذوبة على الله ورسوله، ولربّما يودّ أن يقاطعني أبو فراس ويقول: "وما هو سبيل النجاة من اتّباع فتنة الأحاديث المكذوبة عن النبيّ زوراً وبهتاناً؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: هو أن تتّبعوا كتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ، وما خالف منها لمحكم الكتاب فاعتصموا بحبل الله القرآن العظيم واكفروا بما خالف لمحكم كتاب الله القرآن العظيم، فإن فعلتم فقد اهتديتم وإن أبيتم فقد ضللتم وما علينا إلّا البلاغ المبين بالبيان الحقّ للقرآن العظيم للعالمين لمن شاء منهم أن يستقيم وذلك لأن بصيرة الإمام المهديّ هي ذاتها بصيرة جدّه محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - من ربّ العالمين لا شكَّ ولا ريبَ، ولذلك قال الله تعالى: {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    وذلك لأن مُحكم القرآن العظيم هو البرهان المبين للدعوة إلى الله إلى الناس أجمعين، تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    إذاً حبل الله الذي أمرنا الله بالاعتصام به والكفر بما خالف لمحكمه هو القرآن العظيم، فتذكّروا قول الله تعالى: {فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ولا يقصد الله بالاعتصام بالقرآن أن تعتصموا به وحده وتذروا السُنّة النّبويّة الحقّ التي لا تزيد القرآن إلّا بياناً وتوضيحاً، فإن فعلتم فقد أعرضتم عن قول الله تعالى: {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [النحل:44].

    ويقصد البيان للقرآن في السُنّة النّبويّة الحقّ التي لا تزيد القرآن العظيم إلّا بياناً وتوضيحاً للأمّة، ولكن الافتراء عن النبي - صلّى الله عليه وآله وسلّم - يأتي مُخالفاً للآيات البيّنات المحكمات هُنّ أمّ الكتاب ومن بعد تطبيق الناموس لكشف الأحاديث المكذوبة ومن ثمّ تعلمون علم اليقين أن هذا الحديث في السُّنّة النّبويّة ليس من عند الله ورسوله صلّى الله عليه وآله وسلّم؛ بل جاء ذلك الحديث النّبويّ المخالف لمحكم القرآن من عند غير الله، تصديقاً لقول الله تعالى: {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ويا أخي الكريم أبا فراس، إذا تدبّرتم هذه الآيات البيّنات سوف تعلمون بما يلي:
    1- إن القرآن وسُنّة البيان جميعهن من عند الله.
    2- إن القرآن محفوظٌ من التحريف وسُنّة البيان ليست محفوظةً من التحريف.
    3- فبما أن القرآن محفوظٌ من التحريف فحتماً يكون هو المرجع لما اختلفتم فيه في الأحاديث في السُنّة النّبويّة.
    4- ومن ثمّ علّمكم الله بالناموس لكشف الأحاديث المكذوبة أنكم سوف تجدونها تُخالف لمحكم آيات الكتاب البيّنات المحكمات هُنّ أمّ الكتاب البيّنات لعالِمكم وجاهلكم، فاعتصموا بحبل الله القرآن العظيم واكفروا بما خالف لمحكمه من آيات أمّ الكتاب هُنّ أمّ الكتاب؛ سواء تكون في التوراة أو في الإنجيل أو في السُنّة النبويّة.

    وذلك لأنّ الله قد جعل القرآن العظيم هو المرجع والحَكَم والمُهيمن على التوراة والإنجيل والسُنّة النّبويّة، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    فتدبَّروا يا أولي الأبصار هل القرآن هو المُهيمن على التوراة والإنجيل والسُنّة النّبويّة؛ نظراً لأنه محفوظٌ من التحريف؟ وأمّا التوراة والإنجيل والسُنّة النّبويّة فجميعهم لم يعِد الله بحفظهم من تحريف الشياطين. وقال الله تعالى: {إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّـهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ﴿٤٤﴾ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٤٥﴾ وَقَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٤٦﴾ وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٤٧﴾ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    وأمّا سؤال أبي فراس: "لماذا يا ناصر محمد اليمانيّ تُفتي بضلال علماء الأمَّة مع أنهم لم يُفتوا في شأنك أنك على ضلالٍ مبينٍ؟". ومن ثمّ يترك الإمام المهديّ الردّ على أبي فراس من الله إلى المخالفين لأمر الله وفرَّقوا دينهم شيعاً ولم يعتصموا بحبل الله فيتّبعوا محكم القرآن العظيم ويكفروا بما خالف لمحكمه، فسوف نترك الردّ على أبي فراس من الله مباشرةً في قول الله تعالى: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    فاتقوا الله يا أبا فراس ويا كافة الناس وما ينبغي أن يكون الإمام المهديّ شيعيّاً ولا سُنيّاً بل حنيفاً مسلماً وما أنا من المشركين؛ أدعو إلى الله على بصيرةٍ ولا أقول وأنا من الشيعة فأدعو إلى مذاهبهم ولا أقول وأنا من السُّنّة والجماعة وأدعو إلى مذاهبهم؛ بل أدعو إلى الله على بصيرةٍ من ربّي وأقول وأنا من المسلمين، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [فصلّت].

    فكيف تريدون أن تقنعوا الناس بدينكم، وأنتم فيه مختلفون يا معشر الشيعة والسُنّة؟ فكيف تريدون أن تقنعوا العالمين بالدّخول في دينكم وهم يعلمون أنكم تلعنون بعضكم بعضاً وتكفِّرون بعضكم بعضاً! أفلا تتّقون؟ فذروا التفرّق والاختلاف واعتصموا بحبل الله القرآن العظيم ولا تختصموا بما خالف لمحكمه فيعذِّبكم الله، أفلا تتقون؟

    ويا حبيبي في الله أبا فراس من خيار الناس، كُن من الشاكرين أن بعث الله الإمام المهديّ في جيل أبي فراس، وكُن من الشاكرين أن أعثرك الله على دعوة المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور عبر هذه الشبكة العالميّة (النعمة الكُبرى لحوار العالمين).

    ويا أبا فراس إنه لا يجتمع النور والظلمات، وما الإمام المهديّ إلّا أحد علماء المسلمين غير أن مُعلِّمه الله الذي زاده بسطةً في العلم على كافة عُلماء الأمَّة ليجعله الله حَكماً بين المختلفين ويدعو إلى وحدة المسلمين فيُذهب فشلَهم بوحدتهم وجمع كلمتهم وعدم تفرُّقهم في دينهم فيوحِّد صفَّهم فتقْوى شوكتُهم ويطهِّر قلوبهم من الشرك بالله ثمّ يُصْدِقهم ما وعدهم بالخلافة الإسلاميّة العالميّة، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٥٥﴾} صدق الله العظيم [النور].

    ولذلك نسعى إلى تطهير قلوب المؤمنين من الشرك لكي يتحقّق شرط الخلافة بالحقّ: {يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا} صدق الله العظيم [النور:55].

    ويا أبا فراس، إني أرى أنك تريد المهديّ المنتظَر أن يردّ عليك بالقول المختصر، ومن ثمّ يقول لك المهديّ المنتظَر: أفلا تعتقد أن بعث خليفة الله الإمام المهديّ هو نبأٌ عظيمٌ من أنباء الكتاب؟ فوجب علينا أن نفصِّل الحقّ تفصيلاً حتى لا تكون لهم الحجّة فنُقيم عليهم الحجّة بالحقّ حتى لا يجدوا في أنفسهم حرجاً من الاعتراف بالحقّ فيسلّموا تسليماً فيقولوا سمعنا وأطعنا غفرانك ربّنا وإليك المصير.

    وإني بهم رؤوفٌ رحيمٌ مهما رأيتَ الإمام المهديّ قاسياً عليهم في بعض بياناته، وذلك لأن إعراضهم عن دعوة الإمام المهديّ والاعتراف بشأن خليفة الله على العالمين سوف يتسبّب في عذاب أنفسهم وعذاب أُمّة المسلمين وعذاب كافة قُرى البشر فيُظهر الله خليفته المهديّ المنتظَر على كافة البشر في ليلةٍ وهم صاغرون.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الذليل على المؤمنين خليفة الله الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _________________________



  4. ترتيب المشاركة ورابطها: #4  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 298156   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,743

    افتراضي

    - 4 -
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
    ____________



    { وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾ }
    صدق الله العظيـــم ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله المطهَّرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
    سلام خدا و رحمت و برکات او برشما جناب شیخ الزهرانی؛ سلام برشما انصار پیشگام برگزیده و سلام به تمام بازدید کنندگانی که درجستجوی حق هستند و این حق است که سزاوار پیروی است...سلام برما و بندگان صالح خدا از اولین تا آخرینشان و سلام بر رسولان خداوند و الحمدلله رب العالمین...

    جناب شیخ ابو فراس الزهرانی؛ ای حافظ قرآن که یکی از علمای امت از کشور عربستان سعودی هستی؛ کشوری که به واسطه بیت العتیق مبارک است. من تو و خدا را بر تو و تمام علمای شاهد می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است: من از همه شما دعوت می‌کنم اگر ناصر محمد یمانی در گمراهی آشکار است؛ و شما آشکارا بر حق هستید؛ برای دفاع از حدود دین وارد عمل شوید تا او باعث گمراهی مؤمنان نگردد. از آن جا که من امام مهدی منتظرخلیفه خداوند و پروردگار عالمیان اطمینان کامل و مطلقی بدون هیچ حد و مرزی دارم که به حق امام مهدی منتظر خلیفه خدا هستم؛ پس لعنت بردروغگویانی باد که در طول زمان و در نسل‌های گوناگون به وسوسه شیاطین ادعای مهدویت کرده‌اند. هدف از این وسوسه‌ها هم این بود تا زمانی که خداوند امام مهدی را برانگیزد؛ مسلمانان و علمایشان از او روگردانده و گمان کنند او هم مانند دیگر مدعیان مهدویت است که مس شیاطین آنان را سرگردان کرده است و شاید ناصر محمد یمانی هم یکی از آنان باشد! و شاید هم او امام مهدی حق باشد که پروردگار عالمیان او را فرستاده است! لذا شما اجازه ندارید تا زمانی که او با برهان قاطع علمی؛ قرآن عظیم را برایتان بیان نکرده و بر شما مهیمن نشده و خاموشتان نساخته باشد؛ تصدیق کنید امام ناصر محمد یمانی؛ به حق مهدی منتظر است. من از آیات متشابه حرفی نمی‌زنم؛ بلکه به شما به راستی وعده می‌دهم که با آیات محکم و بینه‌ای که از آیات ام الکتابند و برای عالم و جاهلتان روشن واضح؛ شما را خاموش خواهم کرد؛ به شرطی که هر کسی که زبان عربی مبین را بداند، آن آیات را بفهمد و درک کند. امام مهدی از سنت حق محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هم دفاع می‌کند. من با شمشیر"حق" که شمشیر برنده‌ای در دست مهدی منتظر است، از آن دفاع می‌کنم و با آیات محکم ذکر هر بدعت و گمراهی که وارد دین شده باشد قطع کرده و عقیم می‌گذارم تا بندگان را از عبادت بندگان به سوی عبادت پروردگار بندگان ببرم. ای علمای مسلمین؛ شما به خدا شرک آورده و از احادیث کثیری پیروی کرده‌اید که از شیطان رجیم هستند و با آیات محکم قرآن عظیم در تناقض‌اند. چگونه خود را هدایت شده می‌پندارید؛ در حالی که چیزی را تصدیق و از آن پیروی می‌کنید که مخالف آیات محکم کتاب خداست؟ چطور ممکن است کسی هدایت شده باشد در حالی که از فتاوی باطل و دروغی پیروی می‌کند که از خدا نبوده و برخلاف کلام الهی در آیات محکم قرآن عظیم‌اند؟
    از آن جا که من امام مهدی منتظر حق را می‌گویم و سزاوار نیست غیر از حق به خدا نسبت دهم و در این راه از ملامت هیچ کس باکی ندارم؛ پس به حق در برابرتان حجت اقامه کرده و کافر بودن مطلق خود را نسبت به روایات شیطان رجیم درباره شفاعت در روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند اعلان می‌کنم روایاتی که می‌گویند مردم در آن روز برای طلب شفاعت؛ به سراغ اولین خلیفه خدا در زمین "آدم" تا آخرین نبی خدا می‌روند. من این روایت دروغ را زیر کفش و پایم می‌اندازم چون از نزد خدا و رسولش نیست بلکه ساخته شیطان رجیم است.
    ابوفراس؛ می‌بینم که می‌گویی از امام مهدی ناصر محمد یمانی در دیگر پایگاه‌ها پاسخ کوبنده و ملجمی ندیده‌ای. امام مهدی در پاسخت می‌گوید: اما من از شما دعوت می‌کنم برای گفتگو به پایگاه امام ناصر محمد یمانی بیایید نه دیگر پایگاه‌ها. همانا که انصار بیان حق ذکر مهدی منتظر را در دیگر پایگاه‌ها منتشر می‌کنند تا هم مردم را موعظه کرده باشند و هم از انها دعوت کنند برای گفتگو بر سر میز گفتگو مهدی منتظر در پایگاه امام ناصر محمد یمانی؛ حاضر شوند. اگر دریافتید امام ناصر محمد یمانی به حق با برهان علمی از ایات محکم قرآن عظیم برشما مهیمن شد-چرا که برای هر ادعایی برهان لازم است-؛ به دعوت کسی که شما را به حکمیت براساس آیات محکم قرآن عظیم فرا می‌خواند پاسخ دهید. هر روایت و حدیثی که دیدیم با آیات محکم کتاب خدا در تناقض است از شیطان است و من خدا را شاهد می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است هر روایت سنت نبوی – از روایات شیعه و سنی- که ناقض آیات محکم کتاب خدا باشد از شیطان است نه نبیّ خداوند الرحمن.
    بیایید تا برای تصدیق؛ این قاعده را به کار گیریم و من از راست گویانم من مهدی منتظر اعلان می‌کنم نسبت به روایت شیطانی که در ادامه می‌آید کافرم:
    امام مسلم رحمة الله گفت: ابوبکر از ابی شیبة و محمدبن عبدالله بن نمیر برا‌ی ما نقل کرد و سیاق حدیث آنها یک‌سان بود مگر یکی از آنها حرفی را اضافه کرد بود. اینها گفتند محمد بن بشر از ابوحیان و او از ابو زرعه و او از ابو هریره نقل کردند که روزی برای رسول الله صلی الله علیه سلم گوشتی آوردند که دوست داشت و برای آن دست بلند کرد . قطعه‌ای از آن را به دندان گرفت و فرمود من آقای مردم در روز قیامت هستم . می‌دانید چرا؟ چون خداوند در روز قیامت همگان- از اولین امت‌ها تا آخرین‌شان- را یک جا جمع می‌کند صداي گوینده را می شنوند و همگی دیده می شوند و افتاب نزدیک می شود و مردم از شدت سختی و اندوه به حد غیر قابل تحمل می رسند.بعضی از مردم به دیگران می‌گویند می‌بینید در چه وضعی هستید؛ می‌بینید به کجا رسیده‌اید. آیا کسی پیدا نمی کنید که نزد پروردگارتان شفاعت‌تان را بکند. برخی به دیگران می‌گویند به سراغ آدم بروید. پس نزد آدم رفته و می‌گویند: ای آدم تو پدر بشریت هستی و خداوند تو را با دست خود آفریده است و از روح ( قدرتش ) در تو دمیده و به ملایکه فرمان سجده در برابرت را داده است. نزد پروردگارت شفاعت‌مان را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است. آدم می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود او مرا از آن درخت منع کرد و من از آن سرپیچی کردم.خودم را نجات بدهم خودم را . بروید سراغ یکی دیگر. بروید به سراغ نوح. به نزد نوح می‌روند و می‌گویند ای نوح تو اولین رسولی هستی که به زمین فرستاده شده و خداوند از تو به عنوان بنده شکرگزارش نام برده است. نزد پروردگارت شفاعت‌ ما را کن نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است. نوح به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود. دعائی داشتم که بر علیه قومم کردم.خودم را نجات بدهم خودم را . به سراغ ابراهیم صلی الله علیه و سلم بروید. مردم به سراغ ابراهیم رفته و می‌گویند تو نبی و خلیل خدا در میان اهالی زمین هستی. نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است..ابراهیم به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود و دروغ‌هایش را به یاد آورد .خودم را نجات بدهم خودم را . به سراغ کس دیگری بروید. به سراغ موسی بروید . پس مردم به سراغ صلی الله علیه و سلم رفته و می‌گویند ای موسی تو رسول خدا هستی و خداوند بر تو فضل نموده و تو را به رسالت برانگیخته و با تو سخن گفته است. نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است..موسی صلی اللهم علیه و سلم به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود. من نفسی را قتل رساندم که فرمان قتلش به من داده نشده بود. خودم را نجات بدهم خودم را . به سراغ عیسی صلی اللهم علیه و سلم بروید. به سراغ عیسی رفته و می‌گویند عیسی تو رسول خداوندی و درگهواره با مردم سخن گفتی؛ کلمه خداوندی که به مریم القا شد و روحی از نزد اویی. نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است عیسی صلی اللهم علیه و سلم سلم به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود و گناهی از خود ذکر نکرد . به سراغ کس دیگری بروید. به سراغ محمد صلی اللهم علیه و سلم بروید. مردم به سراغ ایشان رفته و می‌گویند ای محممد تو رسول خدا و خاتم الانبا هستی و خداوند گناهان گذشته و آینده‌ات را بخشیده است نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است.... پس من به زیر عرش خدا رفته و برای پروردگارم سجده می‌کنم.سپس خداوند برایم گشایش فرموده وبه من حمد و ثنایی را الهام می کند تا به درگاهش به جا آورم که قبل از من به احدی عنایت نشده است آن گاه می‌فرماید ای محمد سرت را بالا بیاور هر درخواستی داری بگو که انجام خواهد شد. برای هرکس می‌خواهی شفاعت کن. پس من سرم را بالا برده و می‌گویم پروردگارا امتم امتم. خداوند می‌فرماید کسانی از امتت که حسابی ندارند از دروازه سمت راست از دروازه‌های بهشت وارد کن و بقیه درها با دیگر مردم مشترک هستند ؛ امتت را بدون حساب وارد بهشت کن
    پایان حدیث
    جناب شیخ از زهران؛ ای حافظ قرآن؛ آیا نمی‌بینی این روایت شیطانی که در آن به دروغ به مردم گفته می‌شود در پیشگاه رب المعبود از کسی غیر از خدا درخواست شفاعت کنند با کتاب خدا تناقض دارد؟ آیا نمی‌بینی درخواست بنده از بنده برای طلب شفاعت از پروردگار و رب المعبود؛ گمراهی آشکاری است؟ آیا در آیات محکم کتاب خدا این فرموده پروردگار متعال را نمی‌بینی:
    {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]؟
    {و دوزخیان به نگهبانان گویند از پروردگارتان بخواهید که روزی از [روزهای‌] عذاب ما را کاهش دهد (۴۹) می گویند: آیا پیامبران‌تان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟ می گویند: چرا آوردند. می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست}

    بنگر کافران از ملایکه مقرب خداوند الرحمن چه درخواستی می‌کنند:
    {ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ}،
    {از پروردگارتان بخواهید که روزی از [روزهای‌] عذاب ما را کاهش دهد}
    حال به پاسخ ملایکه‌ی خداوند الرحمن بنگرکه در این فرموده خداوند تعالى آمده است:
    {قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ} صدق الله العظيم
    {می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌}

    یعنی از خدا درخواست کنید-به درگاه خداوند دعا کنید- که رحمت او به شما بیش از ماست ودعای کافران به درگاه بندگان و خواندن آنان به جای خدا، جز گمراهی نیست.
    سؤالی که مطرح می‌شود این است: آیا این آیه از آیات بینه و محکم خداوند نیست که درمورد دعا در روز قیامت است و فتوا می‌دهد دعا و درخواست‌ کسانی که از بندگان خدا می‌خواهند نزد پروردگار شفاعت‌‌‌شان را بکند؛ گمراهی آشکاری است؟ چگونه آنها( یعنی بندگان مقرب) را واسطه می‌کنند و امیدوارند که به آنها رحم کرده و نزد خداوند ارحم الراحمینی که از همه بندگان رحیم‌تر است؛ شفاعت آنان را کنند؟ نمی‌بینید چطور شیطان رجیم به تمام انبیاء الهی نسبت دروغ داده چطور ممکن است هر یک از انبیا به مردم نصیحت کند که به سراغ فلانی بروید! سبحان الله...چطور ممکن است انبیا باعث شرک بیشتر آنها شوند؟ مگر نمی‌بینید وقتی کافران به جای خداوند؛ از ملایکه مقرب خداوند رحمن می‌خواهند نزد پروردگارشان شفاعت کنند تا ولو یک روز هم که شده از عذابشان کم شود؛ملایکه چه فتوایی می‌دهند؟ برای همین است که ملایکه خداوند رحمن به کافران می‌گویند:
    قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]؟
    { می گویند: آیا پیامبران‌تان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟ می گویند: چرا آوردند. می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌ (۵۰)}

    یعنی مگر رسولان الهی با بینات به سراغتان نیامده و نگفتند که:
    {فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا} [الجن:18]؟
    {هیچ کس را با خدا نخوانید}

    و این مقصود ملایکه است؛ برای همین به آنان می‌گویند:
    قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]؟
    { د. می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌ (۵۰)}

    یعنی از خداوندی که بیش از بندگان نسبت به شما رحیم است درخواست کنید؛ و دعای کافران و درخواست آنها از بندگان به جای خدا؛ جز گمراهی چیز دیگری نیست. اما کافران دعوت حقی که خداوند رسولانش را با آن برانگیخته درک نمی‌کنند:
    {فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا} [الجن:18]
    {هیچ کس را با خدا نخوانید}

    و با کمال تأسف حتی وقتی در آتش جهنم فریاد می‌کشند؛ بازهم این دعوت حق را نمی‌فهمند و بندگانش را همراه او می‌خوانند و امیدوارند بندگان در پیشگاه پروردگارشان؛ شفاعت‌شان را بکنند. لذا هم چنان از دید حق قاصر و نسبت به آن کور هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { اما کسی که در این جهان نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
    ای ابوفراس؛ ای حافظ قرآن! خدا حفظت کند؛ درمورد این فرموده خداوند تعالی در آیات محکم کتابش، چه گمانی داری:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟
    {و به وسیله این قرآن کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می ترسند، هشدار ده که آنان را جز خدا ولی و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟
    {و به وسیله این قرآن کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می ترسند، هشدار ده که آنان را جز خدا ولی و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.}
    آیا این نیاز به تأویل دارد؟خیر این از آیات محکمی است که برای عالم و جاهلتان روشن و بینه است؛ به چه کسانی هشدار بدهد؟ کسانی که :
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟
    { کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می ترسند، هشدار ده که آنان را جز خدا ولی و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.}
    شاید ابوفراس بخواهد بگوید:" همانا که شفاعت تنها برای مؤمنان است نه کافران" و ما با فرموده خداوند تعالی به او پاسخ می‌دهیم:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزى داده‌ایم، انفاق کنید، پیش از آن که روزى فرارسد که در آن، نه داد و ستدى باشد، نه دوستى و نه شفاعتى. و کافران خود ستمکارانند.}
    آیا اثری از شفاعت مؤمن برای مؤمن پیدا می‌کنید؟ و به همین ترتیب اثری از این که مؤمن برای کافر شفاعت کند هم پیدا نمی‌کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { آیا آنها جز انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» آنها به خود زيان رسانيدند و آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم،
    آنها به خود زيان رسانيدند و آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از دست‌شان رفته و گم می‌شود.}
    یعنی دروغ وافتراهایشان در این دنیا واعتقاد به شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود؛ گم شده و از بین می‌رود چرا که خداوند در آیات محکم کتابش در مورد آن برهانی نازل نفرموده است. برای همین در روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند؛ اثری از آن نمی‌یابند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {و به جاى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که نه به آنان ضرر مى‌رساند و نه سودشان مى‌دهد. و مى‌گویند: «اینها، شفیعان ما نزد خدایند.» بگو: «آیا خدا را به چیزى خبر مى‌دهید که او خبرى از آنها در آسمان‌ها و زمین ندارد؟» منزّه و والاتر است از شریکانى که برایش قرار مى‌دهند.}
    ای جماعت مشرکین؛ به فرموده خداوند تعالی بنگرید:

    {وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    { و مى‌گویند: «اینها، شفیعان ما نزد خدایند.» بگو: «آیا خدا را به چیزى خبر مى‌دهید که او خبرى از آنها در آسمان‌ها و زمین ندارد؟» منزّه و والاتر است از شریکانى که برایش قرار مى‌دهند.}
    علت این است که خداوند می‌داند هیچ بنده‌ای جرأت نمی‌کند در پیشگاه رب المعبود؛ شفاعت بنده دیگری را بکند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿١٨﴾ يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا ۖ وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّـهِ ﴿١٩﴾} [الانفطار].
    {چه می‌دانى که روز جزا –یوم الدین-چه روزى است؟ (۱۸) روزى که هیچ کس براى دیگرى هیچ اختیارى ندارد و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. (۱۹) }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ} [البقرة:48].
    { و از روزى بترسید که کسى مجازات دیگرى را نمى‌پذیرد و شفاعتى از کسى پذیرفته نمى‌شود و غرامتى از او قبول نخواهد شد،. }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا} [لقمان:33].
    {اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید و بترسید از روزى که هیچ پدرى به کار فرزندش نمى‌آید و هیچ فرزندى به کار پدرش نخواهد آمد. }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} [الزمر].
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!» }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} [سبأ].
    صدق الله العليّ العظـــيم
    {نزد او هیچ شفاعتی نیست مگر به کسی که او اجازه دهد، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد می‌گویند: «پروردگارتان چه گفت» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    سبحان الله خداوند به او اجازه شفاعت کردن را نمی‌دهد؛ بلکه به آن بنده اجازه می‌دهد تا صحبت کرده و سخن صواب در مورد تحقق نعیم اعظم را بر زبان آورد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿٣٥﴾ جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿٣٦﴾ رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَـٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿٣٧﴾ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿٣٨﴾} صدق الله العظيم [النبأ].
    { در آنجا نه سخن لغو و بیهوده‌ای می‌شنوند و نه دروغی! (۳۵) این پاداشی است از سوی پروردگارت و عطیه‌ای است کافی! (۳۶) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هیچ کس حق ندارد سخنی بگوید (۳۷) روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند وسخن نمي گويند ، جز کسی که خداوند الرحمن به او اجازه سخن گفتن می دهد و او به صواب سخن می گوید (۳۸)}

    و سخن صواب این است که بنده‌ای از بندگان خداوند با پروردگارشان سخن گفته و می‌گوید خواهان نعیم اعظم پروردگارش است؛ نعیمی که از بهشت خداوند بسیار بزرگ‌تر است. این نعیم همان راضی بودن خداوند در نفس اوست بدون این که حزن و تحسری در آن باشد. حال چگونه خداوند در نفس خود راضی می‌شود؟ این زمانی است که بندگانش مشمول رحمتش گردند و آن گاه است که شفاعت از نزد خداوند ارحم الراحمین می‌آید و کسانی که مأیوس بودند؛ شگفت زده خواهند شده و می‌گویند:
    {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ}
    {پروردگارتان چه گفت}؟
    و متقیان در پاسخ‌شان می‌گویند:
    {قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العليّ العظيم.
    می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    یعنی شفاعت از نزد خداست و رحمت خدا در برابر غضبش؛ شفاعت بندگانش را می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} [سبأ].
    صدق الله العليّ العظـــيم
    {نزد او هیچ شفاعتی نیست مگر به کسی که او اجازه دهد، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد می‌گویند: «پروردگارتان چه گفت» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    شفاعت آن گونه که شما گمان می‌کنید نیست که آن بنده از پروردگارش درخواست شفاعت کند. خداوند از آن چه که شما با او شریک می‌گیرید پاک و منزه و بسیار بلند مرتبه‌تر است... همانا که خداوند به او اجازه می‌دهد تا با پروردگارش سخن بگوید؛ چون آن بنده سخن صواب را بر زبان خواهد آورد و از پروردگارش درخواست می‌کند نعیم اعظم را محقق کرده و در نفسش راضی شود. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:26].
    {مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد و راضی شود{
    و اما فرموده خداوند تعالی:
    {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:26].
    {مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد و راضی شود{
    یعنی کسی که خداوند بخواهد-و اجازه دهد تا -او پروردگارش را مورد خطاب قرار دهد. و اما فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَرْضَىٰ}
    یعنی تحقق رضوان خدا در نفسش ؛ یعنی خداوند در نفسش راضی شده است.
    و اینجا هدف ومقصود در مورد رضوان رب المعبود محقق می‌شود. چون کسی که خداوند به او اذن-سخن گفتن- می‌دهد؛ برای احدی از بندگان خداوند شفاعت نمی‌کند؛ شایسته نیست در پیشگاه پروردگارارحم الراحمین که بیش از همه؛ نسبت به بندگانش رحیم است؛ شفاعت کسی را بکند. همانا که او در مورد تحقق نعیم اعظم با پروردگارش سخن خواهد گفت؛ نعیمی که از بهشت خداوند بسیار بزرگ‌تر است. او از پروردگارش می‌خواهد در نفسش راضی شود، تا وقتی که خدا در نفسش راضی شد، به او و تمام بندگانش اجازه ورود به بهشت را بدهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [الفجر].
    {تو ای نفس مطمئنه! (۲۷) به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، (۲۸) پس در سلک بندگانم درآی، (۲۹) و در بهشتم وارد شو! (۳۰)}

    و اینجاست که آن شگفتی بزرگ روی می‌دهد. خداوند اعلان می‌کند در نفسش راضی شده است و به بنده‌اش اجازه می‌دهد همراه بندگانش وارد بهشت شود؛ سپس مأیوسان که مقام پروردگارشان را آن گونه که باید نشناخته و درک نکرده بودند؛ به شدت غافل‌گیر می‌شوند؛ پس ازمتقیان سؤال می‌کنند:
    {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العليّ العظيم.
    {پروردگارتان چه گفت ؟می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    پس برایتان روشن شد شفاعت تنها برای خداست و رحمت او در نفسش در برابر غضبش؛برای شما شفاعت خواهد کرد. چرا که تمام شفاعت از آن خداوند است و رحمتش در برابر غضبش شفاعتتان را می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!» }
    آیا متوجه خبر شدید و از راز مهدی منتظر عبدالنعیم اعظم آگاه گردیدید ؟ ای کسانی که به امید شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود هستید؛ من از شرک شما بریء هستم. شما بدون این که بدانید به خدا شرک آورده‌اید؛ شما را چه می‌شود که به امید رحمت مخلوق نشسته و رحمت خداوند خالق و ارحم الراحمین را رها کرده‌اید! آیا از خدا نمی‌ترسید؟ خدایا شاهد باش ابلاغ کردم. خدایا شاهد باش.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5104 من الموضوع: ردود الإمام على أبي فراس الزهراني: العلم من الله هو الحُجّة والبرهان المبين ..



    - 4 -
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
    ____________



    { وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾ }
    صدق الله العظيـــم ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله المطهَّرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
    سلام الله عليكم أيّها الشيخ الزهراني ورحمة الله وبركاته، السلام عليكم معشر الأنصار السابقين الأخيار، السلام عليكم معشر الزوار الباحثين عن الحقّ والحقّ أحقّ أن يُتّبع، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في الأوّلين وفي الآخرين، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    ويا فضيلة الشيخ يا أبا فراس الزهراني يا حافظ القرآن وأحد علماء الأُمّة بالمملكة العربيّة السعوديّة المباركة بالبيت العتيق، إني أُشهِدك وأُشهِد الله وكفى بالله شهيداً على نفسك وعلى كافة علماء المسلمين وأدعوكم للذَّود عن حياض الدين إن كان ناصر محمد اليمانيّ على ضلالٍ مبينٍ حتى لا يُضلّ المؤمنين إن كنتم على الحقّ المبين. وبما أنني الإمام المهديّ المنتظَر خليفة الله ربّ العالمين واثقٌ من نفسي ثقةً مطلقةً لا حدود لها أني حقاً الإمام المهديّ المنتظَر خليفة الله ولعنة الله على الكاذبين المُفترين لشخصية الإمام المهديّ في كلّ جيلٍ وعصرٍ بسبب وسوسة الشياطين حتى بعث الله إليكم الإمام المهديّ فيُعرض عنه المسلمون وعلماؤهم فيزعمون أنه مثله كمثل المفترين المهديّين الذين تتخبطهم مسوس الشياطين، ولربَّما ناصر محمد اليمانيّ منهم! ولربّما أنه الإمام المهديّ الحقّ المبعوث من ربّ العالمين! ولذلك لا يجوز لكم أن تُصدِّقوا الإمام ناصر محمد اليمانيّ أنه حقاً المهديّ المنتظَر ما لم يهيمن عليكم بسلطان عِلم البيان للقرآن العظيم فيُخرس ألسنتكم بالحقّ من ربّ العالمين بسلطان العلم من محكم القرآن العظيم، ولا أقول من آياته المُتشابهات؛ بل أعِدكم وعداً غير مكذوب أن ألجمكم بالآيات المحكمات البيّنات هنّ أمّ الكتاب بيّنات لعالِمكم وجاهلكم شرط أن يفهمهنّ ويعقلهنّ كلُّ ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ، فيذود الإمام المهديّ عن سُنّة محمدٍ رسول الله الحقّ صلّى الله عليه وسلّم، فأدافع عنها بسيف الحقّ البتّار بيد المهديّ المنتظَر، فأبتُر بمحكم الذِّكر كلَّ بدعةٍ وضلالةٍ في الدين حتى نُخرج العباد من عبادة العباد إلى عبادة ربّ العباد، فقد أشركتم بالله يا معشر علماء المسلمين واتّبعتم كثيراً من أحاديث الشيطان الرجيم التي تُناقض الآيات المحكمات في القرآن العظيم، فكيف تحسبون أنكم مهتدون يا من صدّقتم فاتّبعتم ما يخالف لمحكم كتاب الله؟ فكيف يهتدي من يتّبع للباطل المفترى من عند غير الله الذي يخالف كلام الله المحكم في القرآن العظيم؟

    وبما أنني الإمام المهديّ المنتظَر حقيقٌ لا أقول على الله إلّا الحقّ أنطق بالحقّ ولا أخاف في الله لومة لائمٍ فأُقيم الحجّة عليكم بالحقّ وأُعلن الكُفر المطلق برواية الشيطان الرجيم عن الشفاعة يوم الدين يوم يقوم الناس لربّ العالمين أن الناس يذهبون لطلب الشفاعة من خليفة الله آدم إلى خاتم النبيّين، وأفرُك الرواية المُفتراة بنعل قدمي لأنها جاءت من عند غير الله ورسله؛ بل هي من عند الشيطان الرجيم.

    ويا أبا فراس إني أراك تقول إنك لم تجد الإلجام بالحقّ من الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ في المواقع الأخرى. ومن ثمّ يردّ عليك الإمام المهديّ وأقول: ولكنّي أدعوكم للحوار (بموقع الإمام ناصر محمد اليمانيّ) وليس في المواقع الأخرى، وإنما ينشر الأنصار البيان الحقّ للذِّكر للمهديّ المنتظَر في المواقع الأخرى موعظةً للبشر ودعوةً للحوار إلى طاولة الحوار للمهديّ المنتظَر (موقع الإمام ناصر محمد اليمانيّ)، فإن وجدتم أنّ الإمام ناصر محمد اليمانيّ حقاً هيمن عليكم بسلطان العلم من محكم القرآن العظيم فلكلّ دعوى برهان فأجيبوا الداعي إلى الاحتكام إلى محكم القرآن العظيم، فما وجدناه من الروايات والأحاديث جاء مناقضاً لمحكم كتاب الله فإني أُشهِد الله وكفى بالله شهيداً أنّ ما ناقض لمحكم كتاب الله في السُنّة النّبويّة من روايات الشيعة والسُنّة أنّ ذلك حديثٌ عن الشيطان وليس عن نبيّ الرحمن.

    وتعالوا للتطبيق للتصديق وإنّا لصادقون، وأنا المهديّ المنتظَر أُعلن الكُفر بهذه الرواية الشيطانيّة التالية:
    قال الإمام مسلم رحمه الله : حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ وَمُحمد بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ وَاتَّفَقَا فِي سِيَاقِ الْحَدِيثِ إِلَّا مَا يَزِيدُ أَحَدُهُمَا مِنَ الْحَرْفِ بَعْدَ الْحَرْفِ قَالَا حَدَّثَنَا مُحمد بْنُ بِشْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو حَيَّانَ عَنْ أَبِي زُرْعَةَ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ أُتِيَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمًا بِلَحْمٍ فَرُفِعَ إِلَيْهِ الذِّرَاعُ وَكَانَتْ تُعْجِبُهُ ، فَنَهَسَ مِنْهَا نَهْسَةً فَقَالَ أَنَا سَيِّدُ النَّاسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَهَلْ تَدْرُونَ بِمَ ذَاكَ يَجْمَعُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ فَيُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي وَيَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ وَتَدْنُو الشَّمْسُ فَيَبْلُغُ النَّاسَ مِنَ الْغَمِّ وَالْكَرْبِ مَا لَا يُطِيقُونَ وَمَا لَا يَحْتَمِلُونَ فَيَقُولُ بَعْضُ النَّاسِ لِبَعْضٍ أَلَا تَرَوْنَ مَا أَنْتُمْ فِيهِ أَلَا تَرَوْنَ مَا قَدْ بَلَغَكُمْ أَلَا تَنْظُرُونَ مَنْ يَشْفَعُ لَكُمْ إِلَى ربّكم فَيَقُولُ بَعْضُ النَّاسِ لِبَعْضٍ ائْتُوا آدَمَ فَيَأْتُونَ آدَمَ فَيَقُولُونَ يَا آدَمُ أَنْتَ أَبُو الْبَشَرِ خَلَقَكَ اللَّهُ بِيَدِهِ وَنَفَخَ فِيكَ مِنْ رُوحِهِ وَأَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَسَجَدُوا لَكَ اشْفَعْ لَنَا إِلَى رَبِّكَ أَلَا تَرَى إِلَى مَا نَحْنُ فِيهِ أَلَا تَرَى إِلَى مَا قَدْ بَلَغَنَا فَيَقُولُ آدَمُ إِنَّ ربّي غَضِبَ الْيَوْمَ غَضَبًا لَمْ يَغْضَبْ قَبْلَهُ مِثْلَهُ وَلَنْ يَغْضَبَ بَعْدَهُ مِثْلَهُ وَإِنَّهُ نَهَانِي عَنِ الشَّجَرَةِ فَعَصَيْتُهُ نَفْسِي نَفْسِي اذْهَبُوا إِلَى غَيْرِي اذْهَبُوا إِلَى نُوحٍ فَيَأْتُونَ نُوحًا فَيَقُولُونَ يَا نُوحُ أَنْتَ أَوَّلُ الرسل إِلَى الْأَرْضِ وَسَمَّاكَ اللَّهُ عَبْدًا شَكُورًا اشْفَعْ لَنَا إِلَى رَبِّكَ أَلَا تَرَى مَا نَحْنُ فِيهِ أَلَا تَرَى مَا قَدْ بَلَغَنَا فَيَقُولُ لَهُمْ إِنَّ ربّي قَدْ غَضِبَ الْيَوْمَ غَضَبًا لَمْ يَغْضَبْ قَبْلَهُ مِثْلَهُ وَلَنْ يَغْضَبَ بَعْدَهُ مِثْلَهُ وَإِنَّهُ قَدْ كَانَتْ لِي دَعْوَةٌ دَعَوْتُ بِهَا عَلَى قَوْمِي نَفْسِي نَفْسِي اذْهَبُوا إِلَى إِبْرَاهِيمَ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَيَأْتُونَ إِبْرَاهِيمَ فَيَقُولُونَ أَنْتَ نَبِيُّ اللَّهِ وَخَلِيلُهُ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ اشْفَعْ لَنَا إِلَى رَبِّكَ أَلَا تَرَى إِلَى مَا نَحْنُ فِيهِ أَلَا تَرَى إِلَى مَا قَدْ بَلَغَنَا فَيَقُولُ لَهُمْ إِبْرَاهِيمُ إِنَّ ربّي قَدْ غَضِبَ الْيَوْمَ غَضَبًا لَمْ يَغْضَبْ قَبْلَهُ مِثْلَهُ وَلَا يَغْضَبُ بَعْدَهُ مِثْلَهُ وَذَكَرَ كَذَبَاتِهِ نَفْسِي نَفْسِي اذْهَبُوا إِلَى غَيْرِي اذْهَبُوا إِلَى مُوسَى فَيَأْتُونَ مُوسَى صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَيَقُولُونَ يَا مُوسَى أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ فَضَّلَكَ اللَّهُ بِرِسَالَاتِهِ وَبِتَكْلِيمِهِ عَلَى النَّاسِ اشْفَعْ لَنَا إِلَى رَبِّكَ أَلَا تَرَى إِلَى مَا نَحْنُ فِيهِ أَلَا تَرَى مَا قَدْ بَلَغَنَا فَيَقُولُ لَهُمْ مُوسَى صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ ربّي قَدْ غَضِبَ الْيَوْمَ غَضَبًا لَمْ يَغْضَبْ قَبْلَهُ مِثْلَهُ وَلَنْ يَغْضَبَ بَعْدَهُ مِثْلَهُ وَإِنِّي قَتَلْتُ نَفْسًا لَمْ أُومَرْ بِقَتْلِهَا نَفْسِي نَفْسِي اذْهَبُوا إِلَى عِيسَى صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَيَأْتُونَ عِيسَى فَيَقُولُونَ يَا عِيسَى أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلَّمْتَ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَلِمَةٌ مِنْهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَاشْفَعْ لَنَا إِلَى رَبِّكَ أَلَا تَرَى مَا نَحْنُ فِيهِ أَلَا تَرَى مَا قَدْ بَلَغَنَا فَيَقُولُ لَهُمْ عِيسَى صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ ربّي قَدْ غَضِبَ الْيَوْمَ غَضَبًا لَمْ يَغْضَبْ قَبْلَهُ مِثْلَهُ وَلَنْ يَغْضَبَ بَعْدَهُ مِثْلَهُ وَلَمْ يَذْكُرْ لَهُ ذَنْبًا نَفْسِي نَفْسِي اذْهَبُوا إِلَى غَيْرِي اذْهَبُوا إِلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَيَأْتُونِّي فَيَقُولُونَ يَا مُحمد أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ وَخَاتَمُ الْأَنْبِيَاءِ وَغَفَرَ اللَّهُ لَكَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ اشْفَعْ لَنَا إِلَى رَبِّكَ أَلَا تَرَى مَا نَحْنُ فِيهِ أَلَا تَرَى مَا قَدْ بَلَغَنَا فَأَنْطَلِقُ فَآتِي تَحْتَ الْعَرْشِ فَأَقَعُ سَاجِدًا لِرَبِّي ثُمَّ يَفْتَحُ اللَّهُ عَلَيَّ وَيُلْهِمُنِي مِنْ مَحَامِدِهِ وَحُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ شَيْئًا لَمْ يَفْتَحْهُ لِأَحَدٍ قَبْلِي ثُمَّ يُقَالُ يَا مُحمد ارْفَعْ رَأْسَكَ سَلْ تُعْطَهِ اشْفَعْ تُشَفَّعْ فَأَرْفَعُ رَأْسِي فَأَقُولُ يَا ربّ أُمَّتِي أُمَّتِي فَيُقَالُ يَا مُحمد أَدْخِلِ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِكَ مَنْ لَا حِسَابَ عَلَيْهِ مِنَ الْبَابِ الْأَيْمَنِ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ وَهُمْ شُرَكَاءُ النَّاسِ فِيمَا سِوَى ذَلِكَ مِنَ الْأَبْوَابِ
    انتهى.

    ويا فضيلة الشيخ من زهران يا حافظ القرآن، ألم تجد في كتاب الله ما يناقض رواية الشيطان المفتراة في دعوة غير الله لطلب الشّفاعة بين يدي الربّ المعبود؟ ألم تجد أنّ الدعاء للعبيد من العبيد لطلب الشّفاعة من الربّ المعبود أن دعاءهم في ضلالٍ مبينٍ؟ ألم تجد ذلك في محكم كتاب الله في قول الله تعالى: {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]؟

    فانظر لطلب الكُفّار من ملائكة الرحمن المُقرَّبين وقال: {ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ}، ومن ثُمّ انظر في ردّ ملائكة الرحمن في قول الله تعالى: {قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ} صدق الله العظيم. أيْ فادعوا الله هو أرحم بكم من عباده وما دعاء الكافرين لعبيده من دونه إلّا في ضلال.

    والسؤال الذي يطرح نفسه: أليست هذه الآية من الآيات البيّنات المحكمات لفتوى الدعاء يوم القيامة أن الذين يدعون عبيده من دونه ليشفعوا لهم عند ربّهم أن دعاءهم في ضلالٍ مبينٍ؟ فكيف يتوسّطون بهم فيرجون منهم أن يرحموهم فيشفعوا لهم عند الذي هو أرحم بهم من عبيده أجمعين؛ الله أرحم الراحمين؟ فكيف تجدون أن الشيطان الرجيم قد افترى على أنبياء الله جميعاً وأن كلًّا منهم ينصحهم فيقول عليكم بنبيّ الله فلان فاذهبوا إليه! ويا سبحان ربّي! فكيف يزيدهم أنبياء الله شركاً إلى شركهم؟ أفلا ترون فتوى ملائكة الرحمن المقرَّبين حين يدعونهم الكافرون من دون الله أن يشفعوا لهم عند ربّهم ولو في يومٍ واحدٍ من العذاب؟ ولذلك قال ملائكة الرحمن للكافرين: {قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]، أيْ أولم تكن رسل الله تأتيكم بالبيّنات وقالوا لكم: {فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا} [الجن:18]؟

    وذلك ما يقصده ملائكة الرحمن، ولذلك قالوا لهم: {قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ} صدق الله العظيم، أيْ فادعوا الله هو أرحم بكم من عباده وما دعاء الكافرين لعبيده من دونه إلّا في ضلال، ولكن الكُفّار لم يفقهوا الدعوة الحقّ التي بعث الله بها رسله {فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا}، ولكنهم للأسف لا يزالون لم يفقهوا الدعوة الحقّ حتى وقد هم يصطرخون في نار جهنّم فكذلك يدعون معه عبيده فيرجون من شفاعتهم بين يدي ربّهم، إذاً فلا يزالون عُمياناً عن الحقّ، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ويا أبا فراس يا حافظ القرآن حفظك الله، فما ظنّك بقول الله تعالى في محكم كتابه: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟

    فانظر لقول الله تعالى: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم، فهل هذه تحتاج إلى تأويل؟ بل هي من الآيات المحكمات البيّنات لعالِمكم وجاهلكم. مَن يُنذِر به؟ الذين {يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم.

    ولربّما يودّ أبو فراس أن يقول: "إنما الشّفاعة هي للمؤمنين فقط من دون الكافرين"، ومن ثمّ نردّ عليه بقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    فهل وجدتم شفاعة مؤمنٍ لمؤمنٍ؟ وكذلك لن تجدوا شفاعة مؤمنٍ لكافرٍ. وقال الله تعالى: {هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    فانظروا لقول الله تعالى: {قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم، أيْ ضلّ عنهم ما كانوا يفترون وهم في الحياة الدنيا فيعتقدون بشفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود وما أنزل الله بذلك من سلطانٍ في محكم كتابه، ولذلك لم يجدوا من ذلك شيئاً يوم يقوم الناس لربّ العالمين. وقال الله تعالى: {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    فانظروا يا معشر المشركين لقول الله تعالى: {وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم، وذلك لأنّ الله يعلم أنه لن يتجرّأ أيُّ عبدٍ للشّفاعة بين يدي الربّ المعبود يوم القيامة. وقال الله تعالى: {ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿١٨﴾ يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا ۖ وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّـهِ ﴿١٩﴾} [الانفطار].

    وقال الله تعالى: {وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ} [البقرة:48].

    وقال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا} [لقمان:33].

    وقال الله تعالى: {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} [الزمر].

    وقال الله تعالى: {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} [سبأ].
    صدق الله العليّ العظـــيم

    ولم يأذن الله له بالشّفاعة سبحانه؛ بل أذن لعبده بالخطاب والقول الصواب في تحقيق النّعيم الأعظم، تصديقاً لقول الله تعالى: {لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿٣٥﴾ جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿٣٦﴾ رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَـٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿٣٧﴾ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿٣٨﴾} صدق الله العظيم [النبأ].

    والقول الصواب هو أنّ عبداً من عبيد الله خاطب ربّه أنه يُريد النّعيم الأعظم من جنّته، وهو أن يكون الله راضياً في نفسه لا مُتحسِّراً ولا حزيناً، وكيف يكون الله راضياً في نفسه؟ حتى يُدخل عبادَه في رحمته، ومن ثُمّ جاءت الشّفاعة من الله أرحم الراحمين وتفاجأ بذلك اليائسون وقالوا: {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ}؟ ومن ثمّ يردّ عليهم المُتّقون: {قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العليّ العظيم.

    بمعنى إنّ الشّفاعة جاءت من الله فشفعت لعباده رحمتُه من غضبه تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} صدق الله العلي العظيم [سبأ].

    وليست الشفاعة كما تزعمون أنه يَطلب من ربّه الشّفاعة، سبحانه عمّا يشركون وتعالى علواً كبيراً! وإنما يأذن الله له أن يُخاطِب ربّه لأنه سوف يقول صواباً ويخاطب ربّه في تحقيق النّعيم الأعظم فيرضى في نفسه، ولذلك قال الله تعالى: {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:26].

    فأمّا قول الله تعالى: {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ}، أيْ لمن يشاء له الله بخطاب ربّه. وأمّا قول الله تعالى: {وَيَرْضَىٰ} فذلك تحقيق رضوان الله في نفسه بمعنى أنّ الله قد رضي في نفسه.

    وهنا يتحقّق الهدف المقصود في رضوان الربّ المعبود، وذلك لأن الذي أذِن الله له لم يشفع لأحدٍ من عبيد الله وما ينبغي له أن يشفع بين يدي من هو أرحم بعباده منه الله أرحم الراحمين، وإنما يخاطب ربّه طالباً تحقيق النّعيم الأعظم من جنّته، ويُريد من ربّه أن يرضى في نفسه حتى إذا رضي الله في نفسه أذِنَ لعبده أن يَدخُل جنّته هو وعبادُه جميعاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [الفجر].

    وهنا المُفاجأة الكُبرى بإعلان أنّ الله قد رضي في نفسه فأَذِنَ لعبده أن يَدخُل هو وعبادُه جنّتَه، ومن ثُمّ تأتي المُفاجأة الكُبرى لدى اليائسين الذي لم يُقدِّروا ربّهم حقّ قدره فيسألون المُتّقين وقالوا: {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} [سبأ:23].

    وتبيَّن لكم أن الشّفاعة لله جميعاً فتشفع لكم رحمتُه في نفسه من غضبه، وذلك لأنّ الشّفاعة هي لله جميعاً فتشفع لكم رحمتُه من غضبه، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    فهل فهمتم الخبر وسِرّ المهديّ المنتظَر عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليمانيّ؟ فإني بريءٌ مما تشركون يا من يرجون الشّفاعة من العبيد بين يدي الربّ المعبود قد أشركتم بالله وأنتم لا تعلمون، فما خطبكم ترجون رحمة المخلوق وتذرون رحمة الخالق الله أرحم الراحمين! أفلا تتقون؟ اللهم قد بلّغت، اللهم فاشهد.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليماني.
    __________________


  5. ترتيب المشاركة ورابطها: #5  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 298157   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,743

    افتراضي

    [CENTER] [INDENT]
    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    16 - 04 - 1431 هـ
    01 - 04 - 2010 مـ
    ۱۲-فروردین- ۱۳۸۹ه.ش.
    12:20 صباحاً
    _________


    پاسخ امام به
    ابو فراس الزهراني :
    علمی که از نزد خدا باشد حجت و برهان آشکار است

    {وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ }
    بسم الله الرحمن الرحيم وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين ولا اُفرق بين أحداً من رُسله وأنا من المُسلمين

    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته ،ای پرسشگر من امام مهدی هستم وبه جدم محمد رسول الله و خاندان پاک و مطهرش و صحابه برگزیده اش که با تمام وجود با او بوده اند صلوات و سلام می فرستم. خداوند برای شما در باره صحابه ای که قبل از پیروزی رسول خدا به او ایمان آورده و یاریش داده اند فتوا داده است؛همان کسانی که قبل از تمکین و فتح آشکار مکه از او پشتیبانی کرده بودند؛ همگی آنها را تحسین می کنم؛ همانگونه که خداوند تعالی در آیات محکم کتابش از آنها تمجید کرده است:

    { مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا } صدق الله العظيم, [الفتح: 29]
    {محمّد فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می‌بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می‌طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه‌های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی‌دارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد .کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.}
    ابوبکر صدیق به حق یکی از انصار پیشتاز برگزیده و از صحابه مخلص محمد رسول الله است و خداوند در آیات محکم کتاب خود از همراهی او(بارسول الله) سخن به میان آورده است. خداوند تعالی می فرماید:
    { إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}
    صدق الله العظيم, [التوبة: 40]
    {اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ آن هنگام که کافران او را بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار کافران را پایین قرار داد، و سخن خدا بالا است؛ و خداوند عزیز و حکیم است}
    و برای همین من امام مهدی به ابوبکر و عمر صلوات فرستاده و از جانب خداوند برایشان سلام می فرستم و درباره آنها به نیکویی سخن می گویم چراکه آنها در زمان سختی و قبل تمکین و فتح مکه ازانصار پیشتاز و برگزیده بودند. خداوند از آنان راضی و آنها نیز از او راضیند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً }
    صدق الله العظيم, [الفتح: 18]
    { خداوند از مؤمنان ،هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند، راضی و خشنود شد؛ خدا آنچه را در درون دلهایشان نهفته بود می‌دانست؛ از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی بعنوان پاداش نصیب آنها فرمود}

    آیا خداوند از ابوبکر و عمر که از مؤمنانی بودند که زیر آن درخت با رسول خداوند بیعت کردند راضی نیست، آنها از مؤمنانی هستند که خداوند بشارت رضوان خود را به آنها داده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ} صدق الله العظيم
    {خداوند از مؤمنان ،هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند، راضی و خشنود شد}
    اما درمورد معاویة بن ابی سفیان و پسرش یزید، از قبل برای آنها در حدیثی صادق، حکم حق صادر گردیده است.آنها گروهی هستند که بر متقیان ظلم می کنند(اشاره به حدیث پیامبر در مورد عمار بن یاسر سلام الله علیه :قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [[ تقتله الفئة الباغية ]] گروه یاغی اورا می کشد) ، شما می بینید من به هیچ یک از مسلمانان ولو اینکه بر خطا باشند لعنت نمیفرستم مگراینکه منافق باشند،آنها که تظاهر به ایمان می کنند اما در باطن کافرند. در مورد باقی افراد حکم با خداوندی است که از باطن مردم آگاه است .لذا ما خود را به حکم خداوند تعالی پای بند می دانیم که می فرماید:
    { تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم, [البقرة: 141]
    {آنها امتی بودند که درگذشتند. آنچه کردند، برای خودشان است؛ و آنچه هم شما کرده‌اید، برای خودتان است؛ و شما درباره اعمال آنها بازخواست نمی شوید.}
    شما که نام نابغه را برای خود برگزیده ای اگر واقعأ نابغه هستی، همراه با امام مهدی تلاش کن تا مسلمانان را متحد کرده و بر زخمشان مرهم نهی، قلب های آنان را تطهیر کرده و متحدشان کنیم، تا شوکت شان باز گردد. تا دینشان را به دسته ها و گروه های مختلف تقسیم نکرده و به اذن خداوند بهترین امتی شوند که در بین مردم برخاسته اند چراکه خداوند تعالی این امررا در کتاب خود حرام فرموده است:
    { وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } صدق الله العظيم, [ال عمران: 105]
    { مانند کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند. و ایشان برایشان عذابی بس بزرگ است.}

    آیا از بیان حق خداوند تعالی در قرآن خبر داری که می فرماید:
    { وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ}صدق الله العظيم
    {
    مانند کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد،پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند }

    این از آیات محکم خداوند است و برای عالم و جاهل تان روشن است، گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً}صدق الله العظيم, [النساء: 31]
    { اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می‌شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم؛ و شما را در جایگاه خوبی وارد می‌سازیم}
    جز این نیست که اختلافات دینی شما از گناهان بزرگ به شمار می رود و باعث دسته بندی وپراکندگی مسلمانان در گروه ها و احزاب مختلف می شود ؛ و حاصل آن ضعف و از بین رفتن شوکت تان خواهد بود-چنان که همین اتفاق رخ داده است- آری این از گناهان بزرگی است که از آن نهی شده اید: "تفرقه دردین خداوند و نابود کردن وحدت مسلمانان"، و برای همین خداوند وعده داده است که در صورت مخالفت با فرمان او به عذاب سختی دچار می شوید.
    گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } صدق الله العظيم, [ال عمران: 105]
    { مانند کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند. و ایشان برایشان عذابی بس بزرگ است.}
    سبب نزول عذاب، این است که آنها از بیانات خداوند که درآیات محکم کتابش آمده است روبرمی گردانند. گواه ان فرموده خداوند تعالی است که :
    { وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ }صدق الله العظيم, [البقرة: 99]
    { ما آیات روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.}
    برای همین است که می بینید امام مهدی علمای مسلمانان و امت هایشان را به گردن نهادن به آیات محکم کتابی که برای عالم و جاهلتان واضح و روشن است دعوت می نماید. سؤالی که مهدی منتظر از تمام علمای مسلمین دارد این است که چرا به دعوت کسی که شما را به سوی پیروی از آیات محکم کتاب که بصورت کاملأ روشن در قرآن عظیم آمده است، می خواند پاسخ نمی دهیدواگر به آن ایمان دارید چرا مانند برخی از اهل کتاب از پذیرش حکم خداوند درقرآن عظیم سرباز می زنید وخداوند تعالی می فرماید:
    { أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ }
    صدق الله العظيم, [ال عمران: 23]
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (آسمانی) داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی می‌گردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند}
    برای اینکه حکم مسائل دینی که درباره آنها اختلاف دارید را در آن می یابید.خداوند تعالی می فرماید:
    { وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ} صدق الله العظيم [المائدة: 48]
    { و کتاب آسمانی [قرآن‌] را به راستی و درستی بر تو نازل کردیم که تأییدکننده کتابهای آسمانی پیشین و حاکم بر آنهاست، پس در میان آنان بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، داوری کن و به جای حق و حقیقتی که بر تو نازل شده از هوی و هوس آنان پیروی مکن}
    { إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ }[النمل: 76]صدق الله العظيم
    { این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند}
    اما از پذیرفتن دعوتی که شما را به حکم کتاب خدا می خواند،سرباز می زنیدو خداوند تعالی می فرماید:
    { أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ}
    صدق الله العظيم, [ال عمران: 23]
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (آسمانی) داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی می‌گردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند}
    سؤالی که مطرح می شود این است که چرا پیرو این مردم شده و مانند آنها از دعوت کتاب خداوند رو برمی گردانید و به راه آنها می روید و از آیات کتابی که برای عالم و جاهلتان روشن است روبرمی گردانید؟ آیا راضی هستید که مانند فاسقانی باشید که ازآیات کتابی که برای عالم و جاهلتان روشن است روبرمی گردانند.فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید که :
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ }صدق الله العظيم, [البقرة: 99]
    {و ما آیات روشنی برای تو نازل کردیم و جز فاسقان به آن کافر نمی شوند}
    زیرا که آین آیات از آیات روشن و اساس کتاب می باشد . طبق فرموده خداوند تعالی:
    { هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ} صدق الله العظيم, [ال عمران: 7]
    {او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی ، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد}
    و از آیات روشن کتاب برای عالم و جاهلتان که می فرماید:
    { وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ } صدق الله العظيم, [الأنعام: 51]
    { و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
    و فرموده خداوند تعالی که :
    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ }
    صدق الله العظيم, [البقرة: 254]
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت؛ و کافران،( به این امر) خود ستمگرند}
    اما با کمال تأسف، همچنان که خودتان می بینید از آیه های روشن کتاب که بنیان کتابند رو برگردانده و در امر شفاعت از آیه های متشابه پیروی می کنید ؛ آیاتی که توضیح و بیان آنها آنگونه که شما تصور می کنید نیست. این آیات متشابه هستند و بیانی غیر از آنچه که از ظاهر آنها برمی آید دارند و خداوند به شما امر نفرموده است تااز ظاهر این آیه ها پیروی کنید چرا که تأویل این آیات از اسرار کتاب خداوند است که کسی جز خداوند و راسخان در علم -که ائمه برگزیده خداوند هستند- از آنها اطلاعی ندارد.البته اگر راسخان در علم در میانتان باشند - که تفسیر درست آنرا خواهند گفت-و اگر نباشند، دستور خداوند پیروی از ظاهر آیات متشابه نیست ، بلکه باید ازآیات محکم کتاب که برای عالم و جاهل و هر عرب زبانی، کاملأ روشن است پیروی کنید. اما شما ظاهر متشابه آیه ها را گرفته و از آن برای احادیث و روایات فتنه برانگیزی که وارد سنت شده اند وباظاهر متشابه آیات تطابق دارند گواهی پیدا میکنید .برای همین شما از ظاهر متشابه آیات برای اثبات درستی روایت فتنه برانگیز جعلی استفاده می کنید در حالیکه از جعلی بودن این روایت ها بی خبریدو تصور می کنید این احادیث برای تأویل آیه آمده است.لذا خداوند تعالی می فرماید:
    { هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}صدق الله العظيم, [ال عمران: 7]
    { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}

    ممکن است کسی صحبت های مرا قطع کرده و سؤال کند ناصر محمد یمانی مگر حدیث صحیح نقل شده ازمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ، همواره مشابه آیات قرآن نیست .همانگونه که پیامبر فرمودند:(ما تشابه مع القرآن فهو مني)( هر حدیثی که مشابه آیات قرآن باشد از من است)
    امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخ می دهد، بله چنین است اما به شرطی که با هیچ یک از آیات روشن و محکم کتاب مغایرت نداشته باشد. سزاوار نیست که در کلام خداوند سبحان و تعالی تناقض وجود داشته باشد که این تصور درباره خداوند اشتباه بزرگی است. بیایید تا نکات بیشتر به شما یاد بدهم .بیان و تأویل آیات متشابه با ظاهرآن به کلی تفاوت داردو به همین دلیل است که کسی جز خداوند از تأویل آنها خبر ندارداما روایات فتنه برانگیز کاملأ با ظاهرآیه –متشابه- یکسان است.لذا خداوند تعالی می فرماید: { وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ کسی جز خدا تأویل آن را نمی داند} که منظور آیات متشابه است.لذا اگر حدیث تأویل آیه است پس چرا کاملا با ظاهر آن تشابه دارد.اما ای مردم مگر شما نمی دانید ظاهر آیات متشابه با آیات روشن و محکم کتاب که بنیان کتابند، تفاوت دارند و خداوند دراین آیات اسرار کتاب را نهاده که راسخون در علم-کسانی که ندانسته به خداوند نسبت نمی دهند- از آنها آگاهند. خداوند آیات متشابه را که تأویل آن ها را فقط خود می داند؛ برای شما حجت قرار نمی دهد؛ بلکه به شما فرمان داده است که باور داشته باشید تمام این آیات از جانب خداوند آمده اند و شما موظف هستید از آیه های محکم و روشن کتاب پیروی نمایید نه اینکه آنها را کنار گذاشته و از ظاهرآیات متشابه پیروی کنید؛ مگر آنکه در قلبتان نسبت به آیات حق و محکم و روشن قرآن انحرافی و مرضی وجود داشته باشد. برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    { هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ }صدق الله العظيم, [ال عمران: 7]
    { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}
    خداوند به شما امر فرموده است تا از آیه های محکم کتاب پیروی کرده و به آیات متشابهی که تأویل آنها را جز خداوند نمی داند، ایمان داشته باشید؛ آیا پروا نمی کنید؟ اما من امام مهدی هستم که خداوند دانش آیات محکم و متشابه کتاب را به من آموخته تا در صورت روبرگرداندن شما از دعوت به سوی آیه های محکم کتاب شاهد خداوند برشما باشم. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}صدق الله العظيم, [الرعد: 43]
    {و کافران گویند تو پیامبر نیستی، بگو خداوند و کسی که صاحب علم کتاب (آگاهی از قرآن =مهدی منتظر)است، بین من و شما گواه بس‌}
    از آنجا که خداوند علم کتاب را به من عطا نموده است، پس ازآیات محکم آن به یقین آگاهی دارم وخداوند آیات متشابهی که تأویل آنها راجزخود او نمی داند را به من آموخته است ؛ علیرغم اینکه من شما را به سوی پذیرش احکام آیه های محکم کتاب که آیات اساسی کتاب هستند، دعوت می کنم اما اکثر شما خود را به بی خبری و جهالت می زنید؛تنها کسانی در این آیات تردید می کنند که قلبشان از پذیرش حق منحرف شده باشد، کیست که این فرموده خداوند تعالی را نداند که :
    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ }
    صدق الله العظيم, [البقرة: 254]
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت و کافران، خود ستمگرند}

    سؤالی از جانب امام مهدی،آیا خداوند دراین آیه محکم ، از نفی شفاعت بندگان در پیشگاه رب المعبود سخن نمی گوید ، خداوند تعالی می فرماید:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ } صدق الله العظيم, [الأنعام: 51]
    { و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
    به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
    { لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ ! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند }
    صدق الله العظيم
    اما کسانی که به خدا ایمان نمی آورند مگر آنکه ایمان خود را به شرک آلوده کرده باشند می گویند صبرکن ناصر محمد یمانی، آنچه که نفی شده است شفاعت در حق کافران است، اما مؤمنان در پیشگاه خداوند مورد شفاعت قرار خواهند گرفت و برای همین است که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم برایشان شفاعت خواهد کرد.امام مهدی در پاسخ می گوید بگذار ببینیم که من به درستی سخن می گویم یا از دروغ گویانی هستم که نادانسته به خدا نسبت می دهند، پس قضاوت را به آیات محکم کتاب خداوند می سپاریم جایی که خداوند تعالی می فرماید:
    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ } صدق الله العظيم, [البقرة: 254]
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت }
    می بینیم که این مؤمنین هستند که درباره نفی شفاعت در پیشگاه خداوند مورد خطاب قرار می گیرندوگواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ } صدق الله العظيم, [البقرة: 254]
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت }
    سؤالی که مطرح می شود این است که آیا کلمه "لا" در لغت نامه زبان عربی به معنای نفی نیامده است و بخاطر همین است که می گویید (لا اله إلا الله) .به همین ترتیب در اینجا هم درسخن خداوند ازنفی استفاده می شود{وَلَا شَفَاعَةٌ} یعنی در پیشگاه خداوند نه ولی و نه نبی شفاعت کننده مؤمنین نیستند.
    در مورد کلمه (لیسَ) نیزهمین طوراست. این کلمه بر نفی مطلق دلالت داردو برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    { لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ} صدق الله العظيم, [الشورى: 11]
    {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست}

    لذا خداوند تعالی می فرماید:
    { وَأَنذِرْبِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ } صدق الله العظيم, [الأنعام: 51]
    { و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
    آیا نمی بینید که امام مهدی با آیه های محکمی از کتاب که اساس آن هستند برای عالم و جاهل شما دلیل می آورد تا عقیده تان را تصحیح کرده وحق را به شما بشناساند، پس چرا از آیه های محکم کتاب که برای عالمان و جاهلانتان روشن است پیروی نمی کنید؛ مگر شما فاسقید؟ وخداوند تعالی میفرماید:

    { وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ }صدق الله العظيم[البقرة: 99]
    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    { وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً}صدق الله العظيم [الكهف: 57]
    { چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد(اعمال خود) فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‌هایی افکنده‌ایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی نهاده ایم و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‌شوند!}
    { هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ }
    صدق الله العظيم [ال عمران: 7]
    {و کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    { اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ أَفَلا تَتَذَكَّرُونَ}صدق الله العظيم [السجدة: 4]
    {خداوند کسی است که آسمان و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلاء یافت، شما را جز او سرپرست و شفیعی نیست، آیا پند نمی‌گیرید}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ}صدق الله العظيم[الأنعام: 70]
    { و رها کن کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای! و هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شده‌اند که خود انجام داده‌اند؛ نوشابه‌ای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر می‌ورزیدند }
    و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ }صدق الله العظيم [يونس: 18]
    { آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد؛ و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند!}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطَاعُ} [غافر: 18]
    صدق الله العظيم
    ,
    {و آنها را از روزالآزفه* بترسان، هنگامی که از شدّت وحشت دلها به گلوگاه می‌رسد و تمامی وجود آنها مملوّ از اندوه می‌گردد؛ برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود.}
    اما کسی که قلبش از حق منحرف شده از آنجا که نمی تواند آیه های محکمی را که آمده است انکار کند، طوری از آنها روبرمی گرداند که گویا هیچ چیزی از آن نمی داند و با آیات متشابه کتاب با من بحث کرده و دلیل می آورد؛ برای مثال فرموده خداوند تعالی که :
    { مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ } صدق الله العظيم[البقرة: 255]
    {کيست که در نزد اوشفاعت کند، جز به اجازه او }

    فرموده خداوند تعالی :
    { مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ}صدق الله العظيم [يونس: 3]
    {شفیعی نیست مگر پس از اجازه او}
    فرموده خداوند تعالی:
    {وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ (26) لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ (27) يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (28)}صدق الله العظيم[الأنبياء]
    {آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! او منزه است آنها بندگان شایسته اویند. (۲۶) هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند؛ و به فرمان او عمل می‌کنند. (۲۷) او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را می‌داند؛ و شفاعت نمیکنند مگر کسی که خدا راضی شود(تا سخن بگوید)؛ و از ترس او بیمناکند. (۲۸)}
    فرموده خداوند تعالی:
    { وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا (105) فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا (106) لا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلا أَمْتًا (107) يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْسًا (108) يَوْمَئِذٍ لّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا (109)} صدق الله العظيم[طه]
    {و از تو درباره کوه‌ها سؤال می‌کنند؛ بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشی کرده) برباد می‌دهد! (۱۰۵) سپس زمین را صاف و هموار و بی‌آب و گیاه رها می‌سازد... (۱۰۶) به گونه‌ای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمی‌بینی!» (۱۰۷) در آن روز، همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت (و همگی از قبرها برمی‌خیزند)؛ و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع می‌شود؛ و جز صدای آهسته چیزی نمی‌شنوی! (۱۰۸) در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمی‌بخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضی شود. (۱۰۹)}
    فرموده خداوند تعالی:
    { وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}
    صدق الله العظيم[الزخرف: 86]
    { کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آنکه شهادت به حق داده‌ و بخوبی آگاهند }
    فرموده خداوند تعالی:
    { وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
    صدق الله العظيم,

    {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }

    ای علمای مسلمین و پیروانشان، ما از تأویل آیات متشابه کتاب درباره راز شفاعت می گریزیم تا بیان حق باعث فتنه بیشتر شما نشود؛چرا که برخی از مردم هستند که حق جز بر گمراهی و پلیدیشان نخواهد افزود.ولی به شما پندی می دهم، شاید به این استثنا فکر کنید و آن فرموده خداوند تعالی است که :
    {إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}صدق الله العظيم[النجم: 26]
    {مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود}

    به کلام خداوند تعالی بنگرید:{ وَيَرْضَى }صدق الله العظيم
    شفاعت به صورتی که شما گمان دارید نیست.به درستی که بنده ای در بین بندگان هست که خداوند از میان تمام متقیان به او اجازه می دهد تا در این باره سخن گویدو او از خدا در خواست شفاعت نمی کند - این کار سرکشی بزرگی است و خداوند منزه و برتر از آن است که در برابرش سرکشی شود- بلکه به خداوند می گوید که حاضر به پذیرش بهشت نعیم نیست و درخواست می کند تا نعیم اعظم خداوند که همان رضوان خدا در نزدو نفس خود اوست تحقق یابد و خداوند راضی نخواهد شد مگر آنکه بندگانش مشمول رحمت او قرار گرفته باشند. برای همین است که خداوند تعالی می فرماید:
    { وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
    صدق الله العظيم,
    {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
    بنابر این تحقق شفاعت به معنی رضوان خداوند در نفس خویش است و چگونه ممکن است خداوند در نفس خود راضی شود ؟ :زمانی که بندگان وارد رحمت او شوند؛اینجاست که خود خداوند یکتا و بی همتا شفاعت خواهد کرد که باعث تعجب و غافلگیری بزرگ اهالی آتش خواهد شد و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ }صدق الله العظيم [سبأ: 23]
    {تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد می‌گویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه!»}
    خداوند تعالی می فرماید:
    { وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}
    صدق الله العظيم[سبأ: 23]
    {نزد او هیچ شفاعتی نیست بجز اینکه به کسی اجازه داده می شود(تا سخن گوید)، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد می‌گویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه!»}
    و اما بیان و توضیح این فرموده خداوند تعالی:
    { وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ } صدق الله العظيم
    منظور خداوند این نیست که به او اجازه شفاعت کردن در حق بندگان را می دهد؛ بلکه اجازه سخن گفتن در این باره داده می شود؛ او نیز حرف صواب و درست را خواهد زدچرا که این بنده جرأت نمی کند در پیشگاه خداوند منزه و تعالی سرکشی بزرگی کرده و از شفاعت بگوید به همین علت است که می بینید به هیچ یک از متقیان از جنس جن و انس و هیچ یک از فرشتگان مقرب درگاه خداوند رحمان،اجازه نمی یابند تا در این باره با خداوندسخن گویند، چرا؟چون هیچ یک از راز اسم اعظم خداوند که درنفس او پنهان است چیزی نمی دانند و برای همین است که خداوند تعالی می فرماید:
    { إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا (31) حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا (32) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا (33) وَكَأْسًا دِهَاقًا (34) لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا كِذَّابًا (35) جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا (36) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا (37)}
    صدق الله العظيم, [النبأ]
    {متقیان را در آن جهان مقام گشایش و هر گونه آسایش است. (۳۱) باغها و تاکستانهاست. (۳۲) و دختران زیبای دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند. (۳۳) و جامهای پر از شراب. (۳۴) هرگز در آنجا سخن بیهوده و دروغ نشنوند. (۳۵) این پاداشی از پروردگار توو عطایی است حساب‌شده. (۳۶) پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است. رحمتگر بر آفریدگان. ایشان اختیار خِطابی از او ندارند. (۳۷)}

    ای بندگان خدا به آیات محکمی از کتاب خداوند بنگرید که در آنها به شما فتوا داده می شود که هیچ فرد متقی چه از جن و چه از انس حق سخن گفتن درباره شفاعت را با خدای رحمان ندارد؛ جبرییل و تمام فرشتگان مقرب درگاه رحمان نیز چنینند ،گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ} صدق الله العظيم, [النبأ: 38]
    {روزی که روح و فرشتگان صف‌اندرصف به‌پاخیزند. سخن نگویند}
    وسپس بنده ای از بندگان خداوند استثناء می شودو خداوند تعالی می فرماید:
    {إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا} صدق الله العظيم, [النبأ: 38]
    { مگر کسی که رحمان به او رخصت دهد، و سخنی شایسته گوید. (۳۸)}
    واو تنها بنده ای است که حق دارد دراین باره با خداوند سخن بگوید؛ چراکه پروردگار می داند سخن شایسته وصوابی را برزبان خواهد آورد.او شفاعت کسی را نمی کند و حق او نیست تا درپیشگاه خداوندی که بیش از هر کسی نسبت به بندگان خودمهربان و بخشنده است از شفاعت سخن بگوید و این کار سرکشی بزرگی دربرابر خداوند سبحان و تعالی است. بلکه او در مورد تحقق یافتن نعیم اعظم خداوند با او سخن خواهد گفت و می خواهد که خداوند راضی شود
    (((((((((((((((((((((((((وَيَرْضَى))))))) )))))))))))))))))))
    لذا شفاعت به معنی راضی شدن خداوند در نفس خود است و به همین دلیل این بنده از تحقق نعیم اعظم خداوند سخن به میان می آورد
    (((((((((((((((((((((((((وَيَرْضَى))))))) ))))))))))))))))))))
    و خداوند تعالی میفرماید:
    { وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}صدق الله العظيم[النجم: 26]
    {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
    و چگونه خداوند در نفس خود راضی می شود ؟ زمانی که بندگانی که سهم خود از عذاب جهنم را کشیده اند وارد بهشت شوند پس خداوند تعالی می فرماید:
    { وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
    صدق الله العظيم,

    {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
    چنین است که شفاعت تنها متعلق به خداوند یکتا و یگانه و بی شریک است و تا زمانی که پروردگار در نفس خود راضی نشود تحقق نخواهد یافت و زمانی که خداوند درنفس خود راضی شود رحمت او تمام بندگان را فرا گرفته و شفاعت محقق خواهد گردیدو این رحمت اوست که دربرابر خشم و غضبش از بندگان شفاعت خواهد کرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    { قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (44) وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (45) قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ(46)}صدق الله العظيم, [الزمر]
    { بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!» (۴۴) هنگامی که خداوند به یگانگی یاد می‌شود، دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند مشمئزّ (و متنفّر) می‌گردد؛ امّا هنگامی که از معبودهای دیگر یاد می‌شود، آنان خوشحال می‌شوند. (۴۵) بگو: «خداوندا! ای آفریننده آسمانها و زمین، و آگاه از اسرار نهان و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داوری خواهی کرد!» (۴۶)}
    چه کسی بیش از خداوند ارحم الراحمین به شما مهربان تر است؟ ای مردم آیا نمی دانید او بخاطر بندگانی که در حق خود ظلم کرده اند متحسر است .با اینکه اودرحق آنها هیچ ظلمی نکرده است اما باز با تحسر از این بندگان یاد می کند و خداوند تعالی می فرماید:
    { يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ }صدق الله العظيم[يس: 30]
    { افسوس بر این بندگان}
    اما کسانی که در حق خود ظلم کرده اند می گویند:

    { يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم, [الزمر: 56]
    { افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم}
    آيا حسرت و غضب دريك زمان قابل جمع است ؟ آيا ممكن است كه خداوند بر قومي غضب نمايد و در همان حال بر آنها حسرت بخورد ؟ جواب : هرگز همانا كه حسرت در نفس پروردگار بعد از اينكه بندگان بر خودشان حسرت بخورند بوجود مي آيد . در آن هنگام كسي كه به خودش ظلم كرده است مي گويد:
    { يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم, [الزمر: 56]
    { افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم}
    حسرت بعد از این درنفس خداوند حادث می گردد که به خاطر دعای انبیاء در حق –کافران - امت ؛خداوند آنها را براساس وعده ای که برای نابودی کامل دشمنان به انبیاء داده است به هلاکت می رساند اما به هلاکت رساندن بندگان مورد خوشنودی او نیست ولو اینکه در حقشان کوچکترین ظلمی نکرده باشد.این هم بخاطر صفت رحمتی است که خداوند در نفس خود مقررکرده است. این رحمت مثل رحمت مادر به فرزند عاصی خود نیست که شاهد سوختن او در آتش جهنم است؛ بلکه رحمت خداوندبر بندگانی که درحق خود ظلم کرده اند بسیار بیش از اینهاست چرا که خداوند ارحم الراحمین بوده و از این که بندگانی که رسولان خود را تکذیب کرده و حاضر به پذیرش دعوت خداوند به غفران نشده اندرا هلاک کند خشنود نیست. خداوند تعالی می فرماید:
    { وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ (9) قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ .. } صدق الله العظيم, [ابراهيم]
    {و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، کافریم! و نسبت به آنچه ما را به سوی آن می‌خوانید، شکّ و تردید داریم!» (۹) رسولان آنها گفتند: «آیا در خدا شکّ است؟! خدایی که آسمانها و زمین را آفریده؛ او شما را دعوت می‌کند تا(برخی) هز گناهانتان را ببخشد}
    تا زمانی که رسولان خداوند فکر کنند که مردم آنها را تکذیب کرده و از هدایتشان مأیوس شده و بگویند:
    { رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ} صدق الله العظيم, [الأعراف: 89]
    {پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی}
    سپس زمان یاری خداوند به رسولانش فرا می رسد؛ خداوند در یاری رساندن به اولیاء و رسولانش بر خلاف وعده خود عمل نمی کند لذا آنها را بر دشمنانشان پیروز و مسلط کرده و حاکمیت زمین را به آنها می سپارد و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَكَأَيِّنْ مِنْ آَيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ (105) وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُش
    ْرِكُونَ (106) أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ (107) قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (108) وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآَخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ (109) حَتَّى إِذَا اسْتَيْئَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ (110) لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (111)} صدق الله العظيم, [يوسف]
    {و چه بسیار نشانه‌ای در آسمانها و زمین که آنها از کنارش می‌گذرند، و از آن رویگردانند! (۱۰۵) اکثر خلق به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرک باشند (۱۰۶) آیا ایمن از آنند که عذاب فراگیری از سوی خدا به سراغ آنان بیاید، یا ساعت قیامت ناگهان فرارسد، در حالی که متوجّه نیستند؟! (۱۰۷) بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!» (۱۰۸) و ما هیچ کس را پیش از تو به رسالت نفرستادیم جز آنکه رسولان همه مردانی بودند از اهل شهرهای دنیا که به وحی ما مؤیّد شدند، آیا در روی زمین سیر نکرده‌اند تا عاقبت حال پیشینیانشان را بنگرند؟ و محققا سرای آخرت برای اهل تقوا بسیار نیکوتر است، آیا تعقل نمی‌کنید (۱۰۹) تا آنگاه که رسولان مأیوس شدند، و ا آنجا که رسولان مأیوس شده و گمان کردند که وعده نصرت خدا خلاف خواهد شد؛ در این هنگام، یاری ما به سراغ آنها آمد؛ آنان را که خواستیم نجات یافتند؛ و مجازات و عذاب ما از قوم گنهکار بازگردانده نمی‌شود! (۱۱۰) در سرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود! اینها داستان دروغین نبود؛ بلکه (وحی آسمانی است، و) هماهنگ است با آنچه پیش روی او (از کتب آسمانی پیشین) قرار دارد؛ و شرح هر چیزی و هدایت و رحمتی است برای گروهی که ایمان می‌آورند! (۱۱۱)}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا }
    صدق الله العظيم [الكهف: 49]
    {و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند}
    { وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ }صدق الله العظيم[الأعراف: 160]
    {به ما ستم نکردند، لکن به خودشان ستم می‌نمودند.}
    ولی ای محبان خداوند ؛ ای پدران و مادران! تصورکنید یکی از فرزندانتان در تمام عمرش عصیان گر بوده و از امر شما پیروی نکرده باشد و بعد از مرگش آگاه شوید که از سختی عذاب سوزان در آتش جهنم فریاد می کشد؛ به شدت تحسرتان در حق او فکر کنید، حال ببینید تحسر خداوند ارحم الراحمین چگونه خواهد بود ، مگر ندیده اید که خداوند در آیه های محکم کتاب خود چگونه نسبت به بندگان خود متحسر است . خداوند تعالی می فرماید:
    { إِنْ كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30)} صدق الله العظيم, [يس]
    { آن فقط یک صیحه بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰)}
    اما تک تک کسانی که در حق خود ظلم کرده اند می گویند:
    { يَا حَسْرَتَي علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ } صدق الله العظيم, [الزمر: 56]
    {افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره ‌کنندگان بودم}
    واما گروهی دیگر: { فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ }صدق الله العظيم, [ال عمران: 170]
    { آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند}

    ولی گروهی که خداوند در باره آنها فرموده است:
    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم, [المائدة: 54]
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند}
    چگونه به بهشت نعیم خداوند راضی باشند؛ در حالی از امام‌شان آموخته اندخداوندی را که بیش از هر چیز دوست دارند بر بندگانی که درحق خود ظلم کرده اند حسرت می خورد، به همین دلیل در پی تحقق یافتن نعیم اعظم از بهشت خداوندند. تمام بندگان صالح خداوند او را دوست دارند چراکه آنها را از آتش جهنم نجات داده و وارد بهشت نموده است ، اما این گروهی که خداوند وعده آمدنشان را در کتاب خود داده است حب خود نسبت به خداوند را از امور مادی پاک و منزه کرده اند لذا می بینید که خداوندتعالی با آنها از آتش و یا بهشت خود سخن نمی گوید بلکه می فرماید:
    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ }
    صدق الله العظيم, [المائدة: 54]
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}
    اینجاست که خردمندان درنگ کرده و می اندیشند اگر به خدا یشان بیش از نعیم بهشت و حورالعین محبت دارند، پس لذت بردن از بهشت و حورالعین چه فایده ای دارد در حالیکه امام مهدی ما را از تحسر و حزن حبیب اعظم مان نسبت به بندگانی که در حق خود ظلم کرده اند آگاه نموده است. این افراد به بهشت خداوندو حورالعین راضی نشده و در کنار امام مهدی قرار گرفته و برای تحقق نعیم اعظم مبارزه می کنند و اصرار بر تحقق نعیم اعظم دارند تا حسرت بربندگان از نفس خداوند رخت بربندد
    (((((((((((((((((((((((((وَيَرْضَى))))))) ))))))))))))))))))))
    واین امید و خواسته وتمامی آرزو و هدفشان است میدانید چرا؟ چون آنها گروهی هستند که { يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ }محبوبان خداوندند و محب او
    به خداوند قسم،کسی که از آنها باشد؛ جز از امام مهدی پیروی نکرده و بهشت خداوند را برخود حرام می کند و می گوید چگونه به بهشت نعیم و حوریان و قصرهای بهشتی راضی شوم درحالی که کسی که او را بیش از خود دوست دارم بگوید:
    { يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ }
    باز تحسر خداوند در نفس خود را به شما یاد آوری میکنم تا از او برعلیه بندگانش چیزی نخواسته و نسبت به بندگان خداوند صبور باشیدبلکه هدایت شوندو منظور من صبوری دربرابر کسانی است که تصورمی کنند هدایت شده اند اما تلاششان در دنیا به هدر رفته است ؛ چرا که آنها به آنچه که شما از آن آگاه شده اید بصیرت ندارند. ای انصاربسیار صبور باشید، باشد که خداوند با رحمتی که بر خود واجب نموده،هدایت شان نماید که رحمت و دانش خداوندمان همه چیز را فرامی گیرد.
    وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ پیوست: روز″الآزفة″ روزی از ایام الله است و بر طبق کتاب روزی است که سفر به زمین دارای دو مشرق در آن به انجام خواهد رسید و برای همین با نام روز ″الآزفة″ نامیده می‌شود. برای توضیحات بیشتر به این لینک
    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?24493
    مراجعه شود

    اقتباس المشاركة: 5105 من الموضوع: ردود الإمام على أبي فراس الزهراني: العلم من الله هو الحُجّة والبرهان المبين ..




    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    16 - 04 - 1431 هـ
    01 - 04 - 2010 مـ
    12:20 صباحاً
    _________



    { وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥﴾ } صدق الله العظيــم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين ولا اُفرّق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين..
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته؛ ويا أيّها السائل إني الإمام المهديّ أُصلّي وأسلّم على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار وصحابته الأخيار الذين معه قلباً وقالباً وأسلّمُ عليهم تسليماً، وقد أفتاكم الله في صحابته الأخيار وهم الذين آمنوا ونصروا محمداً رسول الله من قبل الفتح وأشدّوا أزره في زمن العُسرة من قبل التمكين بفتح مكة المبين؛ أولئك أُثني عليهم جميعاً كما أَثنى الله عليهم في محكم كتابه في قول الله تعالى: {مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّـهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّـهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [الفتح].

    ومنهم أبو بكر الصدِّيق بالحقّ من الأنصار السابقين الأخيار ومن صحابة محمدٍ رسولِ الله قلباً وقالباً، وذكر الله صُحبته في محكم الكتاب في قول الله تعالى: {إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّـهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّـهَ مَعَنَا ۖ فَأَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ ۗ وَكَلِمَةُ اللَّـهِ هِيَ الْعُلْيَا ۗ وَاللَّـهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [التوبة].

    ولذلك فإني الإمام المهديّ أُصلّي على أبي بكرٍ وعمرَ وأسلِّم عليهم من ربّهم وأقول فيهم قولاً كريماً أنهم من الأنصار السابقين الأخيار في عصر العسر من قبل التمكين بالفتح المبين؛ أولئك رضي الله عنهم ورضوا عنه، تصديقاً لقول الله تعالى: {لَّقَدْ رَضِيَ اللَّـهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الفتح].

    أليس أبو بكر وعمر قد رضي الله عنهم كونهم من المؤمنين الذين بايعوا الله بالبيعة لرسوله تحت الشّجرة؟ ولذلك فإنهم من المؤمنين المُبشّرين بنعيم رضوان الله عليهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {لَّقَدْ رَضِيَ اللَّـهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ} صدق الله العظيم.

    وأما معاوية ابن أبي سفيان وابنه يزيد فقد سبق فيهم الحكم الحقّ في الحديث الحقّ أنهم هُم الفئة الباغية على المُتّقين، ولن تجدني ألعن أحداً من المسلمين حتى ولو علمتُ أنهم كانوا خاطئين إلّا المنافقين الذين يُظهرون الإيمان ويبطنون الكفر، وأمّا غير ذلك فالحكم لله الذي يعلم بما في أنفسهم فألتزمُ بقول الله تعالى: {تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١٤١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ويا أيّها النابغة؛ إن كُنت نابغةً حقاً فلْتَسعَ مع الإمام المهديّ لجمع المسلمين ودواء جراحهم وتطهير قلوبهم لوحدة صفّهم حتى تقوى شوكتهم فنجعلهم بإذن الله خير أُمّةٍ أخرجت للناس لا يُفرِّقون دينهم شيعاً وأحزاباً فهذا مُحرّمٌ في كتاب الله في قول الله تعالى: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    فهل تعلم بالبيان الحقّ لقول الله تعالى: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ}؟ وهُنّ الآيات المحكمات البيّنات لعالِمكم وجاهلكم، تصديقاً لقول الله تعالى: {إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ألا وإن من الكبائر اختلافكم في الدين الذي يسبِّب تفرُّق المسلمين شيعاً وأحزاباً فيفشلوا فتذهب ريحهم كما هو حالكم فذلك من كبائر ما تنهون عنه، عدم التفرّق في الدين وتدمير وحدة المسلمين، ولذلك وعدكم الله لئن خالفتم أمره بعذابٍ عظيمٍ، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    وسبب العذاب أنّهم أعرضوا عن البيّنات من ربّهم في محكم كُتبه تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولذلك تجد الإمام المهديّ يدعو علماء المسلمين وأمّتهم إلى الاحتكام إلى آيات الكتاب البيّنات لعالِمكم وجاهلكم، والسؤال الذي يوجِّهه المهديّ المنتظَر إلى كافة علماء المسلمين هو: لماذا لا يجيبون داعي الاحتكام إلى آيات الكتاب البيّنات في محكم القرآن العظيم إن كانوا به مؤمنين، ولا يزالون يتّبعون ملّة فريقٍ من أهل الكتاب من الذين أعرضوا عن دعوة الاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم؟ وقال الله تعالى: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    وذلك لأنه يوجد فيه الحُكم فيما كانوا فيه يختلفون في دينهم تصديقاً لقول الله تعالى: {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ} [المائدة:48].

    {إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦﴾} [النمل] صدق الله العظيم.

    ولكنهم أعرضوا عن دعوة الاحتكام إلى كتاب الله. وقال الله تعالى: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    والسؤال الذي يطرح نفسه هو: لماذا تتبعون ملّتهم فتُعرضون عن دعوة الاحتكام إلى كتاب الله كما أعرضوا؟ فلماذا تنهجون نهجهم وتُعرضون عن آيات الكتاب البيّنات لعالِمكم وجاهلكم؟ فهل ترضون على أنفسكم أن تكونوا من الفاسقين المعرضين عن آيات الكتاب البيّنات لعالمكم وجاهلكم؟ فتذكَّروا قول الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وذلك لأنها من آيات أمّ الكتاب البيّنات هُنّ أمّ الكتاب تصديقاً لقول الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ} صدق الله العظيم [آل عمران:7].

    ومن آيات الكتاب البيّنات لعالِمكم وجاهلكم قول الله تعالى: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولكن للأسف ستجدون أنفسكم معرضين عن آيات الكتاب البيّنات هنّ أمّ الكتاب وتتبعون آياته المتشابهات في الشّفاعة، وليس بيانهنّ كما تزعمون، فكيف! فهنّ آياتٌ مُتشابهاتٌ لهنّ بيانٌ غير ظاهرهنّ المتشابه، ولم يأمركم الله بالاعتصام بظاهرهنّ لأنهنّ من أسرار الكتاب ولا يعلم تأويلهنّ إلّا الله ويُعلِّم بتأويلهنّ الرّاسخين في العلم من الأئمّة المُصطفين إن وُجِدوا فيكم، وإذا لم يوجدوا فلم يأمركم الله باتّباع ظاهرهنّ، بل أمركم باتّباع آيات الكتاب المحكمات البيّنات لعالِمكم وجاهلكم وكلّ ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ ولكنكم تتبعون ظاهر المتشابه ابتغاء البرهان لأحاديث وروايات الفتنة الموضوعة التي منها ما يأتي يتطابق مع ظاهر المُتشابه ولذلك اتّبعتم ظاهر المُتشابه ابتغاء إثبات رواية الفتنة الموضوعة وأنتم لا تعلمون أنها موضوعة؛ بل تزعمون أن ذلك الحديث أو الرواية إنما هو تأويلٌ لهذه الآية، ولذلك قال الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ولربّما يودّ أحد السائلين أن يقاطعني فيقول: "ويا ناصر محمد اليمانيّ، أليس البيان الحقّ يأتي متشابهاً لآيات القرآن تصديقاً لحديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم؛ قال: [ما تشابه مع القرآن فهو مِنِّي]؟"، ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: اللهم نعم بشرط أن لا يُخالف الحديثُ لإحدى آيات الكتاب المحكمات البيّنات فلا ينبغي أن يكون تناقضٌ في كلام الله سبحانه وتعالى علواً كبيراً، وتعالوا لنزيدكم علماً فإنّ الآيات المُتشابهات لهنّ بيانٌ يختلف عن ظاهرهنّ جُملةً وتفصيلاً، ولذلك لا يعلم بتأويلهنّ إلّا الله، ولكن حديث الفتنة يأتي يتشابه مع ظاهرها تماماً؛ إذاً لماذا يقول الله تعالى: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ}؟ ويقصد المُتشابه، إذاً لو كان الحديث تأويلاً لتلك الآية لما تشابه مع ظاهرها تماماً، ولكن يا قوم أفلا تعلمون أن ظاهر المُتشابه تجدونه يختلف مع آيات الكتاب البيّنات المحكمات هنّ أمّ الكتاب وذلك لأن الله وضع فيهنّ أسراراً في الكتاب يعلمها الرّاسخون في العلم منكم الذين لا يقولون على الله ما لا يعلمون، ولم يجعل الله الحجّة عليكم في الآيات المُتشابهات التي لا يعلم بتأويلهنّ إلّا الله؛ بل أمركم فقط بالإيمان بأنّهنّ كذلك من عند الله وأمركم أن تتبعوا آيات الكتاب المحكمات البيّنات ولا يُعرض عنهنّ فيتّبع ظاهر المُتشابه إلّا من كان في قلبه زيغٌ عن الحقّ المحكم والبيّن، ولذلك قال الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    إذاً الله أمركم باتّباع آيات الكتاب المحكمات وأمركم بالإيمان بالآيات المُتشابهات التي لا يعلم بتأويلهنّ إلّا الله؛ أفلا تتقون؟ ولكني الإمام المهديّ آتاني الله علم الكتاب محكمه ومُتشابهه ليجعلني شاهداً عليكم بالحقّ إن أعرضتم عن الدعوة إلى محكم كتاب الله، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴿٤٣﴾} صدق الله العظيم [الرعد].

    وبما أن الله آتاني علم الكتاب فحتماً أعلم بمحكمه، وعلّمني ربّي بمتشابهه الذي لا يعلم بتأويله إلّا الله، ولكن أكثركم يجهلون برغم أني أدعوكم إلى الاحتكام إلى آيات الكتاب المحكمات هنّ أمّ الكتاب لا يزيغ عمّا جاء فيهنّ إلّا من كان في قلبه زيغٌ عن الحقِّ، فمن ذا الذي لا يعلم بقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    والسؤال للإمام المهديّ: أليس قول الله بمحكمٍ بيِّنٍ ينفي شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود ولذلك قال الله تعالى: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟

    فانظروا لقول الله تعالى: {لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ} صدق الله العظيم، ولكن الذين لا يؤمنون بالله إلّا وهم مشركون سيقولون: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليمانيّ؛ إنما نفَى الشّفاعة للكُفّار؛ أمّا المؤمنين فلهم الشفاعة بين يدي ربّهم ولذلك يشفع لهم محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم"، ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: سننظر أصدقت أم كنت من الكاذبين ممّن يقولون على الله ما لا يعلمون، وسوف نجد الحُكم بيننا من الله في محكم كتابه في قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ} صدق الله العظيم [البقرة:254].

    وتجد الخطاب موجَّهاً للمؤمنين وينفي الله الشّفاعة لهم بين يدي ربّهم تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ} صدق الله العظيم.

    والسؤال الذي يطرح نفسه: أليست كلمة (لا) هي نافية في قاموس اللغة العربيّة؟ ولذا تقولون (لا إله إلّا الله) وكذلك جاء النفي في قول الله تعالى: {وَلَا شَفَاعَةٌ}، أيْ: ولا شفاعة لوليٍّ أو نبيٍّ بين يدي ربّه يشفع للمؤمنين. وكذلك كلمة (ليسَ) أفلا تعلمون أنها من كلمات النفي المُطلق، ولذلك قال الله تعالى: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ۖ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ} صدق الله العظيم [الشورى:11].

    ولذلك قال الله تعالى: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    أفلا ترون أن الإمام المهديّ يحاجّكم بآيات الكتاب البيّنات لعالِمكم وجاهلكم هنّ أمّ الكتاب لتصحيح العقيدة الحقّ، فلماذا لا تتبعوا آيات الكتاب البيّنات لعالِمكم وجاهلكم، فهل أنتم فاسقون؟ وقال الله تعالى: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} [البقرة].

    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا ﴿٥٧﴾} [الكهف].

    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ} صدق الله العظيم [آل عمران:7].

    وقال الله تعالى: {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿٤﴾} [السجدة].

    وقال الله تعالى: {وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا ۗ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا ۖ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ ﴿٧٠﴾} [الأنعام].

    وقال الله تعالى: {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾} [يونس].

    وقال الله تعالى: {وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ ۚ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿١٨﴾} [غافر].
    صدق الله العظيم

    ولكن الذي في قلبه زيغٌ عن الحقّ لن يستطيع أن يُنكر محكم ما جاء فيهنّ بل سيعرض عنهنّ وكأنه لا يعلم بهنّ ويجادلني بآيات الكتاب المتشابهات في ذكر الشّفاعة كمثال قول الله تعالى: {مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ} [البقرة:255].

    وقوله تعالى: {مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِن بَعْدِ إِذْنِهِ} [يونس:3].

    وقال الله تعالى: {وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَـٰنُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۚ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ ﴿٢٦﴾ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ﴿٢٧﴾ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ﴿٢٨﴾} [الأنبياء].

    وقال الله تعالى: {وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا ﴿١٠٥﴾ فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا ﴿١٠٦﴾ لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا ﴿١٠٧﴾ يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ ۖ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَـٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا ﴿١٠٨﴾ يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ﴿١٠٩﴾} [طه].

    وقال الله تعالى: {وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿٨٦﴾} [الزخرف].

    وقال الله تعالى: {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ ﴿٢٦﴾} [النجم].
    صدق الله العظيم

    ويا علماء المسلمين وأمّتهم، إنما نتهرَّب من تأويل آيات الكتاب المتشابهات في سرّ الشّفاعة حتى لا يزيدكم الحقّ فتنةً إلى فتنتكم لأن من الناس من لا يزيدهم الحقّ إلّا رجساً إلى رجسهم، ولكني أعظكم بواحدةٍ لعلّكم تتفكّرون في الاستثناء، وهو قول الله تعالى: {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:26].

    فانظروا لقول الله تعالى: {وَيَرْضَىٰ} صدق الله العظيم، إذاً الشّفاعة ليس كما تزعمون! وإنما يوجد عبدٌ من بين العبيد أذِنَ الله له أن يُخاطب ربّه في هذا الشأن من بين المُتّقين جميعاً، ولن يسأل الله الشّفاعة سبحانه وتعالى علواً كبيراً؛ بل خاطب ربّه أنه يرفض جنّة النّعيم ويريد تحقيق النّعيم الأكبر منها وهو أن يكون الله راضياً في نفسه، ولكن الله لن يرضى في نفسه حتى يُدخِل عبادَه في رحمته، ولذلك قال الله تعالى: {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    إذاً إن تحقيق الشّفاعة هو أن يرضى الله في نفسه، وكيف يكون راضياً في نفسه؟ حتى يُدخِل عبادَه في رحمته ومن ثُمّ تأتي الشّفاعة من الله وحده لا شريك له وهُنا المُفاجأة الكُبرى لدى أهل النار تصديقاً لقول الله تعالى: {حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} [سبأ:23].

    قال الله تعالى: {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} [سبأ].

    فأما البيان لقول الله تعالى: {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ} صدق الله العظيم، فلا يَقصد الله أنه أَذِن له أن يشفع لعباده، بل أَذِن له أن يُخاطب ربّه في هذه المسألة لأنه سوف يقول صواباً، وذلك لأن الله هو أرحم بعباده من عبده فكيف يشفع لهم بين يدي ربّهم؟! ولذلك أَذِن الله له من بين المُتّقين لأنه سوف يقول صواباً، ولن يتجرّأ للشّفاعة بين يدي ربّه سبحانه وتعالى علواً كبيراً، ولذلك لن تجدوا لجميع المُتّقين من الجنّ والإنس وملائكة الرحمن المُقرّبين لن تجدوهم يملكون من الله الخطاب في هذه المسألة نظراً لأنهم جميعاً لا يعلمون باسم الله الأعظم الذي جعله سرّاً في نفسه. ولذلك قال الله تعالى: {إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿٣١﴾ حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿٣٢﴾ وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿٣٣﴾ وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿٣٤﴾ لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿٣٥﴾ جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿٣٦﴾ رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَـٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [النبأ].

    فانظروا يا عباد الله إلى محكم كتاب الله الذي يُفتيكم أن المُتّقين من الإنس والجنّ لا يملكون من الرحمن خطاباً في مسألة الشّفاعة، وكذلك الملك جبريل وكافة ملائكة الرحمن المُقرّبين. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ} صدق الله العظيم [النبأ:38].

    ومن ثُمّ استثنى عبداً من عبيد الله، وقال الله تعالى: {إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَقَالَ صَوَابًا} صدق الله العظيم [النبأ:38].

    وذلك هو العبد الوحيد الذي يحقّ له أن يخاطب ربّه في هذه المسألة لأن الله يعلم أن عبده سوف يُحاجّ ربّه بالقول الصواب ولن يشفع وما ينبغي له أن يشفع بين يدي من هو أرحم بعباده من عبده سبحانه وتعالى علواً كبيراً؛ بل يخاطب ربّه في تحقيق النّعيم الأعظم من نعيم جنّته ويريدُ من ربّه أن يرضى.

    ((((((((((((((( وَيَرْضَىٰ )))))))))))))))

    إذاً الشّفاعة هو أن يرضى الله في نفسه، ولذلك عبده سوف يُخاطب ربّه في تحقيق النّعيم الأعظم من جنّته..
    ((((((((((((((((((((((((( وَيَرْضَىٰ )))))))))))))))))))))))))

    وقال الله تعالى: {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    وكيف يكون الله راضياً في نفسه؟ حتى يُدخِل عبادَه الذين أخذوا نصيبهم من العذاب جنّته، فيقول الله تعالى: {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم.

    إذاً الشّفاعة هي لله وحده لا شريك له ولن تتحقّق حتى يرضى، فإذا رضي في نفسه تحقّقت لعباده برحمته فتشفع لهم رحمته من غضبه تصديقاً لقول الله تعالى: {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾ وَإِذَا ذُكِرَ اللَّـهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ ۖ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿٤٥﴾ قُلِ اللَّـهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    فمن ذا الذي هو أرحم بكم من الله أرحم الراحمين؟ ويا قوم أفلا تعلمون أنه يتحسّر على عباده الذين ظلموا أنفسهم برغم أنه لم يظلمهم شيئاً ولا نزال نُذكِّركم بتحسّر الله على عباده، فيقول الله تعالى: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ} [يس:30].

    وأمّا الذين ظلموا أنفسهم فيقول كلٌّ منهم: {يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم [الزمر:56].

    فهل تجتمع الحسرة والغضب؟ بمعنى: فهل يمكن أن يغضب الله على قومٍ وفي نفس الوقت يتحسّر عليهم؟ والجواب: كلّا إنما الحسرة تحدث في نفس الربّ من بعد أن يتحسّر عبادُه على أنفسهم فيقول الظالم لنفسه: {يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم.

    وإنما الحسرة تحدث في نفس الربّ من بعد أن يُهلكهم الله بسبب دُعاء أنبيائهم عليهم فيصدقهم الله ما وعدهم فيدمّر عدوهم تدميراً ولكن عباده لم يَهِنوا عليه ولو لم يظلمهم شيئاً، وذلك بسبب صفته التي جعلها في نفسه وهي (الرحمة) وليس كرحمة الأمّ بولدها العاصي لو نظرتْ إليه يصرخ في نار جهنّم بل أشدّ وأعظم تكون حسرته على عباده الذين ظلموا أنفسهم وذلك لأن الله هو أرحم الراحمين، فبعد أن يُدمِّر عباده المُكذِّبين برسل ربّهم ورفضوا أن يجيبوا دعوة الله ليغفر لهم. وقال الله تعالى: {وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿٩﴾ قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّـهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ} صدق الله العظيم [إبراهيم:9-10].

    حتى إذا اعتقد المرسلون أن قومهم قد كذَّبوهم فاستيئسوا من هداهم ومن ثُمّ يقولون: {رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:89].

    ومن ثمّ يأتيهم نصر الله ولن يخلف الله وعده رسله وأولياءه فينصرهم على عدوّهم فيصبحوا ظاهرين فيورثهم الأرض من بعدهم. وقال الله تعالى: {وَكَأَيِّن مِّنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ ﴿١٠٥﴾ وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّـهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ ﴿١٠٦﴾ أَفَأَمِنُوا أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللَّـهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿١٠٧﴾ قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٨﴾ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ ۗ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۗ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَوْا ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٠٩﴾ حَتَّىٰ إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ﴿١١٠﴾ لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ ۗ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَىٰ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿١١١﴾} صدق الله العظيم [يوسف].

    وقال الله تعالى: {وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} [الكهف:49].

    {وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـٰكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:160].

    ولكن يا أحباب الله؛ يا معشر الآباء والأمهات؛ فتصوَّروا لو أنّ أحد أبنائِكم عصاكم طيلة حياته لم يُطِع لكم أمراً ومن بعد موته اطّلعتم عليه فإذا هو يصرخ من شدّة عذاب الحريق في نار جهنّم، فتصوَّروا الآن كم سوف تكون عظيم حسرتكم على أولادكم، فما بالكم بحسرة ربّهم الذي هو الله أرحم الراحمين؟ أم إنكم لم تجدوا في محكم كتابه أنه يتحسّر على عباده؟ وقال الله تعالى: {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [يس].

    وأما الظالمون لأنفسهم فيقول كل منهم: {يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم [الزمر:56].

    وأما آخرون: {فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ} صدق الله العظيم [آل عمران:170].

    وأما القوم الذين قال الله عنهم: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم [المائدة:54].

    فكيف يرضون بجنّة النعيم وقد علّمهم إمامهم أن من يُحبّونه يَتحسّر في نفسه على عباده الذين ظلموا أنفسهم! ولذلك فهم يريدون تحقيق النّعيم الأعظم من جنّته وكل عباد الله الصالحين يُحبّون ربّهم لأنه أحسن إليهم فأنقذهم من ناره وأدخلهم جنّته، ولكن القوم الذي وعد الله بهم في محكم كتابه تنزَّه حُبُّهم لربّهم عن المادة، ولذلك لم تجدوا الله ذكر ناره أو ذكر جنّته؛ بل قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    وهنا يستوقف أولو الألباب التفكير فيقول: "إذا كنتُ حقاً أحبُّ الله بالحبّ الأعظم من النّعيم والحور العين فما الفائدة من الاستمتاع بنعيم الجنّة وحورها وقد علَّمنا الإمامُ المهديّ أن حبيبنا الأعظم مُتحسّرٌ وحزينٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم؟"، أولئك لن يُرضيَهم الله بالنّعيم والحور العين بل ينضمُّوا إلى جانب الإمام المهديّ فيناضلوا في تحقيق النّعيم الأعظم حتى يذهب التحسُّر من نفسه على عباده
    ((((((((((((((( وَيَرْضَىٰ )))))))))))))))

    فذلك هو أملُهم ومنتهى غايتهم وكُلّ أمنيتهم وجميع هدفهم، فهل تدرون لماذا؟ لأنهم قوم
    {{{{ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ }}}}

    فمن كان منهم فوالله لا يجد إلّا أن يتّبع الإمام المهديّ فيُحرِّم على نفسه جنّة ربّه ويقول: وكيف أرضى بجنّة النّعيم وحورها وقصورها وأحبّ شيءٍ إلى نفسي يقول:
    {{{{ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ }}}}؟

    فلا نزال نذكركم بتحسُّر الله في نفسه حتى لا تدْعوا على عباده فتصبروا على عباده حتى يهديهم، وأقصد الصبر على الذين ضلَّ سعيهم في الحياة الدُنيا ويحسبون أنهم مهتدون، وذلك لأنهم لم يُبصروا بعدُ ما أبصرتموه يا معشر الأنصار فصبرٌ جميلٌ عسى الله أن يهديهم برحمته التي كتب على نفسه وسِع ربنا كلَّ شيءٍ رحمةً وعلماً.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _________________


المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 7
    آخر مشاركة: 25-05-2017, 08:19 PM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 28-02-2017, 11:57 AM
  3. پاسخ های امام به شيخ أحمد الهواري
    بواسطة فاطمه في المنتدى فارسي
    مشاركات: 13
    آخر مشاركة: 01-06-2015, 05:03 AM
  4. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 24-03-2014, 05:20 PM

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •