بـــيانــات هـــامّـة وعــــاجــلة

العربية  فارسى  اردو  English  Français  Español  Türk  Deutsh  Italiano  русский  Melayu  Kurdî  Kiswahili

تحذيرٌ إلى كافة المؤمنين بالله ثم ألبسوا إيمانهم بظلمِ الشرك بالله؛ إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ

Warning to the entire believers in Allah then they cover their belief with wrongdoing of association with Allah; indeed polytheism is a grievous injustice

The Awaited Mahdi is calling to the global peace among the human populations

The fact of Planet-X, the planet of chastisement from the decisive Book as a reminder to the possessors of understanding-minds

A brief word about The Insolent (Antichrist) the Liar Messiah

Donald Trump is an enemy to the original American people, and an enemy to all Muslim and Christian people and their Governments, and an enemy to human populations altogether except the human satans the extremest ones in satan’s party

عــــاجل: تحذيرٌ ونذيرٌ لكافة البشر

تذكيـرٌ من محكم الذّكر لصُنّاع القرار من المسلمين

الإمام المهديّ يعلن غرّة الصيام الشرعيّة لعامكم هذا 1439 بناء على ثبوت هلال رمضان شرعاً

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يحذّر الذين يخالفون أمر الله ورسوله من غضب الله ومقته وعذابه

سوف تدرك الشمس القمر أكبر وأكبر في هلال رمضان لعامكم هذا 1439 تصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكُبر وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني

إعلان مفاجأةٌ كبرى إلى كافة البشر لمن شاء منهم أن يتقدّم أو يتأخّر، والأمر لله الواحد القهار

النتائج 1 إلى 5 من 5

الموضوع: خردمندان(أولوالألباب) چه کسانی هستند و حقیقت درمورد الدّابة..

  1. الترتيب #1 الرقم والرابط: 209106 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,074

    افتراضي خردمندان(أولوالألباب) چه کسانی هستند و حقیقت درمورد الدّابة..

    -1-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    17 – 12 – 2009 مـ
    12:52 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    خردمندان(أولوالألباب) چه کسانی هستند و حقیقت درمورد الدّابة..
    { به پروردگار آسمان‌ها و زمین قسم که آن مانند سخن گفتن شما حق است }

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خ
    اتم الأنبياء والمُرسلين وآله التوابين المتطهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
    برادر گرامی؛ بارک الله به تو ؛ چرا در یادداشتی که نوشته‌ای درباره منطق حقی که با عقل و منطق هم‌خوانی داشته باشد اظهار نظری از تو نمی‌بینم؟ و منطق آن چیزی است که خدا و پروردگار عالمیان در کتاب عزیز خود از آن سخن گفته است؛ هان و همانا که مهدی منتظر از سخن خداوند برای شما حجت می‌آورد و بر
    هان را از همین قرآن بیان می‌کند و برهانی که آورده را در همین قرآن پیدا می‌کنید. این برهانها از آیات محکم و بینه‌ای هستند که از آیات بنیانی کتاب ( ام الکتاب) به شمارآمده و عالم و جاهل‌تان آنها را می‌فهمند؛ مگر کسی که قلبش از حق منحرف شده واز آن تنگ باشد.

    سبحان الله؛ ای علمای مسلمین و ای امت مسلمان! فکر می‌کنید اگر در دوران نزول قرآن بر محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم بودید چه می‌کردید؟ در آن صورت از کسانی می‌بودیدکه نسبت به این قرآن عظیم به شدت کافر بودند، مگر کسی که پروردگارم به او رحم کرده و پیرو حق آمده از سوی پروردگارش باشد! چگونه است که از مهدی منتظر که با آیات کتاب خدا با شما محاجه می‌کند رومی‌گردانید، در حالی که یقین دارید این کتاب خداوند قرآن عظیم است و یقین دارید این کتاب از تحریف محفوظ می‌باشد!

    سؤالی که عقل و منطق مطرح می‌کند این است که اگر شما واقعاً در پی حق هستید و جز حق نمی‌خواهید پس چرا از سخنان پروردگار عالمیان رومی‌گردانید؛ آیا ناصر محمد یمانی را هم مثل دیگر مفسران امت می‌بینید که قرآن را از روی میل و هوای خود تفسیر می‌کند؛ آیا فکرنمی‌کنید؟ چقدر به شما یادآوری کرده وتذکر دهم که تنها کسانی از شما که دارای بصیرت باشند؛ متذکر شده و نسبت به حق بصیرت می‌یابند وآنان خردمندانند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ } صدق الله العظيم [ص:29]

    {این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند}
    خردمندان ( اولوالالباب ) چه کسانی هستند؟ آنها اهل تفکر ومنطقی عقلانی هستند که عقل انسان آن را قبول می‌کند؛ به خداوند قسم که تنها کسانی که تدبر کرده و عقل خود را حاکم می‌کنند هدایت خواهند شد و خداوند جز اینان احدی ازانسان‌ها را هدایت نخواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: :{ وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (۱۸) } صدق الله العظيم [الزمر]
    {و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
    به فرموده خداوند تعالی توجه فرمایید:
    { فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (۱۸) } صدق الله العظيم [الزمر]،

    {پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
    لذا اهل منطق، کسی است که اهل تفکر است و در تمامی امور عقل خود را حاکم می‌کند. اما متأسفانه کسانی که اهل تفکر نیستند و از عقل خود استفاده نمی‌کنند؛ فرقی با حیوانات که از عقل خود استفاده نمی‌کنند، ندارند. آیا عقل عامل تمیز بین انسان و حیوان نیست؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    { أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بل هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا }
    صدق الله العظيم [الفرقان:44]

    {آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراه‌ترند}
    لذا انسانی که تعقل نمی‌کند؛ کسی است که تفکر نکرده و عقل خود را تحکیم و حاکم نمی‌کند و متأسفانه خود را از سطح انسانی که عقل عامل کرامت اوست به حیوانی تنزل می‌دهد که عقل خود را به کار نمی‌برد، بلکه حتی از حیوان هم گمراهتر است چون از دیدن حقی که عقل و منطق آن را قبول می‌کند؛ محروم و نابیناست چراکه مشکل او این است که از عقلش استفاده نمی‌کند تا قلبش نسبت به حق بصیر گردد. بعد از آن که انسان از عقل خود استفاده کرد؛ قلبش بصیرت می‌یابد؛ چون قلب نابیناست امام عقل مبصر است و هیچ‌وقت نابینا نمی‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:‌
    { فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ }
    صدق الله العظيم [الحج:46]

    {پس بی گمان بصیرت نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}
    و من امام مهدی از شما دعوت می‌کنم تا از عقل و منطق خود استفاده کنید؛ از شما دعوت می‌کنم نسبت به پیروی کورکورانه و بدون عقل و تفکر کافر شوید و ببینید آیا آنچه که پدران‌تان را بر‌ آن یافتید، از نظر عقل و منطق قابل قبول است یا نه؟ آن گاه برهان آشکاری از آیات محکم قرآن عظیم برای‌تان می‌آورم و خواهید دید برهانی که ناصر محمد یمانی می‌آورداز منظر عقل و منطق پذیرفتنی است و عقل در برابر حقی که از نزد پروردگار آمده خاضع می‌شود.


    ولی متأسفانه؛ با اینکه خداوند تعداد زیادی از علمای امت را از دعوت من آگاه نموده است هم‌چنان تردید دارند یعنی نه تصدیق می‌کنند و نه تکذیب. آیا می‌دانید چرا با وجود اینکه عقاید و احکام دینی را تغییر داده و آنها را درهم می‌کوبد و حکم حق خداوند را می‌آورد؛ ناصر محمد یمانی را تکذیب نمی‌کنند؟ چون عقل آنها برهان‌های آشکار او را قبول می‌کند و لذا جرأت نمی‌کنند ناصر محمد یمانی را تکذیب کنند چرا که عقل‌شان در برابر حق خاضع شده ولی متأسفانه قلب‌شان نسبت به حق آمده از نزد پروردگار یقین پیدا نکرده است و برای همین هم‌چنان در شک و تردید خود غوطه‌ورند تا قول خداوند فرا رسد:
    { وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ }
    صدق الله العظيم [النمل:82]

    { و هنگامی که فرمان عذاب آنها فرا رسد برای ايشان جنبنده‌اى از زمين بيرون مى‌آوريم كه با آنان سخن بگويد كه اين مردم به آيات ما يقين نمى‌آوردند }
    همانا که"دابة" رسول خداوند عیسی بن مریم صلّى الله عليه وعلى أمِّه وآل عمران وسلّم تسليماً است و همانا که دابة انسان است.

    خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا }
    صدق الله العظيم [فاطر:45]

    {و اگر خدا بخواهد مردم را به سبب كارهايى كه كرده‌اند بازخواست كند، بر روى زمين هيچ جنبنده‌اى باقى نگذارد. ولى آنها را تا زمانى معين مهلت مى‌دهد و چون مدتشان به سر آمد، به اعمال بندگان خويش آگاه است}
    از این آیه مقصود از کلمه { دَابَّةٍ } را استنباط می‌کنیم؛ ولی شما دابة را حیوان دانسته‌اید و می‌د‌ٔانید این "دابة" بین مسلمانان و اهل کتاب حکم خواهد کرد. خداوند او را در سنین میان‌سالی از تابوت سکینه بر می‌انگیزد تا با شما سخن بگوید. او همان‌گونه که در کودکی و درگهواره با مردم سخن گفت، در میان‌سالی با آنان سخن خواهد گفت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ }
    صدق الله العظيم [آل عمرآن:46]

    {و با مردم در گهواره و در میان سالی سخن مى‌گويدو از صالحان است}
    آیا فکر نکردید چرا خداوند تعالی نفرموده است: (يكلم الناس في المهد ومن المُرسلين) بلکه خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ }
    صدق الله العظيم
    {و با مردم در گهواره و در میان سالی سخن مى‌گويدو از صالحان است}؟
    چون آخرین پیامبری که به سوی مردم فرستاده شد، محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است و لذا خداوند مسيح عيسى بن مريم را از صالحانی که پیرو مهدی منتظرناصر محمد یمانی هستند و وزیر گرامی او قرار خواهد داد.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو الموقنين بآيات الكتاب أولي الألباب الإمام المهدي ناصر محمد اليماني

    اقتباس المشاركة: 5568 من الموضوع: من هم أولو الألباب وحقيقة الدّابة





    -1-

    الإمام ناصر محمد اليماني
    30 - 12 - 1430 هـ
    17 - 12 - 2009 مـ
    12:52 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    من هم أولو الألباب وحقيقة الدّابة ؟
    { فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ }

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله التّوابين المتطهِّرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين..

    أخي الكريم بارك الله فيك، فلماذا لم أرَ تعليقك على المنطق الحقّ الذي يوافق العلم والعقل؟ والمنطقُ نطقَ به الله ربّ العالمين في كتابه العزيز، ألا وإنّما المهديّ المنتظَر يُحاجّكم بما نطق به الله فآتيكم بالبرهان من ذات القرآن فتجدون أنّ البرهان هو من ذات القرآن؛ بل من آيات الكتاب المُحكمات البيّنات هُنَّ أمُّ الكتاب يعلمهنّ ويفقهنّ عالمُكم وجاهلُكم إلا من كان في قلبه زيغٌ عن الحقّ.

    ويا سبحان ربّي يا معشر علماء المسلمين وأمّتهم! فما ظنّكم لو كنتم في عصر تنزيل القرآن على محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم؟ إذاً لكنتم أشدّ كفراً بهذا القرآن العظيم إلا من رحم ربّي واتبع الحقّ من ربّه! فكيف إنّكم تعرضون عن المهديّ المنتظَر الذي يُحاجّكم بكتاب الله الذي أنتم به مؤمنون؛ بل موقنون أنّه كتاب الله القرآن العظيم وموقنون أنّه محفوظٌ من التحريف؟
    والسؤال الذي يطرحه العقل والمنطق هو: فإذا كنتم حقاً تريدون الحقّ ولا غير الحقّ إذاً فلماذا تعرضون عن منطق ربّ العالمين؟ أم ترون ناصر محمد اليماني يُفسر القرآن على هواه مثل مُفسري القرآن من أئمتكم، أفلا تعقلون؟ فكم أذكر أنّهُ لا ولن يتذكّر فيُبصر الحقّ إلا أولو الأبصار منكم؛ أولو الألباب، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:29].

    فمن هم أولو الألباب؟ ألا إنّهم أهل الفكر والمنطق العقلاني الذي يقبله عقل الإنسان البشري، ألا والله إنّ المُتفكرين المُتدبّرين الذين يُحكِّمون عقولهم أنّه لن يهدي الله غيرهم أحداً من الناس أجمعين.

    تصديقاً لقول الله تعالى:{وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18)} صدق الله العظيم [الزمر].

    فانظر لقول الله تعالى:
    {فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18)} صدق الله العظيم [الزمر]، إذاً أهل المنطق هم أهل التّفكُّر فيحكمون عقولهم في جميع الأمور. ولكن للأسف إنّ الذين لا يتفكّرون فلا يستخدمون عقولهم فأولئك لا فرق بينهم وبين الحيوان الذي لا يتفكّر، وهل تميّز الإنسان إلا بالفكر الذي هو العقل عن الحيوان؟ وقال الله تعالى: {أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بل هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا} صدق الله العظيم [الفرقان:44].

    إذاً الإنسان الذي لا يعقل هو الذي لا يتفكّر فيُحكِّم عقله، فللأسف أهان نفسه من إنسانٍ مُكرّمٍ بالعقل إلى حيوانٍ لا يعقل؛ بل للأسف أضلّ سبيلاً من الحيوان نظراً لأنّه أعمى عن الحقّ الذي يقبله العقل والمنطق،
    ولكن مُشكلته أنّه لم يستخدم عقله حتى يُبصر قلبه الحقّ، فمن بعد استخدام العقل يبصر القلب لأنّ القلب أعمى و العقل مُبصر لا يعمى أبداً. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ} صدق الله العظيم [الحج:46].

    وأنا الإمام المهديّ أدعوكم إلى استخدام العقل والمنطق، وأدعوكم إلى الكُفر بالاتّباع الأعمى من غير تفكّرٍ ولا تدبّرٍ هل يخالف للعقل والمنطق ما وجدتم عليه أباءكم أم يقبله العقل والمنطق؟ ثم آتيكم بالبرهان المُبين من مُحكم كتاب الله القرآن العظيم فتجدون أنّ البرهان الذي يحاج به ناصر محمد اليماني يقبله العقل والمنطق فيخضع العقل للحقّ من ربّه. ولكن للأسف فبرغم أنّ كثيراً من علماء الأمّة ممّن أظهرهم الله على دعوتنا لا يزالون في ريبهم يتردّدون بمعنى أنّهم لا صدّقوا ولا كذّبوا، فهل تدرون ما هو السبب الذي منعهم من تكذيب ناصر محمد اليماني برغم تغيير عقائد وأحكام في الدين فينسفها نسفاً ويأتي بحكم الله الحقّ؟ وبما أنّ عقولهم تقبّلت البرهان المبين ولذلك لم يتجرّأوا لتكذيب ناصر محمد اليماني نظراً لأنّ عقولهم خضعت للحقّ ولكن للأسف لم توقن قلوبهم بالحقّ من ربّهم ولذلك لا يزالون في رَيبهم يتردّدون حتى يأتي قول الله تعالى:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:82].

    ألا و إن الدَّابة هو رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وعلى أمِّه وآل عمران وسلّم تسليماً، وإنّما الدَّابة؛ أي إنسان.

    وقال الله تعالى: {وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا} صدق الله العظيم [فاطر:45].

    ونستنبط من هذه الآية المقصود من كلمة
    {دَابَّةٍ} أيّ الإنسان، ولكنّكم جعلتم الدَّابة حيواناً، وأنتم تعلمون إنّما الدَّابة حَكَمٌ بين المُسلمين وأهل الكتاب، وسوف يكلِّمكم وهو كهلٌ في السِّن حين يبعث الله جسده من تابوت السكينة فيكلِّم النّاس كهلاً كما كلّمهم وهو في المهد صبيّاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} صدق الله العظيم [آل عمرآن:46].

    أفلا تتفكّرون لماذا لم يقل الله تعالى:
    (يكلم الناس في المهد ومن المُرسلين)، بل قال الله تعالى: {وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} صدق الله العظيم؟ وذلك لأنّ خاتم المُرسلين إلى الناس هو محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ولذلك سيبعث الله المسيح عيسى ابن مريم من الصالحين التّابعين للمهديّ المُنتظَر ناصر محمد اليماني ووزيراً كريماً.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو الموقنين بآيات الكتاب أولي الألباب؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ___________



  2. الترتيب #2 الرقم والرابط: 209421 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,074

    افتراضي

    -2-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 – 12 – 2009 مـ
    09:47 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ به " العادیات" از آیات محکمات

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    و سؤال "العادیات"؛ تو از مهدی منتظر چنین سؤال می‌کند:

    از قرآن مثالی درمورد "جهل تصدیقی" و "علم تصوری" برایم بیاور*.
    پایان سؤال.
    مهدی منتظر در پاسخ چنین می‌گوید: همانا که "جاهل" مقصود جاهل عقلی است و برهانی که جهل او را تصدیق می‌کند عمل و فعل او در جهان واقعیات و حقایق است. من چنین کسی را از بدترین موجودات می‌دانم که کر و گنگ است و از عقل خود استفاده نمی‌کند و برای همین هم خداوند این افراد را به سوی حق هدایت نمی‌نماید چون نه خیری برای خودشان دارند و نه خیری برای امت‌شان چون از عقل خود استفاده نمی‌کنند و به راهی که در آن هستند قانع‌اند و برای همین هم به جستجوی حق آمده از سوی پروردگارشان نمی‌روند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٤﴾ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(25) } صدق الله العظيم [الأنفال]
    { بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند. (۲۲) و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، (حرف حق را) به گوش آنها می‌رساند؛ ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند. (۲۳) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید! (۲۴) و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! (۲۵)}
    و از جمله بزرگ‌ترین جهل‌ها درکتاب؛ این است که حق آمده از پروردگار برای افراد روشن شود ولی چون کر و گنگ و کور‌ هستند،آن راه را در پیش نمی‌گیرند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ } صدق الله العظيم [الأنفال:23]
    { ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند.}
    آیا جهلی بالاتر از این هم وجود دارد! برادر گرامی از خدا بترس؛ آیا مهدی منتظری را می‌خواهید که طبق میل شما رفتار و از امیال و هواهای شما پیروی نماید؟ اگرشما در مسیر هدایت بودید چه نیازی بود که مهدی منتظر برانگیخته شود؛ پس از خدا بترس. به درستی که من با بیان حق ذکر با شما محاجه می‌کنم. به خدا قسم که جاهل‌ترین مردم، کسانی هستند که خداوند آنها را ازامر من باخبر کرده و عقل‌شان به حق بودن آن یقین کرده ولی باز در تردید هستند؛ مگر کسی که پروردگارش به او رحم کند و از عقلش پیروی نماید که عقل نسبت به حق کور نمی‌شود.

    سبحان الله ؛ دریافته‌ایم عده زیادی از مردم احساس یکسانی دارند و آن تکذیب نکردن ناصر محمد یمانی است؛ چون می‌‌ترسند او مهدی منتظر باشد چون عقل و منطق بیانات او را می‌پذیرد و می‌بیند که برهان‌های علمی پشتوانه آنهاست و مانند فتواهایی که از روی ظن و گمان بیان می‌شوند نیست؛ ظن و گمانی که فرد را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. با اینکه می‌بینند امام ناصر محمد یمانی در بسیاری از مسائل با آنها مخالفت می‌کند ولی علمای آنها جرأت نمی‌کنند قدم پیش بگذارند؛ چون می‌بینند که حجت‌های ناصر محمد یمانی حجت‌های باطل کننده است(لأنهم يرون حُجة ناصر مُحمد اليماني هي الحجة الداحضة،) و برای همین هم آنچه که دارند را عیان نکرده و نه او را تکذیب می‌کنند و نه تصدیق. و اما سفیهانی که ناسزا می‌گویند؛ دلیل جهل‌شان الفاظ بدی است که بر زبان می‌رانند و بدون علم و هدایت و کتابی منیر سخن می‌گویند؛ از آنان مباش که من ناصح امین شما هستم
    .
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    دشمن جهل و باطل کننده تمام ملت‌ها مگر ملت ابراهیم و هرکس که حنیفانه و مسلمانه پیرو اوست و از مشرکان نیست إمام مهدي ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــ
    * علم و جهل "تصوری" و تصدیقی" اصطلاحاتی در علم منطق هستند.

    اقتباس المشاركة: 5569 من الموضوع: من هم أولو الألباب وحقيقة الدّابة





    - 2 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    01 - 01 - 1431 هـ
    18 - 12 - 2009 مـ
    09:47 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    ردّ إلى (العاديات) من الآيات المحكمات ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    وسؤال العاديات، إنّه يسأل المهديّ المنتظَر بما يلي فيقول:
    أعطني مثالاً للجهل التصديقي من القرآن ومثالاً على العلم التصوري
    اِنتهى السؤال.

    ثم يردّ عليك المهديّ المنتظَر وأقول: إنّما الجاهل هو جاهل العقل، وبُرهان التصديق لجهله هو فعله على الواقع الحقيقي، فأجده من أشرِّ الدواب الصُمّ البكم الذين لا يعقلون، ولذلك لن يهديهم الله إلى الحقّ لأنّهم لا خير فيهم لأنفسهم ولا خير فيهم لأمّتهم لأنهم لا يستخدمون عقولهم لأنهم مقتنعون بصراطهم الذي هم عليه ولذلك فلا يبحثون عن الحقّ من ربّهم. وقال الله تعالى:
    {إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٤﴾ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(25)} صدق الله العظيم [الأنفال].

    ومن أعظم الجهل في الكتاب هم الذين يتبيّن لهم الحقّ من ربّهم ثم لا يتخذونه سبيلاً لأنّهم صمٌّ بكمٌ عميٌ. وقال الله تعالى:
    {وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ} صدق الله العظيم [الأنفال:23]، فأيّ جهل بعد هذا الجهل!

    ويا أخي الكريم اتّقِ الله! فهل تريدون مهديّاً منتظَراً على كيفكم أنتم فيتّبع أهواءكم؟ ولو أنّكم لا تزالون على الهُدى لما كان هناك داعياً لبعث المهديّ المنتظَر فاتّقِ الله، وإنّما أحاجّكم بالبيان الحقّ للذكر، ألا والله إنّ من أجهل الناس هم الذين أظهرهم الله على أمري فاقتنعت بالحقّ عقولُهم وبرغم ذلك لا يزالون في ريبهم يتردّدون إلا من رحم ربي واتَّبع عقله الذي لا يعمى عن الحقّ.

    ويا سُبحان ربي فقد وجدنا إحساساً موحّداً لدى كثيرٍ من الناس وهو عدم تكذيب ناصر محمد اليماني ويخشون أن يكون هو المهديّ المنتظَر كون بياناته يقبلها العقل والمنطق فوجدوها مؤيدة بسلطان العلم وليست فتاوى بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً، وبرغم أنّهم وجدوا الإمام ناصر محمد اليماني يخالفهم في كثيرٍ من المسائل ولكنهم لم يتجرَأوا أن يُدلوا بدلوهم العُلماءُ منهم لأنّهم يرون حُجّة ناصر مُحمد اليماني هي الحجّة الداحضة، ولذلك تركوا بضاعتهم في جِرابهم فلا هم كذبوا ولا هم صدقوا، وأما السُّفهاء الذين يشتمون فدليل جهلهم هو سوء ألفاظهم ويحاجّون بغير علم ولا هدًى ولا كتابٍ مُنير، فلا تكن منهم إنّي لك ناصح أمين.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    عدو الجهل ومُبطل المِلَل إلا ملّة إبراهيم ومن تبِعه حنيفاً مسلماً وما أنا من المشركين؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _____________




  3. الترتيب #3 الرقم والرابط: 209423 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,074

    افتراضي



    خروج دابة


    اقتباس المشاركة: 117319 من الموضوع: خروج الدابة..


    -3-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 12 - 1429 هـ
    23 - 12 - 2008 مـ
    ۳-دی-۱۳۸۷ه.ش.
    10:57 مساءً
    ــــــــــــــــــ

    خـــــروج دّابة..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمد رسول الله وآله الطيبين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين وبعد..
    خواهر گرامی که در مورد دابة (جنبنده ) سوال می‌کنی ، جواب شما به اختصار این است که
    :

    دابه‌‌ای که از زمین خارج می شود، انسان است و راه می‌رود و با مردم سخن می‌گوید. مردم دواب (جنبنده ) هستند و خداوند می فرماید :
    {وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى}
    صدق الله العظيم [فاطر:45]
    {اگر خداوند مردم را به سبب کارهايي که انجام داده‌اند مجازات کند، جنبنده‌اي را بر پشت زمين باقي نخواهد گذاشت! ولي (به لطفش) آنها را تا سرآمد معيني تأخير مي‌اندازد }
    پس مقصود از دابه انسانی است که با مردم سخن گفته و شهادت حق می‌دهد؛دابة مسیح عیسی بن مریم صلّى الله عليه وآله وسلّم است که خداوند اورا از زمین خارج می‌کند؛ او "رقیم "اضافه شده به اصحاب کهف است و در میان‌سالی (کهل ) به حق با مردم سخن می‌گوید همان گونه که درکودکی در روز تولدش با مردم سخن گفته بود، او می‌گوید: من بنده خدا هستم
    {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} [مريم:30] و خداوند او را حکم-داور- بین مسلمانان و نصاری قرار می‌دهد. گروهی از نصاری-مسیحیان - گفته‌اند : خداوند همان مسیح عیسی بن مریم است و گروهی دیگر از آنها گفتند : او فرزند خداست. ولی مسلمان بدرستی اعتقاد دارند که او بنده خداست (عبدالله )
    پس او در اختلاف بین مسلمین و نصاری به حق حکمیت کرده و به آنها می‌گوید که من بنده خدا هستم
    {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} همانگونه که در گهواره نیز این را گفته بود . علت آمدن او این است که مسیح دروغین (دجال ) خروج کرده و خواهد گفت که مسیح عیسی بن مریم است و می‌گوید که خداست و برای همین است که خداوند رجعت مسیح حقیقی را به تاخیر انداخته تا به حق شاهدی باشد(بر دروغ بودن ادعای دجال) و خداوند اورا وزیر حضرت مهدی قرار داده و از صالحین خواهد بود .وی مردم را به پیروی از خود دعوت نخواهد کرد بلکه آنها را به پیروی از امام مهدی فرا خواهد خواند و از صالحین تابعین خواهد بود طبق فرمایش خداوند تعالی که می فرماید :
    {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}
    صدق الله العظيم [آل‌عمران:46]
    {و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و ميانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و از شايستگان است}
    و معنی فرمایش خداوند تعالی :
    {وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}، یعنی هنگامی که در میانٰسالی (کهل ) با مردم سخن بگوید، از صالحین تابعین خواهد بود، زیرا که او پیامبر است و نباید بعد از حضرت محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم - پیامبری بیاید و مردم را به پیروی از خود دعوت کند همان طور که خداوند می فرماید :
    {مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}
    صدق الله العظيم [الأحزاب:40]
    {محمد پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم‌کننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است!}
    و بنابراین زمان دعوت دوم فرزند مریم که فرا برسد؛ اواز صالحانی خواهد بود که تابع امام مهدی هستند روزی که عیسی مسیح علیه السلام بیاید، در میان‌سالی با مردم سخن خواهند گفت ولی چه معجزه‌ای درسخن گفتن یک مرد میان‌سال است ؟ معجزه در نزول نفس فرزند مریم از نزد خداوند خالق است ، پس جسد مسیح که همان رقیم اضافه شده به سه تن اصحاب کهف است بپا می‌خیزد و اینجا با معجزه‌ای از جانب پروردگار پسر مریم به اذن خدا به حق سخن می‌گوید . اما معجزه اول {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ} [آل عمران:46]،معجزه‌ای است که در هنگام ولادت عیسی مسیح صلّى الله عليه وآله وسلّم به وقوع پیوست و همان روز تمام شد و وی به حق سخن گفت : من بنده خدا هستم {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} و نگفت خدا یا پسر خداست .
    واما معجزه دیگر در سخن گفتن پسر مریم با مردم دراین فرمایش خداوند تعالی : {وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} [آل عمران:46]
    معجزه زنده شدن جسم انسانی عیسي بن مریم و بازگشت دوباره نفس (روح ) مسیح به جسد اوست تا در میان‌سالی با مردم سخن بگوید و کهل سن متوسطی است بین جوانی و پیری که درآن رنگ موی محاسن (ریش ) مخلوطی از سیاه و سفید است و به کسی که در این سن باشد کهل گفته می‌شود و اوهمان دابه‌ای است که از زمین بیرون می‌آید ؛ این دابه انسان و عیسی بن مریم علیه السلام است که در میان‌سالی با مردم سخن میگوید و همان سخنی را دوباره تکرار می‌کند که در مهد بر زبان آورده است{إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} یعنی او آن گونه که نصاری به باطل اعتقاد دارند نه خداست ونه پسر خداست (پاک و منزه است خدا) و مسیح دروغین می خواهد از عقیده مسیحیان که کافر شده اند به سود خودش استفاده کرده و بگوید که او خداست و خداوند تعالی می‌فرماید :
    {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابن مريم ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ ربّي وَربّكمْ ۖ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الجنّة وَمَأْوَاهُ النّار ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ} صدق الله العظيم [المائدة:72]
    {آنها که گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين کافر شدند، (با اينکه خود) مسيح گفت: اي بني اسرائيل! خداوند يگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنيد! زيرا هر کس شريکي براي خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جايگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، يار و ياوري ندارند.}
    و مسيح دجال عقيده باطل مسیحیان کافر را تاييد می‌کند؛ او ادعاي خدائي كرده و خواهد گفت كه مسيح عيسي بن مريم است واین اوست که خداي جهانيان است؛ به همین دلیل نیز مسيح كذاب ناميده شده است. او مسيح عيسى ابن مريم نيست و اینجاست که حكمت بازگشت دوباره حضرت مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم آشكار می‌گردد . او وزير اول و جانشين (نائب ) خليفه خدا امام مهدي و رئيس مجلس وزيران است .
    و از وزيران مهدي همچنين رسول خدا إلياس- صلّى الله عليه وآله وسلّم – است كه خداوند وي را به سوی اصحاب الرس که همان آبادی حمّة ذياب بن غانم (طبق نامگذاري مورخين ) است فرستاد. مردم او و وزيرش پيامبر خدا ادريس صلّى الله عليه وآله وسلّم را تكذيب كردند ، برادرش ادريس در سن جواني به برادرش الياس ايمان آورد پس از آن برادر جوان دیگرش اليسع به او ايمان آورد و خداوند آن دو را با نفر سوم ، پيامبرصادق خدا اليسع تقويت نمود . قومشان همگي آنها را تكذيب كردند و جز يك نفر كه مانند مومن آل فرعون ايمان خود را مخفي كرده بود، كسي به آنها ايمان نياورد. قومشان تهديد كردند كه چنان چه از دعوت يكتاپرستي‌شان دست برندارند آنها را سنگسار كرده و عذاب سختي خواهند داد، پس رسول خدا الياس ترسید دو برادرش گرفتار فتنه(مردم) گردند و به آنها دستور داد تا هر سه در غار(كهف) مخفي شوند همان طور كه حضرت محمد و يارش ابوبكر از دست كفار در غار مخفي شدند ، رسول خدا الياس و دو برادرپيامبراز مكر كفار در كهف مخفي شدند تا خداوند در كار آنها نظر كند، ولي آن مردي كه دعوت آنها را تصديق كرده بود و ايمان خود را كتمان مي‌كرد، پس از آن که دانست سه پيامبر خدا بعد از تهديد كفار به سنگسارشدن يا بازگشتن به دين كفار مخفي شده‌اند ازدست قومش عصبانی شد و نزد بزرگان قوم رفته و ايمان خود را اعلام كرد و خداوند تعالي مي فرمايد :
    {وَاضْرِ‌بْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْ‌يَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْ‌سَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّ‌حْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَ‌بُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْ‌نَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْ‌جُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُ‌كُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْ‌تُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِ‌فُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَ‌جُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرً‌ا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَ‌نِي وَإِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِ‌دْنِ الرَّ‌حْمَـٰنُ بِضُرٍّ‌ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَ‌بِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ‌ لِي رَ‌بِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَ‌مِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢}
    صدق الله العظيم [يس]
    {وبراي آنها، اصحاب قريه را مثال بزن هنگامي که فرستادگان خدا به سوي آنان آمدند؛(۱۳)هنگامي که دو نفر از رسولان را بسوي آنها فرستاديم، اما آنان رسولان (ما) را تکذيب کردند؛ پس براي تقويت آن دو، شخص سومي فرستاديم، آنها همگي گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوي شما هستيم!»(۱۴)ما آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشري همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزي نازل نکرده، شما فقط دروغ مي‌گوييد!»(۱۵)
    (رسولان ما) گفتند: «پروردگار ما آگاه است که ما قطعا فرستادگان (او) به سوي شما هستيم،(۱۶)و بر عهده ما چيزي جز ابلاغ آشکار نيست!»(۱۷)آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ايم (و وجود شما را شوم مي‌دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد!(۱۸)(رسولان) گفتند: «شومي شما از خودتان است اگر درست بينديشيد، بلکه شما گروهي اسرافکاريد!»(۱۹)و مردي (با ايمان) از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: «اي قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروي کنيد!(۲۰)از کساني پيروي کنيد که از شما مزدي نمي‌خواهند و خود هدايت يافته‌اند(۲۱)
    من چرا کسي را پرستش نکنم که مرا آفريده، و همگي به سوي او بازگشت داده مي‌شويد؟!(۲۲)آيا غير از او معبوداني را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زياني به من برساند، شفاعت آنها کمترين فايده‌اي براي من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!(۲۳)اگر چنين کنم، من در گمراهي آشکاري خواهم بود!(۲۴)(به همين دليل) من به پروردگارتان ايمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهيد!»(۲۵)(سرانجام او را شهيد کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اي کاش قوم من مي‌دانستند...(۲۶)که پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامي‌داشتگان قرار داده است!»(۲۷)و ما بعد از او بر قومش هيچ لشکري از آسمان نفرستاديم، و هرگز سنت ما بر اين نبود؛(۲۸)(بلکه) فقط يک صيحه آسماني بود، ناگهان همگي خاموش شدند!(۲۹) حسرت بر اين بندگان که هيچ پيامبري براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‌کردند!(۳۰)
    آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کرديم، آنها هرگز به سوي ايشان بازنمي‌گردند (۳۱)و همه آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مي‌شوند!(۳۲)}

    وبنابراين رسول خدا الياس به دو برادرش گفت :

    {إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:20]
    {چرا که اگر آنان از وضع شما آگاه شوند، سنگسارتان مي‌کنند؛ يا شما را به آيين خويش بازمي‌گردانند؛ و در آن صورت، هرگز روي رستگاري را نخواهيد ديد!}
    زيرا كه قومشان تهديد كرده بودند كه چنان چه از دعوت به خدا و ترك عبادت بت‌ها دست برندارند:
    {قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [يس:18]
    آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ايم (و وجود شما را شوم مي‌دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد)
    سه پيامبر ؛ رسول خدا الياس و دو برادرجوانش الياس و اليسع قومشان را به عبادت خداوند يكتا و و ترك عبادت بتها دعوت مي كردند وهمان طور كه خداوند مي فرمايد ، گفتند :
    {هَٰؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا
    } صدق الله العظيم [الكهف:15]
    {اين قوم ما هستند که معبودهايي جز خدا انتخاب کرده‌اند؛ چرا دليل آشکاري (بر اين کار) نمي‌آورند؟! و چه کسي ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!»}

    و اكنون براي شما روشن شد كه چرا خداوند داستان اصحاب قريه و سه پيامبر آن را مبهم گذاشته و اسم قريه و اسم اصحاب قريه و اسامي سه پيامبر آن را ذكر نكرده است، زيرا این داستان به اصحاب كهف تعلق دارد تا هنگام آمدن امام مهدي كه خداوند علم الكتاب (قران ) را به او مي‌دهد و قران را به تفصيل بيان مي‌نمايد ؛ اسرار آن را براي مومنين به آيات خداوند در قران آشكار كند . آنان از وزيران مكرم من هستند، رسول خدا الياس و برادر صديقش ادريس پيامبر كه خداوند آن را درمكان بلندي بالا برده است
    (رفعه الله مكان علياً ) و آن اشاره دارد به اينكه مكان اصحاب كهف بالاترين مكان در جزيرة العرب است . و بالاترين مكان جزيره العرب كوههاي يمن است و بالاترين مكان در كوههاي يمن استان ذمار است و بالاترين مكان در ذمار قريه الاقمر در كوه اسبيل است .اما كهف در نزد خانه هاي مجاور كوه نزديك خانه فردي به اسم محمد سعد قرار دارد ولي او با تمام توان به احدی اجازه نزديك شدن به كهف را نمي‌دهد و گمان مي كند كه در داخل آن كهف گنجي وجود دارد ولي برادرش از او عاقل تر است .

    و همانگونه كه گفتيم در داخل اين كهف چهارتن از وزيران امام مهدي قرار دارند؛ رسول خدا الياس - صلّى الله عليه وآله وسلّم – و همچنين برادرش پيامبر خدا ادريس كه اورا تصديق كرد و هم چنين پيامبر سوم برادرشان پيامبر خدا اليسع كه برادرانش را تصديق كرد و هم چنين رقيم است که هنگامي كه بني اسرائيل خواستند رسول خدا مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم را بكشند در تابوت سکینه به آنها اضافه شد.

    آنان مكرمترين اعضاي مجلس وزيران امام مهدي هستند و مكرمترين وزيران امام مهدي رسول خدا مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم است .


    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني

    اقتباس المشاركة: 208292 من الموضوع: من هم أولو الألباب وحقيقة الدّابة






    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 12 - 1429 هـ
    23 - 12 - 2008 مـ
    10:57 مساءً
    ــــــــــــــــــ


    خـــــروج الدّابــــــة ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله الطيبين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين وبعد..
    أختى السائلة عن الدّابة، وإليك الجواب المختصر: إنّ خروج الدّابة من الأرض هو إنسانٌ يمشي فيُكلم النّاس، والنّاسُ دواب. وقال الله تعالى:
    {وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى} صدق الله العظيم [فاطر:45].

    إذاً المقصود بالدّابة هو إنسان يُكلم النّاس شاهداً بالحقّ؛ وهو المسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- يُخرجه الله من الأرض لأنّه الرقيم المُضاف إلى أصحاب الكهف فيُكلم النّاس كهلاً بالحقّ كما كلمهم طفلاً يوم ولادته، ويقول:
    {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} [مريم:30]، فيجعله الله حَكَمَاً بين المسلمين والنّصارى الذين قالوا: إنّ الله هو المسيح عيسى ابن مريم! وطائفة أخرى قالوا: وَلَدُ الله! ولكن المسلمين يعتقدون بالحقّ أنّه عبد الله، ثم يأتي حكماً بالحقّ في اختلاف المسلمين والنّصارى فيقول لهم كما قال لهم من قبل وهو في المهد صبياً: {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ}، وذلك لأنّ المسيح الكذاب سوف يأتي ويقول أنّه المسيح عيسى ابن مريم ويقول أنّه الله ولذلك تمّ تأخير المسيح الحقّ ليجعله الله شاهداً بالحقّ وجعله الله للإمام المهدي وزيراً، ويكون من الصالحين ولا يدعو النّاس إلى اتّباعه بل إلى اتّباع الإمام المهديّ، ويكون من الصالحين التّابعين. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} صدق الله العظيم [آل‌عمران:46].

    ومعنى قول الله تعالى:
    {وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}؛ أي حين يُكلّمهم كهلاً فهو يكون من الصالحين التّابعين ولا يدعو النّاس لاتّباعه كونه نبيّ؛ ولكنّه لا ينبغي أن يأتي نبيٌّ من بعد محمدٍ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- فيدعو النّاس لاتّباعه. تصديقاً لقول الله تعالى: {مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا} صدق الله العظيم [الأحزاب:40].

    ولذلك حين تأتي دعوة ابن مريم الأخرى سوف يكون من الصالحين التّابعين للإمام المهديّ يوم يأتي المسيح عيسى ابن مريم يُكلّم النّاس وهو كهلاً، ولكن ما هي المعجزة أن يتكلم رجل وهو كهل؟ بل المعجزة في نزول نفس ابن مريم من عند بارئها فينهض جسد المسيح المُضاف إلى أصحاب الكهف الثلاثة وتوجد هنا معجزة من ربّ العالمين لينطق ابن مريم بالحقّ بإذن الله، فأمّا الأولى فهي:
    {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ} [آل عمران:46]، ومضت وانقضت يوم ميلاد المسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ونطق بإذن الله وقال: {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ}، ولم يقُل أنّه الله ولا ولد الله.
    وأما المُعجزة الأخرى في تكليم ابن مريم للناس في قول الله تعالى:
    {وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} [آل عمران:46]، وتلك معجزة الإحياء لجسد الإنسان المسيح عيسى ابن مريم وعودة نفس المسيح إلى الجسد ليُكلّم النّاس كهلاً، والكهل هو سنٌّ متوسطٌ بين سنِّ الشباب والمَشيب ذو اللحية المخلوطة بالشعر الأبيض والأسود ويُطلق على من كان بهذا السن كهلاً، وذلك هو الدّابة يخرج من الأرض، وهو الإنسان المسيح عيسى ابن مريم ليُكلم النّاس كهلاً فينطق بنفس القول من قبل: {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} أي إنّه ليس الله ولا ولد الله سُبحانه! كما يعتقد النّصارى بالباطل، ويريد المسيح الكذاب أن يستغل عقيدة الكفار من النّصارى فيقول إنّه الله! وقال الله تعالى: {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابن مريم وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ ربّي وَربّكمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الجنّة وَمَأْوَاهُ النّار وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ} صدق الله العظيم [المائدة:72].

    وبما أنّ المسيح الدجال سوف يأتي مؤيّداً لعقيدة الباطل لدى كُفار النّصارى فيدعي الربوبيّة ويقول إنّه المسيح عيسى ابن مريم وإنّه الله ربّ العالمين ولذلك يُسمّى المسيح الكذاب بمعنى إنّه ليس المسيح عيسى ابن مريم الحقّ، ولذلك تتبيّن لكم الحكمة من رجوع المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم، وهو الوزير الأول ونائب خليفة الله الإمام المهديّ ورئيس مجلس الوزراء.

    ومن وزراء المهديّ كذلك رسول الله
    إلياس -صلّى الله عليه وآله وسلّم- الذي ابتعثه الله إلى أصحاب الرسّ، وهي قرية حمّة ذياب بن غانم كما يُسمّيها المؤرخون. وكذّبوه هو ووزيره نبيّ الله الصديق إدريس صلّى الله عليه وآله وسلّم، ثم صدّقه أخوه إدريس؛ شاباً فتياً، ثم جعله الله مع أخيه إلياس وزيراً، ثم صدّقه أخوه اليسع؛ شاباً فتياً، فعزز الله بهما نبيّاً ثالثاً وهو نبيّ الله الصدّيق اليسع، فكذبوهم أجمعين ولم يؤمن لهم غير رجل واحد فقط وكان يكتم إيمانه ومثله كمثل مؤمن آل فرعون. وتوعّدهم قومهم إن لم ينتهوا عن الدعوة إلى الله وعبادة الله وحده بأنهم سوف يرجمونهم وليمسنّهم من قومهم عذاباً أليماً، ومن ثم خشي رسول الله إلياس على أخويه من الفتنة وأمرهم أن يأويا إلى الكهف وهو معهم فيختبئون فيه كما اختبأ محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- وصاحبه أبو بكر من الكفار، وكذلك الرسول إلياس وأخويه النبيّين الصّدّيقَين الفتيان اختفوا في الكهف من مكر الكفار حتى ينظر الله في أمرهم، ولكن الرجل الذي صدّقهم وكان يكتم إيمانه علم بأنّ أنبياء الله الثلاثة قد اختفوا بعد تهديد الكفار برجمهم أو العودة في ملّتهم ومن ثمّ غضب هذا الرجل الصالح من قومه وجاء إلى كبار قومه وأعلن إيمانه. وقال الله تعالى:
    {وَاضْرِ‌بْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْ‌يَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْ‌سَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّ‌حْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَ‌بُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْ‌نَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْ‌جُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُ‌كُم مَّعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْ‌تُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِ‌فُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَ‌جُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرً‌ا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَ‌نِي وَإِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِ‌دْنِ الرَّ‌حْمَـٰنُ بِضُرٍّ‌ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَ‌بِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ‌ لِي رَ‌بِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَ‌مِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].

    ولذلك قال رسول الله إلياس لأخويه إدريس واليسع:
    {إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:20]

    وذلك لأنّ قومهم توعدوهم بذلك إن لم ينتهوا عن دعوتهم إلى الله وترك عبادة آلهتهم، وقالوا:
    {قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [يس:18]، وذلك لأنّ الأنبياء الثلاثة رسول الله إلياس ووزراءه الفتية إدريس واليسع كانوا يدعون قومهم إلى عبادة الله وحده وترك عبادة الأوثان وقالوا: قال الله تعالى: {هَٰؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا} صدق الله العظيم [الكهف:15].

    والآن تبيّن لكم لماذا جعل الله قصة أصحاب القرية ورسلها الثلاثة مُبهمةً ولم يذكر أصحاب هذه القرية ولا اسم قومها وكذلك لم يذكر أسماء رُسلها الثلاثة، وذلك لأنّ القصة تتعلق بأصحاب الكهف فإذا جاء الإمام المهديّ الذي يؤتيه الله علم الكتاب فيفصّلها تفصيلاً فيجعل أسرار القرآن مفهومةً لدى المُسلمين المؤمنين الموقنين بآيات الله في القرآن العظيم؛ أولئك من وزرائي المُكرّمين وهم رسول الله إلياس والصديق النّبي أخوه إدريس الذي رفعه الله مكان علياً، وهو إشارة على أن موقع أصحاب الكهف في أعلى مكانٍ في الجزيرة العربية، وأعلى مكان هو هضبة اليمن، وأعلى مكان في الهضبة هي محافظة ذمار، وأعلى مكان هي قرية الأقمر التي توجد بعرض جبل إسبيل. وأما الكهف فهو موجود عند البيوت التي بجانب الجبل على مقربة من بيت رجل يُدعى (محمد سعد) ولكنه يصدّ عن هذا الكهف صدوداً ويظنّ أنّ بداخله كنز له، وأخوه أعقل منه وأهدى سبيلاً.

    وكما قلنا إنّه يوجد في هذا الكهف أربعةٌ من وزراء الإمام المهديّ وهم رسول الله إلياس -صلّى الله عليه وآله وسلّم- وكذلك أخوه الذي صدّق به؛ نبيّ الله إدريس، وكذلك النّبي الثالث الذي صدّق بأمرهم وهو أخوهم نبيّ الله الصدّيق اليسع، وكذلك الرقيم المضاف إليهم بتابوت السكينة حين أراد بنو إسرائيل قتل رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وسلم.

    أولئك هم من أكرم من في مجلس وزراء الإمام المهديّ، وإنّ أكرم وزراء الإمام المهديّ هو رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم.


    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ___________





    اقتباس المشاركة: 208292 من الموضوع: من هم أولو الألباب وحقيقة الدّابة






    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 12 - 1429 هـ
    23 - 12 - 2008 مـ
    10:57 مساءً
    ــــــــــــــــــ


    خـــــروج الدّابــــــة ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله الطيبين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين وبعد..
    أختى السائلة عن الدّابة، وإليك الجواب المختصر: إنّ خروج الدّابة من الأرض هو إنسانٌ يمشي فيُكلم النّاس، والنّاسُ دواب. وقال الله تعالى:
    {وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النّاس بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى} صدق الله العظيم [فاطر:45].

    إذاً المقصود بالدّابة هو إنسان يُكلم النّاس شاهداً بالحقّ؛ وهو المسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- يُخرجه الله من الأرض لأنّه الرقيم المُضاف إلى أصحاب الكهف فيُكلم النّاس كهلاً بالحقّ كما كلمهم طفلاً يوم ولادته، ويقول:
    {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} [مريم:30]، فيجعله الله حَكَمَاً بين المسلمين والنّصارى الذين قالوا: إنّ الله هو المسيح عيسى ابن مريم! وطائفة أخرى قالوا: وَلَدُ الله! ولكن المسلمين يعتقدون بالحقّ أنّه عبد الله، ثم يأتي حكماً بالحقّ في اختلاف المسلمين والنّصارى فيقول لهم كما قال لهم من قبل وهو في المهد صبياً: {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ}، وذلك لأنّ المسيح الكذاب سوف يأتي ويقول أنّه المسيح عيسى ابن مريم ويقول أنّه الله ولذلك تمّ تأخير المسيح الحقّ ليجعله الله شاهداً بالحقّ وجعله الله للإمام المهدي وزيراً، ويكون من الصالحين ولا يدعو النّاس إلى اتّباعه بل إلى اتّباع الإمام المهديّ، ويكون من الصالحين التّابعين. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} صدق الله العظيم [آل‌عمران:46].

    ومعنى قول الله تعالى:
    {وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ}؛ أي حين يُكلّمهم كهلاً فهو يكون من الصالحين التّابعين ولا يدعو النّاس لاتّباعه كونه نبيّ؛ ولكنّه لا ينبغي أن يأتي نبيٌّ من بعد محمدٍ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- فيدعو النّاس لاتّباعه. تصديقاً لقول الله تعالى: {مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا} صدق الله العظيم [الأحزاب:40].

    ولذلك حين تأتي دعوة ابن مريم الأخرى سوف يكون من الصالحين التّابعين للإمام المهديّ يوم يأتي المسيح عيسى ابن مريم يُكلّم النّاس وهو كهلاً، ولكن ما هي المعجزة أن يتكلم رجل وهو كهل؟ بل المعجزة في نزول نفس ابن مريم من عند بارئها فينهض جسد المسيح المُضاف إلى أصحاب الكهف الثلاثة وتوجد هنا معجزة من ربّ العالمين لينطق ابن مريم بالحقّ بإذن الله، فأمّا الأولى فهي:
    {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ} [آل عمران:46]، ومضت وانقضت يوم ميلاد المسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ونطق بإذن الله وقال: {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ}، ولم يقُل أنّه الله ولا ولد الله.
    وأما المُعجزة الأخرى في تكليم ابن مريم للناس في قول الله تعالى:
    {وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ} [آل عمران:46]، وتلك معجزة الإحياء لجسد الإنسان المسيح عيسى ابن مريم وعودة نفس المسيح إلى الجسد ليُكلّم النّاس كهلاً، والكهل هو سنٌّ متوسطٌ بين سنِّ الشباب والمَشيب ذو اللحية المخلوطة بالشعر الأبيض والأسود ويُطلق على من كان بهذا السن كهلاً، وذلك هو الدّابة يخرج من الأرض، وهو الإنسان المسيح عيسى ابن مريم ليُكلم النّاس كهلاً فينطق بنفس القول من قبل: {إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} أي إنّه ليس الله ولا ولد الله سُبحانه! كما يعتقد النّصارى بالباطل، ويريد المسيح الكذاب أن يستغل عقيدة الكفار من النّصارى فيقول إنّه الله! وقال الله تعالى: {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابن مريم وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ ربّي وَربّكمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الجنّة وَمَأْوَاهُ النّار وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ} صدق الله العظيم [المائدة:72].

    وبما أنّ المسيح الدجال سوف يأتي مؤيّداً لعقيدة الباطل لدى كُفار النّصارى فيدعي الربوبيّة ويقول إنّه المسيح عيسى ابن مريم وإنّه الله ربّ العالمين ولذلك يُسمّى المسيح الكذاب بمعنى إنّه ليس المسيح عيسى ابن مريم الحقّ، ولذلك تتبيّن لكم الحكمة من رجوع المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم، وهو الوزير الأول ونائب خليفة الله الإمام المهديّ ورئيس مجلس الوزراء.

    ومن وزراء المهديّ كذلك رسول الله
    إلياس -صلّى الله عليه وآله وسلّم- الذي ابتعثه الله إلى أصحاب الرسّ، وهي قرية حمّة ذياب بن غانم كما يُسمّيها المؤرخون. وكذّبوه هو ووزيره نبيّ الله الصديق إدريس صلّى الله عليه وآله وسلّم، ثم صدّقه أخوه إدريس؛ شاباً فتياً، ثم جعله الله مع أخيه إلياس وزيراً، ثم صدّقه أخوه اليسع؛ شاباً فتياً، فعزز الله بهما نبيّاً ثالثاً وهو نبيّ الله الصدّيق اليسع، فكذبوهم أجمعين ولم يؤمن لهم غير رجل واحد فقط وكان يكتم إيمانه ومثله كمثل مؤمن آل فرعون. وتوعّدهم قومهم إن لم ينتهوا عن الدعوة إلى الله وعبادة الله وحده بأنهم سوف يرجمونهم وليمسنّهم من قومهم عذاباً أليماً، ومن ثم خشي رسول الله إلياس على أخويه من الفتنة وأمرهم أن يأويا إلى الكهف وهو معهم فيختبئون فيه كما اختبأ محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- وصاحبه أبو بكر من الكفار، وكذلك الرسول إلياس وأخويه النبيّين الصّدّيقَين الفتيان اختفوا في الكهف من مكر الكفار حتى ينظر الله في أمرهم، ولكن الرجل الذي صدّقهم وكان يكتم إيمانه علم بأنّ أنبياء الله الثلاثة قد اختفوا بعد تهديد الكفار برجمهم أو العودة في ملّتهم ومن ثمّ غضب هذا الرجل الصالح من قومه وجاء إلى كبار قومه وأعلن إيمانه. وقال الله تعالى:
    {وَاضْرِ‌بْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْ‌يَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْ‌سَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّ‌حْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَ‌بُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْ‌نَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْ‌جُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُ‌كُم مَّعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْ‌تُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِ‌فُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَ‌جُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرً‌ا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَ‌نِي وَإِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِ‌دْنِ الرَّ‌حْمَـٰنُ بِضُرٍّ‌ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَ‌بِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ‌ لِي رَ‌بِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَ‌مِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].

    ولذلك قال رسول الله إلياس لأخويه إدريس واليسع:
    {إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:20]

    وذلك لأنّ قومهم توعدوهم بذلك إن لم ينتهوا عن دعوتهم إلى الله وترك عبادة آلهتهم، وقالوا:
    {قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [يس:18]، وذلك لأنّ الأنبياء الثلاثة رسول الله إلياس ووزراءه الفتية إدريس واليسع كانوا يدعون قومهم إلى عبادة الله وحده وترك عبادة الأوثان وقالوا: قال الله تعالى: {هَٰؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا} صدق الله العظيم [الكهف:15].

    والآن تبيّن لكم لماذا جعل الله قصة أصحاب القرية ورسلها الثلاثة مُبهمةً ولم يذكر أصحاب هذه القرية ولا اسم قومها وكذلك لم يذكر أسماء رُسلها الثلاثة، وذلك لأنّ القصة تتعلق بأصحاب الكهف فإذا جاء الإمام المهديّ الذي يؤتيه الله علم الكتاب فيفصّلها تفصيلاً فيجعل أسرار القرآن مفهومةً لدى المُسلمين المؤمنين الموقنين بآيات الله في القرآن العظيم؛ أولئك من وزرائي المُكرّمين وهم رسول الله إلياس والصديق النّبي أخوه إدريس الذي رفعه الله مكان علياً، وهو إشارة على أن موقع أصحاب الكهف في أعلى مكانٍ في الجزيرة العربية، وأعلى مكان هو هضبة اليمن، وأعلى مكان في الهضبة هي محافظة ذمار، وأعلى مكان هي قرية الأقمر التي توجد بعرض جبل إسبيل. وأما الكهف فهو موجود عند البيوت التي بجانب الجبل على مقربة من بيت رجل يُدعى (محمد سعد) ولكنه يصدّ عن هذا الكهف صدوداً ويظنّ أنّ بداخله كنز له، وأخوه أعقل منه وأهدى سبيلاً.

    وكما قلنا إنّه يوجد في هذا الكهف أربعةٌ من وزراء الإمام المهديّ وهم رسول الله إلياس -صلّى الله عليه وآله وسلّم- وكذلك أخوه الذي صدّق به؛ نبيّ الله إدريس، وكذلك النّبي الثالث الذي صدّق بأمرهم وهو أخوهم نبيّ الله الصدّيق اليسع، وكذلك الرقيم المضاف إليهم بتابوت السكينة حين أراد بنو إسرائيل قتل رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وسلم.

    أولئك هم من أكرم من في مجلس وزراء الإمام المهديّ، وإنّ أكرم وزراء الإمام المهديّ هو رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم.


    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ___________



  4. الترتيب #4 الرقم والرابط: 209538 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,074

    افتراضي

    -4-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 12 - 1429 هـ
    22 - 12 - 2008 مـ
    11:48 مساءً
    ــــــــــــــــــ

    أخي الفيصل اليمانـــي..

    بسم الله الرحمن الرحيم، برادر فیصل الیمانی؛ به ما خبر بده و خود را در تنگنا قرار نده؛ چه مانعی سر راه توست که تو را از این باز می‌دارد که برای مردم عالم از روی حقایق پرده برداری؟ آیا قبیله‌ات تو را تصدیق نمی‌کنند؟ یا افراد غافل قریه "الآقمر" حرف تو را باور نمی‌کنند-مگر کسانی که خداوند به آنان رحم کند-؟ یا پس چه؛ تو را چه می‌شود، یک ماهی که به ما وعده داده بودی در خلال آن نتیجه‌ای برای ما بیاوری در حال تمام شدن است؟ اما اگر قادر به این کار نیستی؛ حرجی برتو نیست برادر گرامی که خداوند کسی را بیش از توانش مکلف نمی‌سازد و می‌دانم تو با مردمی روبرو خواهی شد که جزاندکی؛ حق آمده از پروردگارشان را درک نمی‌کنند.... اگر انسان‌ها قبل از بعث و برانگیختگی؛ آنها را پیدا نکنند؛ خداوند ایشان را برمی‌انگیزد و زنده و با پای خود به میان مردم خواهند آمد تا از نشانه‌های عجیب خداوند باشند. آنها از اقوام اولیه‌اند که خداوند از نظر جسمی به آنها برتری و فزونی داده است - از نظر جسمی از مردم نسل حاضر قوی‌تر و درشت‌ترند-. خداوند "الرقیم" یعنی مسیح عیسی بن مریم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- را هم برخواهد انگیخت و او همان موجودی است(دابة ) که با انسان‌ها سخن گفته و ایشان را به پیروی از حق فرا می‌خواند و خود از تابعین و پیروان- مهدی منتظر- خواهد بود که مردم به آیات خداوند یقین نمی‌آورند.. وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.

    و حال این شمایید که خداوند وصف شما را درعصر ظهورامام مهدی و خارج شدن "دابة" آورده است که به بیان حق آیات پروردگارتان یقین نمی‌آورید تا زمان وقوع وعده حق خداوند بر شما فرا رسد و خورشید از مغرب طلوع کرده و خداوند آنان را برانگیزد و اگر بخواهد قبل از این رخ خواهد داد که أمور به خداوند باز می‌گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاس كَانُوا بِآياتنَا لَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:٨٢].
    { هنگامی که فرمان وقوع عذاب فرا می‌رسد ما جنبنده‌ای-عیسی بن مریم- را از زمین برای مردمان بیرون می‌آوریم که با ایشان سخن که به آیات خدا ایمان نمی‌آوردند}
    فیصل یمانی هیچ حرجی بر تو نیست و أمور به خداوند باز می‌گردد و حکم باخداوند است و او اسرع الحاسبین است؛ مهم‌ این است که من مکان آنها و مسیح عیسی بن مریم -صلّى الله عليه وآله وسلّم-تسلیماً کثیراً را که همراه ایشان است به شما گفتم . آنها در زمان مقدر شده در کتاب مسطور از همان مکان مشخص و معلوم خارج شده و زنده و با پای خود راه خواهند رفت؛ آنها چهار وزیر گرامی من و از انبیاء هستند؛ اگر می‌دانستید!... و باز گشت أمور به خداوند است.
    تعجب من از علمای امت است که می‌دانند خداوند امام مهدی را امام رسول الله مسیح عیسی بن مریم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- قرار داده ولی شأن امام مهدی منتظر را خوار دانسته و اینکه خود را به آنان معرفی و از شأن خود سخن بگوید را بر او حرام می‌کنند و تصور می‌کنند آنها هستند که او را شناخته و معرفی خواهند کرد!! و این امام حق است که در تمامی موضوعاتی که با آنان مخالف است؛ همگی شان را ساکت کرده و کوچک‌ترین حرکتی از ایشان سرنزده چون می‌دانند نمی‌توانند در برابر قدرت برهان آشکارآیات محکم قرآن عظیم حرفی بزنند. اگر با روایات با آنان بحث و جدال می‌کردم؛ می‌توانستند با توجه به کثرت روایات باطل با من مجادله کنند. ولی می‌دانم که حجت خداوند بر محمد و ناصر محمد و مردم‌شان؛ ذکر محفوظ از تحریف است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} صدق الله العظيم [الحجر:٩].
    {ما خود ذکر-قرآن- را فرستاده‌ایم و خود ما حافظ آن می‌باشیم}
    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ} صدق الله العظيم [الزخرف:٤٤].
    {و قرآن مایه‌ی ذکر تو و قوم تو است، و از شما پرسیده خواهد شد}
    و در موارد اختلاف‌تان حکم مربوطه درآن آمده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّاس بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}
    صدق الله العظيم [النساء:١٠٥].
    {ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه خداوند به تو نشان داده، در میان مردم قضاوت کنی؛}
    پس بعد آن به چه حدیثی ایمان دارید؟ وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 208293 من الموضوع: من هم أولو الألباب وحقيقة الدّابة





    - 4 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 12 - 1429 هـ
    22 - 12 - 2008 مـ
    11:48 مساءً
    ــــــــــــــــــ


    أخي الفيصل اليمانـــي ..

    بسم الله الرحمن الرحيم
    أخي الفيصل اليماني أخبرنا ولا تنحرج، ما هي الموانع التي منعتك من كشف الحقيقة للعالمين؟ فهل لم تصدقك قبيلتك؟ أم لم يصدقك أصحاب قرية الأقمر الغافلون إلا من رحم ربّي؟ أم ما خطبك وما دهاك فقد أوشك الشهر الذي وعدتنا خلاله أن تأتينا بنتيجةٍ أن ينتهي؟ ولكن إن لم تستطع فلا حرج عليك أخي الكريم ولا يُكلف الله نفساً إلا وسعها، واعلمْ أنك سوف تجد قوماً لا يفقهون الحقّ من ربّهم إلا قليلاً. وإن لم يعثر النّاس عليهم قبل بعثهم فسوف يبعثهم الله فيخرجون على النّاس أحياءً يمشون من آيات الله عجباً في ضخامة الخلق من الأمم الأولى من الذين زادهم الله بسطةً في الخلق، وكذلك يبعث الله الرقيم المُضاف إليهم المسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- وهو دابة من الأرض تُكلمهم بأن يتّبعون الحقّ؛ ويكون من التّابعين، إنّ النّاس بآيات الله لا يوقنون، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.

    وها أنتم كما وصفكم الله في عصر ظهور الإمام المهديّ وخروج الدّابة لا توقنون بالبيان الحقّ لآيات ربّكم حتى إذا وقع القول عليكم بالحقّ وتطلع الشمس من مغربها يبعثهم الله؛ وإنْ يشأ فقبل ذلك، وإلى الله تُرجع الأمور. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاس كَانُوا بِآياتنَا لَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:٨٢].

    فلا حرجَ عليك أيها الفيصل اليماني شيئاً وإلى الله ترجع الأمور والحُكم لله وهو أسرع الحاسبين، أهم شيء أنّي علّمتكم بمكانهم ومعهم المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم تسليماً كثيراً، ومن نفس المكان المعلوم سوف يخرجون في قدرهم المقدور في الكتاب المسطور أحياءً يمشون؛ أولئك من وزرائي المُكرمين أربعة من الأنبياء لو كنتم تعلمون! وإلى الله تُرجع الأمور.

    ويا عجبي من عُلماء أمّة يعلمون إن الله قد جعل الإمام المهديّ إماماً لرسول الله المسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ومن ثم يحقّرون من شأن الإمام المهديّ المنتظَر وحرّموا عليه أن يُعرّفهم بشأنه وأنهم هم من يعرفونه بما سيعرفون! وها هو الإمام الحقّ قد أخرس ألسنتهم في كافة المواضيع التي خالفناهم فيها جملةً وتفصيلاً فلم يذودوا شيئاً لأنهم لا يستطيعون شيئاً نظراً لقوة البُرهان المُبين من مُحكم القرآن العظيم، ولو كنت أجادل النّاس بالروايات لاستطاعوا أن يجادلونني جدلاً كبيراً من كثرة الباطل المُفترى، ولكني أعلم أنّه الحجّة لله على محمدٍ وناصر محمدٍ وقومِهما هو الذكر المحفوظ من التحريف. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} صدق الله العظيم [الحجر:٩].

    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ} صدق الله العظيم [الزخرف:٤٤].

    وفيه الحُكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون، تصديقاً لقول الله تعالى:
    {إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّاس بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}
    صدق الله العظيم [النساء:١٠٥]، فبأي حديث بعده تؤمنون؟

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    الإمام المهدي؛ ناصر محمد اليماني.
    ____________



  5. الترتيب #5 الرقم والرابط: 209681 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,074

    افتراضي

    -5-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 10 - 1433 هـ
    20 - 08 - 2012 مـ
    04:04 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    إمام مهديّ منتظَر فتوا می‌دهد جنبنده‌ای که خارج شده و با مردم سخن خواهد گفت همانا عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام است ..



    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيبين والتابعين الحقّ من ربّهم إلى يوم الدين لا نفرّق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..


    امام مهدی از میهمان گرامیمان تائب الی الله معذرت می‌خواهد که یا به علت آگاه نشدن از سؤآلش و یا به یاد نیاوردن آن - به واسطه کثرت سؤال و جواب‌های عمومی و خصوصی- پاسخی به او نداده است. امام مهدی یک نفر است و سؤال کنندگان یک امتند... پس صبری جمیل داشته باشید..


    من به انصار امر نمی‌کنم؛ بلکه از ایشان می‌خواهم به صورت اختیاری اگر سؤالی پیدا کردند که به آن جواب نداده‌ایم؛ آن را همراه لینک آن بیان به صورت نامه خصوصی برایم بفرستند تا هر وقت که میسر شد به اذن خداوند به آن جواب دهیم؛ ای جماعت پرسشگران صبر پیشه کنید. امام مهدی در برابر حق‌ج
    ویان تکبر نمی‌کند؛ ما به پرسش‌گران پاسخ می‌دهیم بدون اینکه بدانیم چه کسی سؤال می‌کند. مهم پاسخ ماست که به کار حق‌جویان می‌آید خواه پرسش‌گر هدایت شود و یا نشود؛ ولی از جواب سؤآل او دیگر کسانی که با اخلاص و صادقانه به دنبال حق هستند، سود خواهند برد .

    و اما کسانی که از احزاب مختلف به دانش خود خرسند هستند، به آنان می‌گوییم: اگر برای‌تان روشن شود در فلان مسئله نظر و علم شما باطل است-چه می‌کنید؟- خداوند در ایات محکم کتاب خود به شما فتوا داده است که هر ادعایی به برهان نیاز دارد؛ خداوند تعالی فرموده است:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ}صدق الله العظيم [البقرة:111].

    { بگو: اگر راست می‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید}
    مثل این فتوا که ندانسته و بدون داشتن دلیلی از نزد خداوند و با پیروی از ظن و گمان وقتی در قرآن ذکر ناقه شده، فتوا داده‌اند که مقصود از"دابة" همان ناقة الله صالح است چون لفظ "آیة" برای آن به کار رفته است. می گوییم :

    بله نشانه ای است برای قوم نبی الله صالح که زمان و دوران آن گذشته و رفته است.

    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:73].

    { و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را، گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛ او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت}

    قصه قوم نبيّ الله صالح صلى الله عليه وآله الأطهار وسلم را دنبال می‌کنیم تا ببینیم آیا خداوند ناقه را به مکان رفیعی برد و از کشته شدن نجات داد و ناقه دیگری شبیه آن برایشان فرستاد تا آن را بکشند؟ پس برای عالم و عامه مسلمانان ازآیات محکم کتاب فتوای پروردگارعالمیان را می‌آوریم . خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْ‌سَلٌ مِّن رَّ‌بِّهِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا إِنَّا بِالَّذِي آمَنتُم بِهِ كَافِرُ‌ونَ ﴿٧٦﴾ فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٧٨﴾ فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِ‌سَالَةَ رَ‌بِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    {اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموریت یافته، ایمان آورده‌ایم.» (۷۵) متکبران گفتند: «(ولی) ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم!» (۷۶) سپس «ناقه» را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند؛ و گفتند: «ای صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی، آنچه ما را با آن تهدید می‌کنی، بیاور!» (۷۷) سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، جسم بی‌جانشان در خانه‌هاشان باقی مانده بود. (۷۸) (صالح) از آنها روی برتافت؛ و گفت: «ای قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خیرخواهی را انجام دادم، ولی (چه کنم که) شما خیرخواهان را دوست ندارید!» (۷۹)}

    یعنی بنا بر حکمت الهی؛ خداوند ناقه را از کشته شدن نجات نداد و قوم صالح ناقه خداوند را کشتند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُ‌هُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْ‌ضِ وَاسْتَعْمَرَ‌كُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُ‌وهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَ‌بِّي قَرِ‌يبٌ مُّجِيبٌ ﴿٦١﴾ قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْ‌جُوًّا قَبْلَ هَـٰذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِ‌يبٍ ﴿٦٢﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَ‌أَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّ‌بِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَ‌حْمَةً فَمَن يَنصُرُ‌نِي مِنَ اللَّـهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ‌ تَخْسِيرٍ‌ ﴿٦٣﴾ وَيَا قَوْمِ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُ‌وهَا تَأْكُلْ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِ‌يبٌ ﴿٦٤﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِ‌كُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ‌ مَكْذُوبٍ ﴿٦٥﴾ فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُ‌نَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَ‌حْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿٦٦﴾ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٦٧﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُ‌وا رَ‌بَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [هود].

    { و بسوی قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید، که پروردگارمنزدیک، و اجابت‌کننده است!» (۶۱) گفتند: «ای صالح! تو پیش از این، مایه امید ما بودی! آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، نهی می‌کنی؟! در حالی که ما، در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان می‌کنی، در شک و تردید هستیم!» (۶۲)گفت: «ای قوم! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رحمتی از جانب خود به من داده باشد اگر من نافرمانی او کنم، چه کسی می‌تواند مرا در برابر وی یاری دهد؟! پس، شما، جز اطمینان به زیانکار بودنتان، چیزی بر من نمی‌افزاید! (۶۳) ای قوم من! این «ناقه» خداوند است، که برای شما نشانه‌ای است؛ بگذارید در زمین خدا به چرا مشغول شود؛ هیچ گونه آزاری به آن نرسانید، که بزودی عذاب خدا شما را خواهد گرفت!» (۶۴) آنها آن (ناقه) را از پای در آوردند! و (صالح به آنها) گفت: سه روز در خانه‌هایتان بهره‌مند گردید؛ (و بعد از آن، عذاب الهی فرا خواهد رسید؛) این وعده‌ای است که دروغ نخواهد بود!» (۶۵) و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، صالح و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوایی آن روز، رهایی بخشیدیم؛ چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است! (۶۶) و کسانی را که ستم کرده بودند، صیحه فروگرفت؛ و درجای خود مردند (۶۷) آنچنان که گویی هرگز ساکن آن دیار نبودند! بدانید قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (۶۸)}


    ای مرد برایت روشن شد که قوم ثمود در برابر امر پروردگارشان عصیان کرده و به ناقه دست‌اندازی کرده و او ر
    ا پی کردند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿١٤١﴾ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٤٢﴾ إِنِّي لَكُمْ رَ‌سُولٌ أَمِينٌ ﴿١٤٣﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٤٤﴾ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ‌ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَىٰ ربّ الْعَالَمِينَ ﴿١٤٥﴾ أَتُتْرَ‌كُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿١٤٦﴾ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿١٤٧﴾ وَزُرُ‌وعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿١٤٨﴾ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِ‌هِينَ ﴿١٤٩﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٥٠﴾ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ‌ الْمُسْرِ‌فِينَ ﴿١٥١﴾ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿١٥٢﴾ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِ‌ينَ ﴿١٥٣﴾ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿١٥٤﴾ قَالَ هَـٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْ‌بٌ وَلَكُمْ شِرْ‌بُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿١٥٥﴾ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥٦﴾
    فَعَقَرُ‌وهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿١٥٧﴾ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٥٨﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٥٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

    { قوم ثمود رسولان را تکذیب کردند، (۱۴۱) هنگامی که صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟! (۱۴۲) من برای شما پیامبری امین هستم! (۱۴۳) پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (۱۴۴) من در برابر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (۱۴۵) آیا شما تصوّر می‌کنید همیشه در نهایت امنیّت در نعمتهایی که اینجاست می‌مانید، (۱۴۶) در این باغها و چشمه‌ها، (۱۴۷) در این زراعتها و نخلهایی که میوه‌هایش شیرین و رسیده است؟! (۱۴۸) و از کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید، و در آن به عیش و نوش می‌پردازید! (۱۴۹) پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید! (۱۵۰) و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید! (۱۵۱) همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند!» (۱۵۲) گفتند: تو از افسون شدگانی (و عقل خود را از دست داده‌ای!) (۱۵۳) تو فقط بشری همچون مائی؛ اگر راست می‌گویی آیت و نشانه‌ای بیاور!» (۱۵۴) گفت: «این ناقه‌ای است برای او سهمی و برای شما سهم روز معینّی است! (۱۵۵) کمترین آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!(۱۵۶) سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پی» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشیمان شدند!(۱۵۷) و عذاب الهی آنان را فرا گرفت؛ در این، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند! (۱۵۸) و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (۱۵۹)}
    بعد از پیگیری قصه نبی الله صالح و قومش و ناقه که نشانه و آیه خداوند برای آنان بود، برای‌مان روشن شد که این نشانه گذشته و تمام شده و آنها به یقین آن را کشتند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ‌ ﴿٢٣﴾ فَقَالُوا أَبَشَرً‌ا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ‌ ﴿٢٤﴾ أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ‌ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ‌ ﴿٢٥﴾ سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ‌ ﴿٢٦﴾ إِنَّا مُرْ‌سِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْ‌تَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ‌ ﴿٢٧﴾ وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْ‌بٍ مُّحْتَضَرٌ‌ ﴿٢٨فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ‌ ﴿٢٩﴾ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ‌ ﴿٣٠﴾ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ‌ ﴿٣١﴾ وَلَقَدْ يَسَّرْ‌نَا الْقُرْ‌آنَ لِلذِّكْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ‌ ﴿٣٢﴾}

    صدق الله العظيم [القمر].
    { قوم ثمود نیز بیم‌دادنها و برحذر داشتنهای (پیغمبر خود صالح) را تکذیب کردند و دروغشان نامیدند. (۲۳) آنان گفتند: آیا از انسانی از خودمان پیروی کنیم که تنها هم هست؟ در صورت پیروی از او، ما گمراه و دیوانه خواهیم بود. (۲۴) آیا از میان همه‌ی ما وحی بدو شده است؟! بلکه او بسیار دروغگو و خودخواه است(۲۵) فردا خواهند دانست که بسیار دروغگوی متکبّر و خودخواه کیست. (۲۶) ما ماده شتر را برای امتحان ایشان می‌فرستیم در انتظار پایان کار آنان باش و صبر کن! (۲۷)و به آنها خبر ده که آب (قریه) باید در میانشان تقسیم شود، و هر یک در نوبت خود باید حاضر شوند! (۲۸) آنها یکی از یاران خود را صدا زدند، او به سراغ این کار آمد و (ناقه را) مجروح کرد و کشت!(۲۹) پس عذاب و انذارهای من چگونه بود! (۳۰) ما فقط یک صیحه بر آنها فرستادیم و بدنبال آن همگی بصورت گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان (در آغل) جمع‌آوری می‌کند! (۳۱) ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! (۳۲)}
    پس او را مجروح کرده و کشتند و کار او تمام شد وخداوند آنها را بخاطر گناهان‌شان در هم کوبید و با خاک یکسان و صاف کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿١١﴾ إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا ﴿١٢﴾ فَقَالَ لَهُمْ رَ‌سُولُ اللَّـهِ نَاقَةَ اللَّـهِ وَسُقْيَاهَا ﴿١٣﴾ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُ‌وهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَ‌بُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿١٤﴾ وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١٥﴾}صدق الله العظيم [الشمس].

    { قوم «ثمود» بر اثر طغیان، تکذیب کردند، (۱۱) آنگاه که شقی‌ترین آنها بپاخاست، (۱۲) و فرستاده الهی [= صالح‌] به آنان گفت: «ناقه را با آبشخورش واگذارید (۱۳) ولی آنها او را تکذیب و ناقه را پی کردند (و به هلاکت رساندند)؛ از این رو پروردگارشان آنها را بخاطر گناهانشان در هم کوبید و با خاک یکسان و صاف کرد! (۱۴) و او هرگز از فرجام این کاربیم ندارد! (۱۵)}
    بیایید تا برایتان روشن کنم این مرد چرا از ظن و گمان پیروی کرده است. جواب را در فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنید: {وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً} صدق الله العظيم [الأعراف:73].

    { و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛}

    این مرد خواهد گفت: " آیا نمی‌بینید لغت "آیه" دو جا آمده است؟ و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآَيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:82]؟".

    {و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند (مسیح عیسی بن مریم) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند}

    کسانی که دنباله‌رو ظن و گمان هستند خواهند گفت:" آیا نمی‌بینید که در دو جا از آیه ذکر به میان آمده است یکی در جایی که از ناقه یاد می‌شود یکی در جایی که از دابة سخن به میان می‌آید؟ و بر این اساس تصور می‌کنند دابة همان ناقة است. امام مهدی ناصر محمد یمانی در جواب کسانی که دنباله‌رو ظن و گمان هستند می‌گوید: این پیروی از ظن است ولی ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و دلیل این گمان که ناقه همان دابة است به میان آمدن نام آیة است و چقدر مردم جاهلی هستید! این تفسیر قرآن با قرآن نیست، اشتباه می‌کنید. بلکه تفسیر قرآن با قرآن باید بی شک و تردید وهمان طور که امام مهدی ناصر محمد یمانی انجام می‌دهد، بر اساسی متین وآشکاراستوار وهمراه با برهان واضح باشد؛ به وضوح خورشید در حال طلوع... و برخلاف دروغی که نادانان به ما نسبت می‌دهند در تفاسیر ما تناقضی پیدا نمی‌شود. ما اعتراف می‌کنیم که در بیانات ما خطاهای لغوی وجود دارد و این حجت ما برشماست نه حجت شما بر ما و الحمدلله. به خدا قسم که آنها مقصود ناصر محمد یمانی را در تمام بیاناتش می‌دانند و می‌فهمند و مهم و اساس این است که آنها گفته های مرا می فهمند.

    و اما دابة به هرچیزی اطلاق می‌شود که روی زمین حرکت می‌کند چه انسان باشد و چه حیوان؛ درکتاب به همه اینها دابة گفته می‌شود؛ در تعداد زیادی از آیات محکم قرآن عظیم صحبت از "دواب" شده که مقصود آن "انسان‌ها" هستند . ودوم اینکه که مردم منتظر خروج ناقة الله صالح علیه الصلاة و السلام نیستند؛ بلکه در انتظار برانگیخته شدن امام مهدی و خروج دابة از زمین یعنی مسیح عیسی بن مریم صلی الله علیه و آله وسلم و خروج مسیح کذاب از بهشت فتنه هستند.

    ای مرد؛ بیان امام ناصر محمد یمانی را هر انسان عاقلی می‌پذیرد، چون بیان حق کتابی و ذکر و پندی برای خردمندان است و تنها بدترین جنبندگان، آنانی که گنگ و کرند و تعقل نمی‌کنند آن را انکار می‌کنند. از آنان نباش، برادر گرامی از شکرگذاران باش. خدا را حمد و ستایش کن که مقدر نموده در زمانی زندگی کنی که مهدی منتظر برانگیخته می‌شود تا مردم را از ظلمات بیرون برده و به سوی نور ببرد. این فضل عظیم خداوند بر شماست ، پس ای امت امام مهدی ناصر محمد یمانی از شکرگذاران باشید.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني

    اقتباس المشاركة: 249924 من الموضوع: من هم أولو الألباب وحقيقة الدّابة




    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 10 - 1433 هـ
    20 - 08 - 2012 مـ
    04:04 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ

    الإمام المهديّ المنتظَر يفتي بأنّ الدابّة التي ستخرج تكلّم الناس
    إنّما هي عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام
    ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيّبين والتّابعين الحقّ من ربّهم إلى يوم الدين لا نفرّق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..

    وإنّ الإمام المهديّ ليقدّم اعتذاره إلى ضيفنا الكريم (التائب إلى الله) بعدم ردِّ الجواب على أسئلته التي لم أعثر عليها أو لا أتذكرها لكثرة الأسئلة والردود على العام والخاص، والإمامُ المهديّ رجلٌ واحدٌ والسائلون أمّة، فصبرٌ جميلٌ.

    وما أريده من أحبتي الأنصار تطوّعاً وليس أمراً أنّ من عثر على سؤالٍ لم يتمّ الردّ عليه أنْ يبعث به إلينا كرسالةٍ خاصةٍ مع رابط البيان حتى أجيبَ عليه حين تتيسّر لنا الفرصة بإذن الله، وصبرٌ جميلٌ معشر السائلين، وما كان الإمام المهديّ ليتعالى على الباحثين عن الحقّ، ونجيب السائلين ولا نعلم من السائل، والمهم أنّنا رددْنا بالجواب ليستفيد الباحثون عن الحقّ بغض النظر هل اهتدى السائل أم كان من الذين لا يهتدون؛ بل سوف يستفيد من الجواب على سؤاله قومٌ آخرون باحثون عن الحقّ بكل إخلاصٍ وصدقٍ.

    وأمّا الذين هم فرحون بما لديهم من العلم لدى مختلف الأحزاب فنقول: أولو كان تبيّن لكم أنّ علمكم باطلٌ في المسألة الفلانيّة؟ ولكنّ الله أفتاكم في محكم كتابه أنّ لكل دعوى برهانٌ، ولذلك قال الله تعالى:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:111].

    كمثل الذي يفتي أنّ الدابة هي ناقة الله صالح بغير علمٍ من الله إلا اتّباع الظنّ حين جاء ذكر الناقة في القرآن بأنّها آيةٌ، ونقول:
    نعم آية لقوم نبيّ الله صالح مضتْ وانقضتْ.تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [الأعراف:73].

    ونتابع قصة قوم نبيّ الله صالح صلى الله عليه وآله الأطهار وسلم فهل رفع الله الناقة إلى مكانٍ عَلِيٍّ فأنقذها من القتل فشبّه لهم ناقة أخرى ليقتلوها؟ ومن ثم نأتي للفتوى من ربّ العالمين في محكم كتابه للعالِم وعامّة المسلمين. قال الله تعالى:
    {قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْ‌سَلٌ مِّن رَّ‌بِّهِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا إِنَّا بِالَّذِي آمَنتُم بِهِ كَافِرُ‌ونَ ﴿٧٦﴾ فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٧٨﴾ فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِ‌سَالَةَ رَ‌بِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    فهذا يعني أنّ الله لم ينقذها من القتل لحكمةٍ إلهيةٍ، وقتلَ قومُ صالح ناقةَ الله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُ‌هُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْ‌ضِ وَاسْتَعْمَرَ‌كُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُ‌وهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَ‌بِّي قَرِ‌يبٌ مُّجِيبٌ ﴿٦١﴾ قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْ‌جُوًّا قَبْلَ هَـٰذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِ‌يبٍ ﴿٦٢﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَ‌أَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّ‌بِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَ‌حْمَةً فَمَن يَنصُرُ‌نِي مِنَ اللَّـهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ‌ تَخْسِيرٍ‌ ﴿٦٣﴾ وَيَا قَوْمِ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُ‌وهَا تَأْكُلْ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِ‌يبٌ ﴿٦٤﴾ فَعَقَرُ‌وهَافَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِ‌كُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ‌ مَكْذُوبٍ ﴿٦٥﴾ فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُ‌نَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَ‌حْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿٦٦﴾ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٦٧﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُ‌وا رَ‌بَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [هود].

    ويتبيّن لك يا رجل أنّ قوم ثمود عصوا أمر ربهم ومسّوا الناقة بسوءٍ فعقروها. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿١٤١﴾ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٤٢﴾ إِنِّي لَكُمْ رَ‌سُولٌ أَمِينٌ ﴿١٤٣﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٤٤﴾ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ‌ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَىٰ ربّ الْعَالَمِينَ ﴿١٤٥﴾ أَتُتْرَ‌كُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿١٤٦﴾ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿١٤٧﴾ وَزُرُ‌وعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿١٤٨﴾ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِ‌هِينَ ﴿١٤٩﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٥٠﴾ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ‌ الْمُسْرِ‌فِينَ ﴿١٥١﴾ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿١٥٢﴾ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِ‌ينَ ﴿١٥٣﴾ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿١٥٤﴾ قَالَ هَـٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْ‌بٌ وَلَكُمْ شِرْ‌بُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿١٥٥﴾ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥٦﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿١٥٧﴾ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٥٨﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٥٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

    وبعد متابعة قصة نبيّ الله صالح وقومه والناقة آية لهم من ربهم تبيّن لنا إنّها آيةٌ مضتْ وانقضتْ وقتلوها يقيناً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ‌ ﴿٢٣﴾ فَقَالُوا أَبَشَرً‌ا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ‌ ﴿٢٤﴾ أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ‌ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ‌ ﴿٢٥﴾ سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ‌ ﴿٢٦﴾ إِنَّا مُرْ‌سِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْ‌تَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ‌ ﴿٢٧﴾ وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْ‌بٍ مُّحْتَضَرٌ‌ ﴿٢٨﴾ فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ‌ ﴿٢٩﴾ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ‌ ﴿٣٠﴾ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ‌ ﴿٣١﴾ وَلَقَدْ يَسَّرْ‌نَا الْقُرْ‌آنَ لِلذِّكْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ‌ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [القمر].

    إذاً عقروها وقُضي أمرُها فأهلكهم الله بذنبهم فسوّاها. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿١١﴾ إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا ﴿١٢﴾ فَقَالَ لَهُمْ رَ‌سُولُ اللَّـهِ نَاقَةَ اللَّـهِ وَسُقْيَاهَا ﴿١٣﴾ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُ‌وهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَ‌بُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿١٤﴾ وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [الشمس].

    وتعالوا لنبيّن لكم سبب اتّباع هذا الرجل الظنّ، وتجدون الجواب في قول الله تعالى:
    {وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً} صدق الله العظيم [الأعراف:73].

    وسوف يقول لكم الرجل: "أفلا ترون أنّ ذكر الآية جاء في الموضعين؟ وقال الله تعالى:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآَيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:82]؟".

    ومن ثم يقول الذين يتبعون الظنّ: "أفلا ترون أنّه ذكر لكم {آيَة} في الموضعين وهو موضع الناقة وموضع الدابة؟". ومن ثم يستنبطون حسب زعمهم أنّ الدابة هي الناقة. ومن ثم يردّ على الذين يتبعون الظنّ الإمامُ المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: ذلك هو اتّباع الظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً، وسبب ظنّكم أنّ الناقة هي الدابّة هو ذكر الآية فكم أنتم قوم تجهلون! فليس هذا هو تفسير القرآن بالقرآن فإنّكم لخاطئون؛ بل تفسير القرآن بالقرآن يجب أن يكون على أساسٍ متينٍ مبينٍ وبرهانٍ واضحٍ وضوح الشمس حين الشروق لا شكّ ولا رَيْب كما يفعل الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني فلن تجدوا تناقضاً كما يفتري علينا الجاهلون، ونقرّ ونعترف بالأخطاء اللغويّة وهي حجّة لنا وليست علينا والحمد لله، وتالله إنّهم ليفهمون ويعلمون ما يقصده ناصر محمد اليماني في كافة بياناته وهذا هو الأهمّ والأساس أن يفطنوا لما أقول.

    وأما الدابة: فيطلق على كل ما يَدِبُّ على الأرض سواء كان إنساناً أو حيواناً فيسمى في الكتاب دابّة، فكثيرٌ من الآيات في محكم الكتاب ذكرت الدواب ويقصد بها الناس. وثانياً إنّ الناس لا ينتظرون خروج ناقة الله صالح عليه الصلاة والسلام؛ بل بعث الإمام المهديّ وخروج الدابّة المسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم وخروج المسيح الكذاب من جنّة الفتنة.

    ويا رجل، إنّ بيان الإمام ناصر محمد اليماني يقبله كل إنسانٍ عاقلٍ كونه البيان الحقّ للكتاب ذكرى لأولي الألباب وما ينكره إلا أشَرّ الدواب الصمّ البُكْمُ الذين لا يعقلون، فلا تكن منهم وكن من الشاكرين أخي الكريم، واحمدْ ربّك الذي قدّر وجودك في عصر بعث المهديّ المنتظَر ليخرج الناس من الظلمات إلى النور؛ ذلكم فضل من الله عليكم عظيمٌ فكونوا من الشاكرين يا أمّة الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ___________



المواضيع المتشابهه

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •